آن پری دور از من و من در غمش دیوانهامآشنای اویم و از خویشتن بیگانهامچون سگ دیوانه بر در ماندهام…
انتشار: 2026/08/02 18:44 UTCدریافت: 2026/08/07 16:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 16:40 UTC
آن پری دور از من و من در غمش دیوانهامآشنای اویم و از خویشتن بیگانهامچون سگ دیوانه بر در ماندهام حیران و زارنیستم قابل از آن، ره نیست در کاشانهامداد جام بادهام دل گشت فانی زین طربمیرود جان از بدن، برگشت چون پیمانهامساقی از آب عنب دیگر مرا معذور دارزان که من مست دو چشم شوخ آن جانانهامهمنشینی دل نمیخواهد مرا با هیچ کسبا خیال روی او تا در جهان همخانهامهرگز آبادان مبادا سینه من تا به حشرهست چون گنج غم او در دل ویرانهامخلق میگویند صوفی در غمش دیوانه شدای مسلمانان بلی، دیوانهام! دیوانهام!#محمد_هروی