به خاطر عادل فردوسی پور و عشق بی پایانش ش به فوتبال.
انتشار: 2026/07/22 07:01 UTCدریافت: 2026/08/15 02:14 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:14 UTC
به خاطر عادل فردوسی پور و عشق بی پایانش ش به فوتبال.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — آکادمی پژوهشِ مجید حیدری چروده
🟢 نامش عبدالحسین وهابزاده است؛ مردی که در هشتادسالگی، دماوند را فتح میکند! 🟢📚 @darvishnameh1️⃣ این مرد بزرگ که در بزرگیش هرچه بگویم کم است، از همه نظر برایم یک الگو است؛ یک وطنپرستارِ درجه یک که عمیقاً عاشق کودکان است، زیرا نگران آینده ایران است. مردی که بیش از هر کسی که میشناسم عمیق کتاب میخواند و اغلب در حال نوشتن است. هرگز از کنشگری خسته نمیشود و اهل مبارزه است ...2️⃣ او که بنیانگذار مکتب مدرسه طبیعت در ایران است، این روزها بر بام ایران نقش خود را ثبت کرده و نشان داد که حتی سرطان مغز استخوان، شیمیدرمانی و کهولت سن در برابر اراده، نفس کم میآورد.3️⃣ بیاییم به احترام او که زندگیش را صرف ارتقای برکت ایران کرده است و نورافکن امید در وطن است، کلاه از سر برداریم.#عبدالحسین_وهابزاده#ایران_ساز#دلنوشته_های_محمد_درویش
📍فراخوان پذیرش مراجعاینجانب، ریحانه اعتضادی، کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی،درمانگر هیجان مدار در حوزه ی اضطراب و افسردگیِ بزرگسالان، در حال حاضر جهتِ گذراندن مرحله ی سوپرویژنِ حرفه ای، امکانِ پذیرشِ تعدادِ محدودی مراجع را به صورت آنلاین، در اختیار دارم.شرایط جلسات به قرار ذیل خواهد بود:📍این جلسات با رضایت کامل مراجع به صورت تصویری ضبط خواهند شد.📍 به صورت محرمانه و با حفظ اصول رازداری، توسط سوپروایزر رسمی و حرفه ای مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت. 📍هزینه ی جلسات شامل ۴۰٪ تخفیف نسبت به تعرفه خواهد بود.🔴 این کار با هدف ارتقاء کیفیت درمان انجام میشود.📌جلسات فقط یکشنبه ها عصر خواهند بود .جهت هماهنگی به آیدی زیر پیام دهید. تلگرام: @ReyhanEtezadi
🔲⭕️آیا کار ایران تمام است؟ راهی برای خلاصی از ساختارهای قفل شده هست؟مجتبی لشکربلوکی مدتی برای طرح ایران ۲۰۳۵ (طرحی مردم نهاد و غیردولتی برای آینده ایران) روی موقعیت ایران در شاخصهای بینالمللی کار کردم. با همه محدودیتی که شاخصهای بین المللی دارند اما تصویری -هر چند نه جامع و نه دقیق و نه کاملا منصفانه- از وضعیت ایران ارایه میدهند. در این گزارشها ما بلا استثناء در شاخصهایی که ساختارهای حکمرانی را نشان می دهد پایین تر از متوسط جهانیم و در برخی شان نه تنها از میانگین جهانی پایین تریم که وضعیت مان در طول زمان بدتر هم شدهشاخص ادارک فساد، رتبه ۱۵۳شاخص حکمرانی خوب، رتبه ۱۲۵شاخص حقوق مالکیت، رتبه ۱۱۳شاخص آزادی اقتصادی، رتبه ۱۶۹خب آیا این بدان معناست که کار ما تمام شده؟ و توسعه در ایران به بن بست رسیده؟ به نظر من جواب نه است! چه چیزی من را امیدوار نگاه می دارد؟ در روزگاری که همه ما با دیدن کژنهادها (نهادهای کژکارکرد)، پوسیدگی نظام کشورداری و فرسودگی سازوکارهای حکمرانی، دچار نوعی «خستگی تاریخی» شدهایم، جرات میخواهد که میان «بنبست ساختاری» و «فقدان امکان» تفاوت گذاشت. ساختارها در بسیاری از حوزهها ناکارآمد، ناسازگار و قفلکنندهاند؛ اما این به معنای فقدان امکان توسعه نیست. این موضوع را بیشتر توضیح می دهم اول از منظر نظریات علمی و سپس تجربیات تاریخی. در بخش عمدهای از تاریخ علوم اجتماعی، تمرکز بر جبرگرایی ساختاری بود؛ به طوری که ساختارهای کلان (نظیر طبقه، قانون، فرهنگ و دولت) بازیگران اصلی تحلیل محسوب میشدند و نقش عاملیتِ فردی به حاشیه میرفت. این تسلط تا ظهور نظریهپردازانی چون آنتونی گیدنز (استاد دانشگاه کمبریج) و مارگارت آرچر (استاد دانشگاه وارویک) ادامه داشت. این دو متفکر، با وجود اختلاف نظرهای عمیق در یک نکته مشترک بودند: انسان ها عروسک نیستند که فقط تابع ساختار و شرایط باشند، بلکه انسان ها می توانند با تصمیمها و کنشهایشان، ساختارها را حفظ کنند یا تغییر دهند. ☑️⭕️چهار مثال تاریخی را با هم مرور کنیم!نمونه اول؛ بنگلادش؛ در دهه ۱۹۷۰، نظام بانکی رسمی این کشور، فقرا و زنان روستایی را اساساً به رسمیت نمیشناخت. در چنین وضعی، محمد یونس در سال ۱۹۷۶ با یک اقدام کوچک اما سرنوشتساز در روستای جبره، تنها ۲۷ دلار از پول شخصی خود را به ۴۲ زن فقیر قرض داد (تقریبا نفری نیم دلار)؛ اقدامی که بعدها به الگوی اعتبار خرد و سپس بانک گرامین با پوشش ۱۰ میلیون نفر و تسهیلات ۱.۴ میلیارد دلار شد. محمد یونس هم برنده جایزه نوبل اقتصاد انجامید.نمونه دوم: کنیا؛ در میانه دهه ۲۰۰۰، بخش بزرگی از جمعیت کنیا نمی توانستند حساب بانکی داشته نداشتند، هزینه انتقال پول بالا بود و حکومت ناتوان از حل مساله! در چنین فضایی، M-Pesa در سال ۲۰۰۷ راهاندازی شد، بدون آنکه منتظر اصلاح نظام بانکی توسط حکومت بماند، مبتنی بر فناوری امکان انتقال پول، پرداخت و پسانداز را برای میلیونها نفر فراهم کرد.خب ممکن است بگویید همه این ها نمونه های خارجی اند. صبر کنید. دو نمونه آخر در مورد ایران است:نمونه سوم ایران؛ در سرزمینی خشک و کمآب، آن هم در دورههایی که دولت مرکزی نه توان فنی کافی داشت و نه حضور مؤثر محلی، این جوامع محلی بودند که با دانش بومی، همکاری جمعی و قواعد عرفی، نظامی پیچیده برای حفر قنات، نگهداری و توزیع آب پدید آوردند.نمونه چهارم ایران؛ جنبش مدارس جدید مردمی در دوره قاجار یک مثال بسیار درخشان است بهویژه کوششهای حسن رشدیه و شبکهای از خیرین، انجمنها و خانوادهها که با وجود ضعف ساختارهای رسمی، برای تأسیس و توسعه مدارس نوین پیشقدم شدند. این جامعه بود که با هزینه خود، با ریسک خود و با امید خود، بنیان بخشی از آموزش جدید را گذاشت.شاید ایران درگیر نوعی قفلشدگی نهادی (Institutional Lock-in) است؛ یعنی نهادها بهگونهای شکل گرفتهاند که هم مسیر توسعه را مسدود می کند و هم تغییر خودشان دشوار شده. اما ایران به بن بست نرسیده، در لحظات این چنینی، این انسانهای خلاقاند که امیدی در برابر ساختارهای چلاق هستند. جامعهای که هنوز میاندیشد، میآفریند، سازگار میشود و راه میگشاید، هرگز جامعهای تمامشده نیست. کنشگر خلاق نه مطیع و نه قربانی ساختارهای چلاق نیست، بلکه در شکافهای آن، در لحظات سست شدن آن، و در فرصتهای پنهان آن، امکان تازه خلق میکند.☑️⭕️تجویز راهبردی باید برای اصلاحات ساختاری تلاش کرد اما از خلاقیت های انسانی، ابتکارات میدانی و نتوکراسی (شکل گیری شبکه هایی موقت و موضوع محور از خبرگان و نخبگان غیردولتی برای حل یک مساله عمومی در تعامل با حکومت) نباید غافل بود.ایران، اگر هنوز انسانهای خلاق، مسئول و امیدوار دارد، هنوز امکان توسعه دارد. با وجود ساختارهای چلاق به خاطر کنشگران خلاق به آینده ایران امیدوارم.@Dr_lashkarbolouki
