https://t.me/FarazTed/47981توهمات مذهبی یک شاهمحمدرضا شاه پهلوی در مقاطع مختلف زندگی خود، در گفتوگوها و مصاحبههایش بر داشتن باورهای عمیق مذهبی و شیعی تأکید میکرد؛ تأکیدی که حتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز در برخی اظهارات و مصاحبههای او دیده میشود.وی در خاطرات خود از تجربههایی شخصی در دوران کودکی سخن گفته است. او مدعی بود که در کودکی تجربه دیدار با برخی شخصیتهای برجسته و مقدس در باور شیعه، از جمله ابوالفضل العباس و امام دوازدهم شیعیان را داشته است. این روایتها را با جزئیات در خاطراتش نقل کرده و حتی تأکید کرده است که نسبت به واقعیت آنچه دیده، تردیدی نداشته است.مطابق روایت صریح و شخصی محمدرضا شاه در خاطراتش، او مدعی بود که در دوران کودکی هنگام سقوط از اسب، ابوالفضل العباس را دیده و معتقد بوده که ابوالفضل العباس او را از آسیبدیدن حفظ کرده است.او در خاطرات خود، از حادثهای در دوران کودکیاش در جریان سفر به امامزاده داوود یاد میکند:«در یکی از این سفرها که من جلوزین اسب یکی از خویشاوندان خود که سمت افسری داشت نشسته بودم ناگهان پای اسب لغزيد و هر دو از اسب به زیر افتادیم. من که سبکتر بودم با سر به شدت روی سنگ سخت و ناهمواری پرت شدم و از حال رفتم هنگامی که به خود آمدم همراهان من از اینکه هیچگونه صدمهای ندیده بودم فوقالعاده تعجب میکردند. ناچار برای آنها فاش کردم که در حین فروافتادن از اسب حضرت ابوالفضل علیه السلام فرزند برومند علی علیه السلام ظاهر شده و مرا در هنگام سقوط گرفت و از مصدوم شدن مصون داشت» (۱).او سپس درباره واکنش پدرش، رضاشاه، مینویسد:«وقتیکه این حادثه روی داد پدرم حضور نداشت ولی هنگامی که ماجرا را برای او نقل کردم حکایت مرا جدی تلقی نکرد و من نیز با توجه به روحیه وی نخواستم با او به جدل برخیزم ولی خود هرگز کوچکترین تردیدی در واقعیت امر و رؤیت حضرت عباس بن علی نداشتم» (۱).شاه در ادامه همان بخش از خاطراتش، از تجربه دیگری سخن میگوید که به اعتقاد خودش مربوط به دیدار با امام دوازدهم شیعیان بوده است. او درباره این واقعه چنین نوشته است:«سومین واقعهای که توجه مرا به عالم معنی بیش از پیش جلب نمود روزی روی داد که با مربی خود در حوالی کاخ سلطنتی سعد آباد در کوچهای که با سنگ مفروش بود قدم میزدم. در آن هنگام ناگهان مردی را با چهره ملکوتی دیدم که برگرد عارضش هالهای از نور مانند صورتی که نقاشان غرب از عیسی بن مریم میسازند نمایان بود. در آن حین به من الهام شد كه با خاتم ائمه اطهار حضرت امام قائم روبرو هستم. مواجهه من با امام آخر زمان چند لحظه بیشتر بطول نیانجامید که از نظر ناپدید شد. و مرا در بهت و حیرت گذاشت.»او سپس درباره واکنش مربی خود مینویسد:«در آنموقع مشتاقانه از مربی خود سئوال کردم او را دیدی ؟ مربی من متحیرانه جواب داد چه کسی را دیدم ؟ اینجا که کسی نیست ! اما من اینقدر بحقیقت و اصالت آنچه که دیده بودم...»