دوش رفتم در خرابات مغان رندانه مستدیدم آنجا عارفان و عاشقان مستانه مستجوشش مستی فتاده در نهاد خم می…
انتشار: 2026/08/09 12:57 UTCدریافت: 2026/08/14 08:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 08:01 UTC
دوش رفتم در خرابات مغان رندانه مستدیدم آنجا عارفان و عاشقان مستانه مستجوشش مستی فتاده در نهاد خم میجان و دل سرمست گشته ساغر و پیمانه مستجام می در داده ساقی خاص و عام مجلسشآشنایان مست از آن پیمانه و بیگانه مستعاقل و فرزانه دیدم مست جام عشق اودر خیال روی او خوش عاشق دیوانه مستزاهدان از عشق او در کنج خلوت در خروشدر هوایش صوفیان در گوشهٔ کاشانه مستعود جان در مجمر سینه به عشق بوی اوسوخت بر آن آتش عشق عاشق مستانه مستدر هوای آفتاب روی او یکسان شدهجمله ذرات وجود عاشق فرزانه مستکعبه در وی گشته حیران بتکده مدهوش اوصومعه نالان ز عشقش آمده میخانه مستدر میان عارفان دیدم نشسته سیدیخوش گرفته در کنار جان خود جانانه مست#شاه_نعمت_الله_ولی