تصویری زیبا از عالم اهل وِلاءحضرت آیت الله سید رسول موسوی تهرانی رضوان الله تعالی علیه در حیاط مسجد…
انتشار: 2026/07/26 02:25 UTCدریافت: 2026/08/09 15:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 15:59 UTC
تصویری زیبا از عالم اهل وِلاءحضرت آیت الله سید رسول موسوی تهرانی رضوان الله تعالی علیه در حیاط مسجد اعظم@jawaher_kalam
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — دروس استاد عرفانیان
من مقابلة الثلاثة بالثلاثة في النثر قول أمير المؤمنين (عليه السلام): «أَمَّا بَعْدُ: فَإِنَّ الدُّنْيَا أَدْبَرَتْ وآذَنَتْ بِوَدَاعٍ، وإِنَّ الآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وأَشْرَفَتْ بِاطِّلَاعٍ».نهج البلاغة: 71/ ضمن 28 (من خطبة له ـ عليه السلام ـ، وهو فصل من الخطبة التي أوّلها «الحمد للّه غير مقنوط من رحمته»).قال السيّد الشريف [الرضيّ] (رضي الله عنه): وأقول: إنّه لو كان كلام يأخذ بالأعناق إلى الزهد في الدنيا ويضطرّ إلى عمل الآخرة لكان هذا الكلام، وكفى به قاطعًا لعلائق الآمال وقادحًا زناد الاتّعاظ والازدجار، ومن أعجبه قوله (عليه السلام): «ألا وإنّ اليوم المضمار وغدًا السباق، والسبقة الجنّة والغاية النار»؛ فإنّ فيه مع فخامة اللفظ وعظم قدر المعنى وصادق التمثيل وواقع التشبيه سرًّا عجيبًا ومعنًى لطيفًا، وهو قوله (عليه السلام): «والسبقة الجنّة والغاية النار»، فخالف بين اللفظين لاختلاف المعنيين ولم يقل: «السبقة النار» ـ كما قال: «السبقة الجنّة» ـ؛ لأنّ الاستباق إنّما يكون إلى أمر محبوب وغرض مطلوب ـ وهذه صفة الجنّة ـ، وليس هذا المعنى موجودًا في النار ـ نعوذ باللّه منها ـ، فلم يجز أن يقول: «والسبقة النار» ـ بل قال: «والغاية النار» ـ؛ لأنّ الغاية قد ينتهي إليها من لا يسرّه الانتهاء إليها ومن يسرّه ذلك، فصلح أن يعبّر بها عن الأمرين معًا [نهج البلاغة: 71/ ذيل الخطبة].أشار بإدبارها إلى تقضّي أحوالها الحاضرة وشهواتها الموجودة لكلّ أحد أحد شيئًا فشيئًا...، وإنّما أطلق اسم «الإدبار» على هذا التقضّي باعتبار أنّ اللذّات الدنيويّة لمّا كانت دائمًا في التغيّر والتقضّي المقتضي لمفارقة الإنسان لها وبعدها عنه لا جرم حسن إطلاق اسم الإدبار عليه تشبيهًا لها بالحيوان المدبر، ولمّا كانت مفارقة الإنسان عنها مستلزمةً لأسفه عليها ووجده بها أشبه ذلك ما يفعله الإنسان في حقّ محبوبه المرتحل عنه في وداعه له من الحزن والكآبة، فاستعير اسم «الوداع» له، وكنى بإعلامها بذلك عن الشعور الحاصل بمفارقتها من تقضّيها شيئًا فشيئًا، وهو إعلام بلسان الحال.ونبّه على وجوب الاستعداد للآخرة بدنوّها من الإنسان بقوله: «وإنّ الآخرة قد أقبلت وأشرفت باطّلاع»، ولمّا كانت الآخرة عبارةً عن الدار الجامعة للأحوال التي يكون الإنسان عليها بعد الموت ـ من سعادة وشقاوة ولذّة وألم ـ وكان تقضّي العمر مقرّبًا للوصول إلى تلك الدار والحصول في ما يشتمل عليه ـ من خير أو شرّ ـ حسن إطلاق لفظ «الإقبال» عليها مجازًا. ثمّ نزّلها لشرفها على الدنيا في حال إقبالها منزلة عالٍ عند سافل ـ فأسند إليها لفظ «الإشراف» ـ، ولأجل إحصاء الأعمال الدنيوية فيها منزلة عالم مطّلع ـ فأطلق عليها لفظ «الاطّلاع».ثمّ نبّه على وجوب التهيّؤ بذكر ما يسير إليه ـ وهو الجنّة ـ وما يصار إليه ـ وهو النار ـ بقوله: «ألا وإنّ اليوم المضمار وغدًا السباق». أراد بـ«اليوم» مدّة العمر الباقية وأطلق اسم «المضمار» عليها باعتبار أنّ الإنسان في تلك المدّة يستعدّ بالتقوى والعمل الصالح للسبقة إلى لقاء اللّه والتقرّب إلى حضرته كما أنّ الفرس يستعدّ بالتضمير إلى سبق مثله [منهاج البراعة 4: 5 ـ 6، ولاحظ: شرح نهج البلاغة لابن ميثم 2: 42].👈کتابی که برای تمرين بلاغت و تطبيق مباحث آن بر قرآن و «نهج البلاغه» در دست آمادهسازی بود به لطف خدا و یاری اهل بیت (علیهم السلام) به اتمام رسید و متن بالا نمونهای از آن است، امّا خودمانيم ها! سیر و سلوکی که در سایۀ کلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) حاصل میشود کجا و ارطاب و یوابس دیگران کجا؟؟؟!!!