بنابراین، در این مورد نیز متن خاطرات نشان میدهد که محمدرضا شاه خود این تجربه را مشاهده «امام قائم و امام آخرالزمان» دانسته است. یکی دیگر از مواردی که در بررسی جنبههای مذهبی زندگی محمدرضا شاه مورد توجه قرار گرفته، انتخاب نام فرزندان اوست. نام های شیعی در خانواده پهلوی از نام های محبوب و رایج بودند که با توجه به این اعتقادات محمد رضا شاه پهلوی قابل درک است.https://kheradgan.ir/p/23645#نظرباید دید این باورهای شخصی آیا در سطح تصمیم گیری های حکومتی ورودی داشته یا نه.#نظرتاثیرش بر بها دادن به آخوندیسم و سپس وقوع انقلاب قابل ارزیابی است.#نظر تعبیر «توهم» از نظر علمی نیازمند اثبات اختلال روانی است و صرف این روایتها چنین چیزی را ثابت نمیکند.#پاسخاعتراف مستند است. اگر توهم نیست واقعی است؟ از منظر طبیعتگرا اینها توهمات اعتقادی است. اما هر تجربه دینی و توهمی، اختلال روانی محسوب نمیشود که نیازمند مداوا باشد. اثبات و اختلال تعریف خود را دارد.پانویس:۱- ماموریت برای وطنم. نوشته محمدرضا شاه پهلوی. چاپخانه ارتش. ص ۶۷.و همچنین تکرار در کتاب پاسخ به تاریخ۲- با توجه به تأکید محمدرضا شاه بر باورهای عمیق مذهبی و تعلق او به تشیع، نمیتوان پیوندهای مذهبیای را که در دورههای پیشین برای نماد شیر و خورشید شکل گرفته بود، در بررسی جایگاه این نماد در دوران او نادیده گرفت. از دوره صفوی، تفسیر شیعی از این نشان برجستهتر شد و در دورههای بعد نیز ادامه یافت. در دوره قاجار، نمونههای متعددی از بهکارگیری عبارات و شعارهای شیعی در کنار شیر و خورشید دیده میشود؛ از جمله عبارتهایی مانند «اسدالله الغالب» (اسدالله به معنی شیر خدا و لقب امام اول شیعیان) و «یا علی» که در برخی سکهها، پرچمها و آثار آن دوران به کار رفتهاند. برای دانش بیشتر ن.ک: شیر و شمشیر و خورشید نماد «اسد الله الغالب» و امام علیو بخوانیدt.me/FarazTed/28984
سخنرانی در سوپر گروه علمی modern_cogitation عنوان سخنرانى: سفر طواف؛گردش به دور ایران درسی روز ارائه دهنده : جناب دکتر محمد رضا توکلی صابری، دكتراى داروسازى و فوق دكتراى شيمى پزشكى. زمان:۲۵ مردادماه ساعت: ۲۰ به وقت ایران https://t.me/+391gv9MMpe9hNTI0عنوان سخنرانى: سفر طواف؛ گردش به دور ایران درسی روزامروز ساعت: ۲۰اطلاعاتhttps://t.me/FarazTed/48036
#فهرست#مغلطه#خطاهای_شناختی برای توضیحات بیشتر درهر مورد لینکهای فارسی را لمس کنید. لینکها بتدریج افزوده میشوند. 🏮 A AI Literacy Gap - شکاف سواد هوش مصنوعی Absent-mindedness - فراموشی موقت (علمی) - حواسپرتی (عمومی) Action bias - سوگیری…Action bias https://t.me/FarazTed/48075
#نکتهمزدور کسی است که در ازای دستمزد، کار و مأموریتی را که به وی سپرده اند انجام میدهد. مزدور هم میتواند حکومتی باشد و هم غیرحکومتی.مزدور حکومتی از نوع سایبری، موظف است در ازای دریافت مزایا، با ظاهر دلسوزی و دفاع از وطن و حتی مخالف حکومت، موطفند با پرهیز از ریشه یابی اصل مشکل، بصورت غیرمستقیم یا با تفرقه افکنی، از حکومتی غیرمنتخب دفاع کند که دستش به خون جوانان این سرزمین آلوده است.حکومت متعصب دینی و جنایتکار که بخاطر کمک به نابودی کشوری غیرهممرز دیگر، آن نیز به نوعی جنایتکار و در نتیجه دشمن اعلام کردن کشور آمریکا، عملا از آنان دعوت به نابودی کشور خود کرده است. حکومتی که عملا در حال نابودی کشور ایران است.
