#انکنتباکیالشیءفابکللحسین با سر و پای برهنه حالا پشت در آمده گریان پسرش رسم این است پسر وقت و…
انتشار: 2026/08/12 17:22 UTCدریافت: 2026/08/13 06:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:20 UTC
#انکنتباکیالشیءفابکللحسین با سر و پای برهنه حالا پشت در آمده گریان پسرش رسم این است پسر وقت وداع می نشیند به کنار پدرش سر اورا به بغل میگیرد تا بیاید نفس مختصرش جدّش اما به سر جسم علی آنقدر سوخت که خم شد کمرش هفت دفعه ولدی گفت ولی.. غیر خس خس نرسید…روایات بسیاری گواهی میدهند که معصوم را جز معصوم نمیتواند غسل و کفن و دفن کند. این حجتی است الهی؛ چرا که تغسیل و تدفین و نماز پیامبران نیز، بر عهدهی جانشینان آنان است. سنتی است از پیامبران گذشته که وصی، متولی این امر باشد.همانگونه که امیرالمؤمنین (ع)، وصی رسول خدا بود و خود بر پیکر پیامبر اکرم (ص) نماز خواند و او را غسل و کفن کرد.و در همین مسیر، هر امامی تنها به دست امام بعدی غسل داده میشود. چنانکه در وصایای ائمه اطهار نیز آمده است که: «امام را جز امام نمیتواند غسل دهد.»به همین سبب بود که امام سجاد (ع)، به طریقی خارقالعاده (طی الارض) به کربلا آمد و بدن مطهر سیدالشهداء را به خاک سپرد. و یا هنگامی که امام رضا (ع) در طوس به شهادت رسید، امام جواد (ع) به قدرت الهی از مدینه به خراسان آمد و غسل و کفن پدر را به عهده گرفت.این سنت الهی، نه تنها اتمام حجت بر مردم است بلکه نشانهی آشکار وصایت و استمرار امامت در زمین میباشد.#اما…از نگاه من، از آن جایی که بعد از امام حسین، وصی هر امامی فرزند اوست پس میتوان گفت لحظهی جان دادن پدر، پسر بر بالین او حاضر است...چقدر این لحظه سخت است...حالا تصور کنین این اتفاق برعکس بیفتد:یعنی پدر لحظهی مرگ پسرش بر سر بالین او باشد...یعنی پدر داغ جوان ببیند...لحظه ای تصور کنید، اگر پدری صحنهی مرگ پسرش را ببیند چه میشود؟ برایتان میگویم💔امام حسین وقتی بر بالین علی اکبرش رسید که دیگر او را قطعه قطعه کرده بودند. با زانوها تا کنار جسد علی آمد. بلند بلند در مقابل لشکر دشمن گریه میکرد و صدا می زد: ولدی، ولدی، ولدی! دیدند خم شد و صورت به صورت علی گذاشت و با بغضی جانسوز ناله زد: «على الدنيا بعدك العفا»... 🏴 امام رضا (ع) به ما آموختند:اگر برای چیزی گریهات گرفت برای حسین بن علی (ع) گریه کن... #شهادتامامرضاعلیهالسلاممی توان دید ز چشمان ترش..چقدَر درد گرفته جگرشخبر رفتن خود را آورد..با عبایی که کشیده به سرشصورتش خاکی خاکی شده بودبس که افتاد میان گذرشوسط حجره به خود میپچیدغرق تب بود تن محتضرشتشنه لب بود و میفتاد مدامعکس گودال میان نظرشاو مگر گل پسر فاطمه نیست؟پس چرا نیست کسی دوروبرش؟!قبل از آنیکه کسی برخیزد..به مدینه برساند خبرش..با سر و پای برهنه حالاپشت در آمده گریان پسرشرسم این است پسر وقت وداعمی نشیند به کنار پدرشسر اورا به بغل میگیردتا بیاید نفس مختصرشجدّش اما به سر جسم علیآنقدر سوخت که خم شد کمرشهفت دفعه ولدی گفت ولی..غیر خس خس نرسید از ثمرشیک عبا بود و هزاران اکبرکربلا پرشده بود از اثرش#سیدپوریاهاشمی
