چمدان آرزوها شاید باور نکنید… من هیچوقت باورم نمیشد پیر شوم؛ همانطور که هنوز هم مردن را باور نمی…
انتشار: 2026/08/14 07:31 UTCدریافت: 2026/08/16 20:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:35 UTC
چمدان آرزوها شاید باور نکنید… من هیچوقت باورم نمیشد پیر شوم؛ همانطور که هنوز هم مردن را باور نمیکنم. اما انگار دنیا بر باورهای من نمیچرخد… زمان، آرام و بیرحم، از کنار ما میگذرد و ما میمانیم و رؤیاهایی که هنوز برایشان جوانیم. فقط نمیدانم با این…چمدان را از گوشه دلتان دربیاریدآرزوها را از چمدان خارج کنیدبگذارید پرواز کنند و بروند پی زندگی خودشانآخه این چه کاریه دکترجای چمدان یه چیز کوچک بزارید، مثلا ساک دستینه اونم نزاریدبهترین گزینه:یک لبخندِ مونده به لب،یک خاطرهی قشنگِ قدیمی،و یک ته ماندهی امید که هنوز بویِ جوانی میدهد!اینها نه وزن دارند، نه اشغال میکنند،نه موقعِ عبور از فلزیابِ عمر، بوق میزنند!و اگر هم روزی پرسیدند: «چمدانت کو؟»بگویم:«چمدان را بخشیدم به باد،آرزوها را دادم به پرندهها،و خودم ماندم با این کیسهی نایلونیِ دل،که توش فقط یک چیز هست:رضایت به همین لحظهای که هستم...البته با یک کمی پشیمانیِ شیرین برایِ فردا!» 😂❤️🆑 @drkhaliliimnno