دین همچون ویروس ذهنچکیده استدلالهای ریچارد داوکینز در مورد ایمان، علم و طراحی هوشمند مقدمه: جغرافیایِ تصادفی 00:00برچسبزنی به کودکان 02:16آناتومیِ ویروس 06:04توهمِ طراحی 11:28خدای حفرهها 15:11صلحِ بزدلانه 17:23ریشهی اخلاق 19:08اصل انساننگر 23:17خدایی که خیلی کوچک است 26:12تنها گونهی بیدار 28:26شعرِ واقعیت 30:42youtube.com/@ganjineh_x
#نظر توضیحات مجید م. t.me/FarazTed/48063 ملکیان جزو معدود اندیشمندان شریف معاصر است که دل در گروه دین داشت اما برخلاف روشنفکران دینی، تلاشی برای توجیه ناکارآمدی و ضعفهای درونی آن نکرد؛ و طبق ادعای خودش از بنیادگرایی افراطی شروع کرد، از روشنفکری و نواندیشی…#پیوست تفاوت نگرش درماتریالیسم، فیزیکالیسم، نچررالیسم، پوزیتیویسمبرای جمع بندی از هوش مصنوعی Grok استفاده کردیم که به پیوست ارایه میشود.👇 ۱. ماتریالیسم (Materialism)- هستهٔ اصلی: همهٔ واقعیت نهایتاً از ماده تشکیل شده است. ذهن، آگاهی، روح و مفاهیم انتزاعی چیزی جز شکلهای پیچیدهٔ ماده نیستند.- تمرکز: روی «ماده» بهعنوان جوهر بنیادین (نه لزوماً فیزیک معاصر). یک ماتریالیست کلاسیک میگوید «اندیشهٔ شما فقط حرکت مولکولهای مغز است». دموکریتوس در یونان باستان یا ماتریالیستهای قرن ۱۸–۱۹ (مثل لامتری) نمونههای کلاسیک هستند. ماتریالیست سنتی میگوید واقعیت «مادی» است. ۲. فیزیکالیسم (Physicalism)- هستهٔ اصلی: همهٔ چیزهای موجود نهایتاً فیزیکی هستند؛ یعنی با قوانین و موجودیتهای فیزیک (جرم، انرژی، میدانها، فضا-زمان و غیره) قابل توضیحاند.- تفاوت با ماتریالیسم: فیزیکالیسم نسخهٔ بهروزتر و گستردهتر ماتریالیسم است. دیگر لازم نیست همهچیز «ماده» باشد؛ میتواند انرژی، اطلاعات فیزیکی، یا حتی ویژگیهای کوانتومی باشد. فیزیکالیسم معمولاً در فلسفهٔ ذهن معاصر استفاده میشود.یک فیزیکالیست میگوید «درد شما همان فعالشدن الگوهای خاصی از نورونها و فرآیندهای فیزیکی مغز است». حتی اگر روزی معلوم شود که آگاهی به ویژگیهای کوانتومی یا میدانهای فیزیکی خاصی وابسته است، فیزیکالیسم همچنان برقرار میماند، در حالی که ماتریالیسم سنتی ممکن است مشکل داشته باشد. فیزیکالیسم نسبت به ماتریالیسم، مفهومی گستردهتر و سازگارتر با فیزیک مدرن است که جایگزین آن شد.۳. نچرالیسم (Naturalism)- هستهٔ اصلی: جهان فقط شامل موجودات و فرآیندهای طبیعی است و فراطبیعی (خدا، روح مجرد، معجزه، علل غیرطبیعی) فقط حاصل تجریدات ذهنی است. و لذا روشهای علمی بهترین راه شناخت واقعیت هستند گرچه این لزوما به آن معنی نیست که مغز انسان توانایی شناخت کامل روابط پدیدههای طبیعی جهان را داشته باشد- تفاوت با دو مورد قبلی: نچرالیسم گستردهتر