یکی از ارزشمندترین منابعی که در ماههای اخیر برای پژوهشهایم درباره روابط ایران و چین در دوران باستان بارها و بارها به آن رجوع کردهام، دانشنامه ایرانیکا است. هرچه بیشتر در این گنجینه علمی جستوجو میکنم، بیشتر به عظمت و ژرفای آن پی میبرم.ایرانیکا حاصل چندین دهه کوشش بیوقفه صدها پژوهشگر برجسته از سراسر جهان است. گستره و دامنه موضوعات آن شگفتانگیز است. از تاریخ ایران باستان گرفته تا زبانها، ادبیات، اسطورهشناسی، دین، هنر، مردمشناسی، جامعه، سیاست، اقتصاد، جغرافیا و حتی موضوعات معاصر؛ تقریباً هر آنچه به ایران و جهان ایرانی مربوط باشد، در این مجموعه با دقتی مثالزدنی و بر پایه معتبرترین پژوهشهای علمی بررسی شده است. امروز این دانشنامه بیش از ۹ هزار مدخل علمی را در بر میگیرد و همچنان در حال گسترش است.شاین اثر سترگ، یادگار ماندگار زندهیاد استاد احسان یارشاطر است؛ اندیشمندی که عمر خود را وقف معرفی تمدن و فرهنگ ایران به جامعه علمی جهان کرد. امروز نیز این میراث گرانبها به دست توانای پروفسور تورج دریایی و همکاران ایشان با همان دقت و وسواس علمی ادامه مییابد.شاید جالب باشد که پس از چندین دهه تلاش، این پروژه عظیم تازه از حرف A به K رسیده است. همین نکته بهخوبی نشان میدهد که تولید چنین اثری تا چه اندازه دشوار، زمانبر و نیازمند استانداردهای بالای علمی است. امیدوارم و باور دارم که پروفسور دریایی و همکارانشان این مأموریت بزرگ را با موفقیت به سرانجام خواهند رساند.به همه پژوهشگران، استادان، دانشجویان و بهویژه نسل جوانی که علاقهمند به شناخت علمی ایران هستند، صمیمانه توصیه میکنم از این گنجینه بیبدیل استفاده کنند. چرا که ایرانیکا دریچهای است به فهم عمیقتر تمدنی که هزاران سال در شکلگیری تاریخ، فرهنگ و اندیشه جهان نقشآفرین بوده است.چنین آثاری سرمایههای واقعی یک ملتاند؛ سرمایههایی که نهتنها گذشته را حفظ میکنند، بلکه آینده پژوهش و شناخت ایران را نیز میسازند.دسترسی به این گنج زنده آزاد است!@Iran_Simorq
گفتوگویی درباره سرنوشت ایرانمحمد فاضلیمن در هفته گذشته، گفتوگویی با دکتر #فؤاد_ایزدی را در رسانه ایرانتاک منتشر کردم (https://youtu.be/1jZpqjZ7SEA). بازتاب رسانهای این گفتوگو هم زیاد بود. فؤاد ایزدی در جایگاه منتقد و مخالف برجام تا منتقد راهبرد مذاکره با آمریکا (به شرح و قیودی که در گفتوگو به صراحت گفتهاند)، خلاصه دیدگاهش این است:۱. آمریکا به دنبال توافقی که نفعی برای ایران داشته باشد نیست؛ ۲. مذاکره و دادن امتیازهای مرتبط با هستهای، تنگه هرمز یا هر موضوع دیگری اثری ندارد؛ ۳. آمریکا فقط با تهدید نابودی زیرساختهای نفت منطقه خلیج فارس به نحوی که برای چند سال قابل بازسازی نباشد، عقبنشینی میکند؛ ۴. تحریمها هرگز رفع نمیشوند و باید از طریق دیگر مسائل اقتصاد و توسعه ایران را حل کرد. فکر میکنم این خلاصهترین بیان از رادیکالترین راهبردی است که به رهبران و سیاستمداران ایران امروز پیشنهاد میشود. من در موضع نقد این دیدگاه نیستم و در