📸 علمای با تقوای بیدگل، مرحومان حاج شیخ مصطفی صمدیان و حاج شیخ اسدالله روحانی (رحمة الله علیهما)این عکس زیبا را صبحِ عیدِ غدیرِ سال ١٤٣٤ با همان سونیاریکسونِ خاطرهانگیزم گرفتهام. هر ساله، صبح غدیر مجلسی در مدرسهمان منعقد میشد که با مدح مولا آغاز میگردید و با سخنرانی حاج آقا اسدالله و سپس عمامهگذاری طلّاب مدرسه خاتمه مییافت. خداوند هر دو بزرگوار را رحمت کند؛ چهقدر برای تربیت علمی و معنوی طلبههای این مدرسه زحمت کشیدند و وقت گذاشتند.چهقدر ساده و صمیمی به مدرسه میآمدند و در کوچه و خیابان با مردم انس میگرفتند. به مجالسی میرفتند که «بی ریا» بود و بدون تظاهر و عاری از غوغاهای متعارف. به خانههایی میرفتند که ساکنانش مؤمن و اهل ورع و احتیاط بودند، سروصدایشان مزاحم مردم نبود، سدّ معبر نمیکردند، حقوق مردم را ضایع نمیساختند، درآمدشان شبههناک نبود، اهل موسیقی حرام و مجالس مختلط زن و مرد نبودند. بیدگلِ دوستداشتنیمان دارد به کجا میرود؟ دیانت دارد چگونه معنا میشود و چه کسانی در لباس روحانیت میخواهند جای عزیزانِ ما را بگیرند؟!#شیخ_مصطفی_صمدیان@cheraghe_motaleeh
عیدهای نوروز جزو لذّتبخشترین ایّام سال برای طلّاب و روحانیون بیدگلی بود. صبح روز اوّل فروردین، جلوی منزل حاج آقا اسدالله روحانی وعدهمان بود. جمع که میشدیم، یک نفر زنگ خانه را میزد و داخل میشدیم. حاج شیخ لباس رسمی پوشیده بود و خیلی تمیز و مرتّب به جمع خوشآمد میگفت. آنجا نصیحت و موعظه میشنیدیم، کمی مطایبه میکردیم، عیدی میگرفتیم و حاج شیخ را میبوسیدیم و غرق سرور میشدیم.از آنجا که درمیآمدیم، به خانهٔ مرحوم استاد صمدیان میرفتیم. آنجا راحتتر میگفتیم و میخندیدیم. خودش هم بیتکلّف بود و لباس راحتی پوشیده بود. ابّهت و جذَبهٔ حاج آقا اسدالله را نداشت. سربهسر همه میگذاشت و بقیّه هم سر رشته را میگرفتند و ول نمیکردند. عیدیاش هم بیشتر بود! 😄اوج ماجرا آنجا بود که بلند میشد و یکی از آن دفترچههای اسرارآمیزش را میآورد و اشعار و هزلیّاتی در هجو خلفا میخواند. مُصِر بود که اهل علم در تبرّی قوی باشند. بعد هم دفترچه را میبرد و قایِم میکرد، در حالی که پیر و جوان از خنده روی زمین غش کرده بودیم و سیب و خیار از دماغمان درمیآمد. چه تحفی در آن دفترچهها داشت!#شیخ_مصطفی_صمدیان@cheraghe_motaleeh
.حجت الاسلام و المسلمین سید محمدکاظم مجاب دزفولی (ره)@jawaher_kalamپیرمرد نابینا منزل مرحوم استاد موسوی تهرانی (روحي له الفداء) پیش از همه صحبت میکرد و روضه میخواند. آخ که چهقدر خانۀ آن استاد بیبدیل زندگی کردم!
ابیاتی از قصیدهٔ مبارک بُردهٔ شَرَفالدّین محمّد بوصیری (۶۰۸-۶۹۴)، با صدای استاد نقشبندیمُحَمَّدٌ سَيِّدُ الكَونَينِ والثَّقَلَيْــنِ و الفَريقَينِ مِن عُربٍ و مِن عَجَمِهُوَ الحَبيبُ الَّذي تُرجىٰ شَفاعَتُهُلِكُلِّ هَولٍ مِنَ الأَهوالِ مُقتَحَمِدَعَا إِلَى اللهِ فَالمُستَمسِكونَ بِهِمُستَمسِكونَ بِحَبلٍ غَيرِ مُنفَصِمِأَكرِم بِخَلقِ نَبِیٍّ زانَهُ خُلُقٌبِالحُسنِ مُشتَمِلٍ، بِالبِشرِ مُتَّسِمِفَمَبلَغُ العِلْمِ فيهِ أَنَّهُ بَشَرٌو أَنَّهُ خَيرُ خَلْقِ اللهِ كُلِّهِمِt.me/Quran_va_Hadith