است. میتواند ماتریالیستی یا فیزیکالیستی باشد، اما الزاماً نیست. تمرکز اصلیاش. رد تاثیر فراطبیعت (خارج از ذهن) از منظر هستی شانسی و تأکید بر طبیعت و تجربه و قوانین و فرصیات علمی از منظر روش شناختی است. یک نچرالیست میگوید «تکامل طبیعی، نه طراحی هوشمند فراطبیعی، توضیحدهندهٔ تنوع گونههاست». بسیاری از دانشمندان معاصر نچرالیست هستند حتی اگر در جزئیات فیزیکالیسم اختلاف داشته باشند. نچرالیسم میتواند شامل دیدگاههایی باشد ویژگیهای نوظهور (emergent) غیرقابلکاهش به فیزیک پایه را میپذیرند، به شرطی که همچنان طبیعی باشند. وجود دارند اما قابل تقلیل به فیزیک نیستند، اما همچنان طبیعیاندنچرالیست معتقد است آگاهی محصول مغز و فرآیندهای طبیعی است. حتی اگر هنوز توضیح کامل آن را نداشته باشیم، راهحل را در مطالعهٔ طبیعی مغز و سیستم عصبی میجوید، نه در وجود روح مجرد.بسیاری از نچرالیستها معتقدند ارزشهای اخلاقی ریشه در طبیعت انسان (تکامل، نیازهای اجتماعی، احساسات) دارند، نه در فرمان الهی یا قوانین فراطبیعی.نچرالیسم از منظر روش شاختی معادل همان ساینتیسم یا «علمزدگی» (scientism) نیست. علمزدگی ادعا میکند علوم دقیقه تنها شکل معتبر دانش است و فلسفه و علوم انسانی بیارزشاند. نچرالیسم معمولاً جایگاهی برای فلسفه، منطق و حتی برخی تأملات مفهومی قائل است. ۴. پوزیتیویسم (Positivism)- هستهٔ اصلی: تنها دانش معتبر، دانشی است که از تجربهٔ حسی و روش علمی بهدست آید. گزارههایی که قابل تأیید تجربی نباشند (متافیزیک، الهیات، بسیاری از ادعاهای اخلاقی) بیمعنا یا بیارزشاند. پوزیتیویسم بیشتر یک نگرش معرفتشناختی و روششناختی است تا یک نظریهٔ هستیشناختی دربارهٔ آنچه وجود دارد. ماتریالیسم/فیزیکالیسم/نچرالیسم دربارهٔ «چه چیزی وجود دارد» حرف میزنند؛ پوزیتیویسم دربارهٔ «چه چیزی میتوان دانست و چگونه باید دانست» حرف میزند. یک پوزیتویست منطقی (مثل اعضای حلقهٔ وین) میگوید جملهٔ «خدا وجود دارد» یا «روح جاودانه است» چون هیچ تجربهٔ حسی ممکنی نمیتواند آن را تأیید یا رد کند، اساساً بیمعناست. اگوست کنت (بنیانگذار پوزیتیویسم کلاسیک) معتقد بود جامعه باید از مرحلهٔ الهیاتی و متافیزیکی عبور کند و به مرحلهٔ علمی-اثباتی برسد.- بیشتر فیزیکالیستها ماتریالیست بهمعنای گسترده هستند.- بیشتر ماتریالیستها و فیزیکالیستها نچرالیست هم هستند.- بسیاری از نچرالیستها و فیزیکالیستها گرایش پوزیتویستی (یا علمیگرایانه) دارند، اما الزامی نیست.- میتوان نچرالیست بود بدون اینکه فیزیکالیست سختگیر بود (مثلاً پذیرش ویژگیهای نوظهور غیرقابلکاهش).- میتوان پوزیتویست بود بدون اینکه لزوماً ماتریالیست باشد (هرچند در عمل اغلب همپوشانی دارند).