گاهی ما از احساساتمان خجالت نمیکشیم؛ از دیده شدنِ آنها میترسیم.میترسیم اگر بگوییم «دلم گرفته»،…
انتشار: 2026/08/08 20:18 UTCدریافت: 2026/08/14 23:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 23:27 UTC
گاهی ما از احساساتمان خجالت نمیکشیم؛ از دیده شدنِ آنها میترسیم.میترسیم اگر بگوییم «دلم گرفته»، ضعیف به نظر برسیم.اگر بگوییم «دلم برات تنگ شده»، وابسته به نظر برسیم.اگر بگوییم «این حرفت منو ناراحت کرد»، فکر کنند زیادی حساسیم.برای همین، احساسمان را نگه میداریم...لبخند میزنیم و میگوییم: «چیزی نیست.»اما احساسات ناپدید نمیشوند؛فقط وقتی فرصت بیان پیدا نمیکنند، ممکن است به شکل دیگری خودشان را نشان دهند؛در سکوت، فاصله گرفتن، دلخوریهای مکرر یا حتی خستگی عاطفی.بیان احساسات به معنی بیدفاع بودن نیست.اتفاقاً گاهی گفتنِ یک جمله ساده مثل:«من از این اتفاق ناراحت شدم»یعنی آنقدر خودت را میشناسی که بتوانی تجربه درونیات را به زبان بیاوری.لازم نیست همیشه احساساتمان را پنهان کنیم تا قوی به نظر برسیم.گاهی واقعیترین شکلِ قدرت، این است که بتوانیم صادقانه بگوییم: «این چیزی است که من احساس میکنم.»https://t.me/drsaranaddaf
