امروز پُشتِ پنجره گلدان گذاشتماز غُصّه سر به نرده ی ایوان گذاشتمدست و دلم به شعر نمی رفت مدّتیعکسِ…
انتشار: 2026/08/09 10:29 UTCدریافت: 2026/08/14 08:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 08:01 UTC
امروز پُشتِ پنجره گلدان گذاشتماز غُصّه سر به نرده ی ایوان گذاشتمدست و دلم به شعر نمی رفت مدّتیعکسِ تو را کنارِ قلمدان گذاشتمشعر آمد و تو آمدی و خط به خط به خطاسمِ تو را نوشتم و باران گذاشتمبا طعمِ قهوه ای که نخوردم کنارِ توبر ذهنِ میزِ خسته دو فنجان گذاشتمعطرِ تو را برای غمِ روزهای عیدشالِ تو را برای زمستان گذاشتماز گریه خیس و خالی ام امشب که نیستیچترِ تو را کنارِ خیابان گذاشتمعشقت مرا به حاشیه رانده ست از خودماینگونه شد که سر به بیابان گذاشتماصغر_معاذی