طول گفتوگو هم تلاش کردم با طرح سؤالاتی، ریشه و کُنه این رویکرد را در سطح توصیف آشکار کنم. اما آن گفتوگو و رویکرد بیانشده در آن، فراتر از یک گفتوگوی رسانهای معمولی است. یک. جریان سیاسی و اندیشهای خاصی وجود دارد (که فؤاد ایزدی هم از مهمترین چهرههای آن جریان است) که این گونه میاندیشد، تجویز میکند و در مجامع سیاستگذاری و تعیین راهبردها اثرگذار است. دو. این جریان در مقدمات اندیشه و دیدگاهشان (درخصوص راهبردهای آمریکا) نکات قابل اعتنایی مطرح میکنند که حتی برخی منتقدان ایشان نیز آنها را تأیید میکنند. بنابراین نمیتوان به راحتی از کنار مقدمات بحثشان گذشت. سه. در سطح تجویز و توصیه راهبرد، خطرات عظیم (در حد خطرات تمدنی) در راهبرد تجویزی ایشان محتمل/نهفته است. البته ایشان هم بقیه دیدگاهها (خصوصاً راهبرد مبتنی بر امکانپذیری توافق از طریق مذاکره) را منتهی به همین خطر عظیم (در حد نابودی زیرساختها و عواقبش) میدانند. چهار. اردوگاههای اندیشهای اثرگذار بر تصمیم سیاستسازان و سیاستگذاران، نمیتوانند از زیر توجه کردن به چارچوب اندیشهای #فؤاد_ایزدی شانه خالی کنند، هر قدر موافق یا مخالف آن باشند. پنج. چارچوب فکری فؤاد ایزدی در این گفتوگو، در غیاب نقد دقیق و عالمانه، جذاب و قانعکننده به نظر میرسد (کافی است پانوشتهای متعدد بینندگان گفتوگو را ببینید.) نتیجهگیریتصور میکنم هر کنشگر سیاسی، تحلیلگر روابط خارجی و جنگ، حزب سیاسی یا اندیشمندی که حال و روز ایران و سرنوشت آن برایش اهمیت دارد، باید تکلیفش را با تحلیل، نقد و موضع (موافق یا مخالف) با دیدگاه مندرج در این گفتوگو (https://youtu.be/1jZpqjZ7SEA) روشن کند؛ نمیتوان آنرا نادیده گرفت. دیدگاهی که او مطرح میکند و حتماً در راهروهای تصمیمگیری حاکمیت در تهران هم مطرح شده و برای دنبال کردن آن کار میشود، چیزی نیست که بشود به سادگی از کنار آن گذشت. این دیدگاه اگر درست باشد و مؤثر، و راه نجات ایران از جنگ زیرساختی و فرومانده شدن دولت و جامعه باشد، بسی ارزشمند است؛ و اگر درست برخلافش، راهبردی منتهی به تشدید جنگ، تخریب زیرساختها و نابودی تمدنی باشد، سیاهچالهای است که برای دههها ایران را فرومیبلعد. تصور میکنم اندیشمندان، محافل سیاستگذاری و جریانهای اندیشهای با دقت این راهبرد را تجزیه و تحلیل کنند، و اگر پاسخی دارند با شفافیت و روشنی ارائه کنند. @fazeli_mohammad
اگر اصلاح فقط به افزایش قیمت بنزین محدود شود، بدون آنکه هزینههای تحمیلشده در سایر بازارها کاهش یابد، نتیجه آن افزایش رفاه نخواهد بود. در این حالت، خانوار هم هزینه بازار غیررقابتی خودرو را میپردازد و هم افزایش قیمت انرژی را تحمل میکند، در حالی که ساختارهای ناکارا بدون تغییر باقی میمانند.در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا بنزین در ایران یارانه دارد یا خیر؛ پرسش اساسی این است که تراز خالص مجموعه سیاستهای دولت بر رفاه خانوار چیست. اصلاح واقعی زمانی آغاز میشود که یارانههای آشکار، مالیاتهای رسمی، هزینههای پنهان، انحصارها و انتقالهای اجباری رفاه بهطور همزمان محاسبه و بازنگری شوند. در غیر این صورت، اصلاح یک بازار صرفاً بار هزینه را از بخشی به بخش دیگر منتقل میکند، بدون آنکه رفاه اجتماعی بهطور پایدار افزایش یابد.@Iran_Simorq
