چهار نوع شانس که زندگی را تغییر میدهندامروز یکی از ایمیلهای ناوال راویکانت را میخواندم. از آن مت…
انتشار: 2026/07/27 05:45 UTCدریافت: 2026/08/15 05:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:06 UTC
چهار نوع شانس که زندگی را تغییر میدهندامروز یکی از ایمیلهای ناوال راویکانت را میخواندم. از آن متنهایی بود که ساده شروع میشود اما تا چند ساعت بعد هم ذهنت را رها نمیکند. گفتم بد نیست خلاصهای از برداشت خودم را با شما هم به اشتراک بگذارم، چون فکر میکنم خیلی از ما، مخصوصاً با تجربهای که از زندگی داشتهایم، ارتباط عمیقی با آن برقرار کنیم.همه ما درباره شانس حرف زدهایم. گاهی وقتی به زندگی خودمان نگاه میکنیم، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد این است که انگار از همان ابتدا، قرعه به نفع ما نیفتاده است. اینکه در کدام کشور، در چه خانوادهای و در چه شرایطی متولد میشویم، انتخاب ما نیست. این یکی از معدود چیزهایی است که واقعاً خارج از کنترل ماست. شاید خیلی از ما آرزو میکردیم در نقطه دیگری از دنیا به دنیا آمده بودیم؛ جایی که فرصتهای بیشتری وجود داشت و مسیر رشد کمی هموارتر بود. البته اگر منصف باشیم، همیشه هم میتوانست اوضاع از این سختتر باشد. دنیا پر از انسانهایی است که شرایطشان بهمراتب دشوارتر از ما بوده است.اما ناوال یک نکته مهم را یادآوری میکند؛ اینکه این فقط یک نوع از شانس است، نه تمام آن.او میگوید بعد از این نقطه، بخش بزرگی از چیزی که دیگران «شانس» مینامند، در واقع نتیجه انتخابهای ماست. هرچه بیشتر حرکت کنیم، بیشتر یاد بگیریم، آدمهای بیشتری را بشناسیم و تجربههای بیشتری به دست بیاوریم، احتمال اینکه فرصتهای خوب سر راهمان قرار بگیرد بیشتر میشود. فرصتها معمولاً به سراغ کسی نمیآیند که منتظر مانده است؛ بیشتر سراغ کسی میروند که در حال حرکت است.از طرف دیگر، تخصص هم نوعی شانس میسازد. وقتی سالها روی یک مهارت کار میکنی، چیزهایی را میبینی که برای دیگران نامرئی است. همان فرصتهایی که شاید صد نفر از کنارشان رد شوند، برای تو تبدیل به یک مسیر جدید میشوند. نه به این خاطر که دنیا ناگهان مهربانتر شده، بلکه چون تو آمادهتر شدهای.و شاید مهمترین بخش حرف ناوال همین باشد؛ اعتبار. اگر سالها با صداقت، کیفیت و تعهد زندگی و کار کنی، کمکم آدمها خودشان تو را پیدا میکنند. پیشنهادها، همکاریها و فرصتها دیگر فقط حاصل جستوجوی تو نیستند؛ نتیجه تصویری هستند که در ذهن دیگران ساختهای.به نظرم این نگاه، امیدبخش است. چون قبول میکند که همه چیز عادلانه شروع نشده، اما در عین حال ما را قربانیِ همیشگی شرایط هم نمیداند. میگوید شاید نتوانستی محل تولدت را انتخاب کنی، اما میتوانی انتخاب کنی که از امروز چه کسی باشی و هر روز چه چیزی به خودت اضافه کنی.شاید هنوز هم بخشی از زندگی به شانس وابسته باشد، اما هر روزی که یاد میگیریم، تلاش میکنیم، ارتباط میسازیم و روی شخصیت و تخصصمان سرمایهگذاری میکنیم، سهم شانس را کمتر و سهم خودمان را بیشتر میکنیم. و شاید سالها بعد، وقتی کسی به زندگی ما نگاه کند، فقط یک جمله بگوید: «چه آدم خوششانسی بود.» در حالی که پشت آن چیزی جز سالها ساختن، ادامه دادن و تسلیم نشدن نبوده است.امیرحسین رضائی🦉از مدیریت تا ماجرا@donrezaei