#سلامآقایمهربونحسنجان💔ابری و بارانی دو تا چشم ترش بوداز داغ کوچه شعلهور بال و پرش بودآن ضربه…
انتشار: 2026/08/11 22:58 UTCدریافت: 2026/08/13 06:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:20 UTC
#سلامآقایمهربونحسنجان💔ابری و بارانی دو تا چشم ترش بوداز داغ کوچه شعلهور بال و پرش بودآن ضربه و آن سیلی و آن دست سنگینآن روضههای سخت نقش باورش بودخون شد دلش از بس که یک عُمْری به فکرِخون مردگیِ زیر چشم مادرش بودخیلی برای غربت مولا دلش سوختوقتی معاویه به روی منبرش بودزنجیرواره روی گونه اشکها داشتآری سپاهی غیر این کِی لشکرش بود؟گریان حسینش را سر بالین خود دیدآن جا که دیگر لحظههای آخرش بودفرمود یا مظلوم! لا یومَ کَیومکمیدید گویا خنجری بر حنجرش بود…#محمدحسینمهدیپناه
