◾️ماجرای «عمو» شدن ترامپ/ تفسیری روانکاوانه🔸بخش نخست🔹برای بسیاری از ما از منظر یک انسان معمولی جای…
انتشار: 2026/07/19 07:18 UTCدریافت: 2026/08/08 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:05 UTC
◾️ماجرای «عمو» شدن ترامپ/ تفسیری روانکاوانه🔸بخش نخست🔹برای بسیاری از ما از منظر یک انسان معمولی جای تعجب است که چرا با وجود دو اتفاق غیرقابل قبول از منظر وجدان فردی و جمعی، یعنی جزیره اپستین و کشتار دختران مینابی، عده ای بیدار نمی شوند و هنوز ترامپ برای آنها «عمو» است؟!روانکاوی به ما کمک می کند تا بفهمیم که چرا افراد از کسی مانند ترامپ حمایت می کنند. رابرت ساموئل درباره ترامپ می گوید: «وی اغلب همه آن حرفهایی را می زند که قرار نیست در ملا عام گفته شوند. در واقع آنچه بسیاری از پیروانش را جذب می کند این است که به نظر می رسد وی فارغ از سوپرایگوی سرکوبگر لیبرال باشد». وی در ادامه رابطه ترامپ و پیروانش را ناشی از «انتقال» و «فرافکنی» تصویر پدر بر او می داند. به همین خاطر «ترامپ در رابطه انتقالی که میان او و پیروانش به وقوع می پیوندد، نماینده پدر ابتدایی آرمان شده ای است که به تمتع تام و تمام آزادانه دسترسی دارد». بنابراین هوادارنش با او «همانند سازی» می کنند. «از آنجا که آنها نیز دوست دارند بتوانند هر آنچه میخواهند بگویند و بکنند، هم از این رو در همانندسازی با این استاد قدرتمند، احساسی از آزادی و تمتع می یابند». از این منظر ریشه هواداری از ترامپ میل به تجربه آزادی بی قید و شرط فارغ از محدودیت های سوپر ایگو است. هواداری از ترامپ خواست عبور از سوپرایگو است و ترامپ آرمانی ترین فرد برای این تجربه است، گویی تصویر ایده آل خود را در ترامپ پیدا می کنند.🔹اما چرا ترامپ برای برخی از ایرانیان «عمو» شد؟ «دال» عمو بر چه چیزی دلالت دارد؟ از منظر لکان جامعه پذیر شدن انسان و پذیرش محدودیت های جهان انسانی با ورود کودک به مرحله «نمادین» صورت میگیرد. به تعبیر لیونل بیلی، «نظم نمادین به صورت یک محدودیت عمل می کند و می توان آن را در معاهدات اتحاد، آیین های مذهبی، ممنوعیتها و تابوها یافت. همچنین امری فراگیر برای تمام جوامع بشری است». ورود به ساحت نمادین، توسط «نام پدر» صورت میگیرد. بروس فینک در توضیح نام پدر میگوید :«نام پدر نه لزوما شخص پدر بلکه یک دال زبانی نمادین است که می تواند مدلولهای بی شماری چون شخص پدر، رئیس قبیله، پادشاه، حاکم، اخلاق، قانون یا هر منبع اقتدار دیگری باشد». بنابراین نام پدر به مثابه یک دال به هر مرجعی در فرماسیون اجتماعی اشاره دارد که از اقتدار «نه» گقتن و «نهی» کردن برخوردار است؛ مدلول نام پدر «ممنوعیت» و «محدودیت» است. «نظم نمادین» لکان نه کاملا مطابق اما مشابه همان «تمدن» نزد فروید است و «نام پدر» مشابه «سوپر ایگو» نزد فروید است. به زبان فرویدی کارکرد سوپرایگو در روان انسان ایجاد محدودیت برای تکانههای «اید» یا همان «نهاد» است که ورود انسان به تمدن یا نظم نمادین از این طریق ممکن می شود. نهاد حاوی غرایز انسانی است و محتوای آن شمال «دو غریزه اساسی است که عبارتند از غریزه شهوی و غریزه ویرانگر». یا همان غریزه «اروس» و «تاناتوس» یا همان «حیات خواهی» و «مرگ خواهی». تا قبل از شکل گیری سوپر ایگو و ورود به تمدن و نظم نمادین، این غرایز که خود را به صورت شهوت جنسی و خشونت نشان می دهند، خواستار ارضای آنی، فوری و بی قید و شرط اند. فروید میگوید که «تمدن از طریق چشم پوشی از ارضا غرایز بدست آمده است و اقتضا می کند که هر فرد جدیدی که وارد جامعه متمدن میشود به طریق اولی از آن غرایز چشم بپوشد». در نظر فروید دو قانون و دو ممنوعیت بنیادین از طریق سوپرایگو وضع شده است: «اولین و مهم ترین ممنوعیتی که وجدان نوپا اعلام کرد، این حکم بود که «حق کشتن نداری». این ممنوعیت ناظر به غریزه مرگ خواهی است و قانون دیگر، «ممنوعیت زنای با محارم» است که ناظر به غریزه جنسی است. در نظر فروید این شدت «منع» به خاطر شدت «میل» غرایز در نهاد ماست؛ به همین خاطر بیان می کند که «چنین ممنوعیت اکیدی را فقط می توان برای جلوگیری از تکانه هایی اعمال کرد که به همان اندازه نیرومند است. آن کاری که هیچ یک از ابنای بشر میل به انجام دادنش ندارند، نیازی به منع شدن ندارد و خود به خود منتفی میشود».دکتر محسن سعیدی@ghoghnoseiran@EveDaughters


