#شهادتحضرترسولالله🥀🏴سر به دامان علی داشت که جان بر لب بودآخرین ذکر نبی، یاعلی و یارب بودنفسِ آ…
انتشار: 2026/08/10 23:47 UTCدریافت: 2026/08/13 06:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:20 UTC
#شهادتحضرترسولالله🥀🏴سر به دامان علی داشت که جان بر لب بودآخرین ذکر نبی، یاعلی و یارب بودنفسِ آخرِ او بود که می گفت: حسین و کلام دگرش یادِ غم زینب بودبه روی سینۀپیغمبر اکرم حسن استو کنار سر او فاطمه اش آنشب بودهمه أسرارِ مگو را به علی گفت نبیآخرین سّرِ دلش حاوی این مطلب بودیا علی! بعد من آتش به حرم می افتدآشکارا شود آن بغض که در مَرحب بودخانه ام را که همین قوم به آتش بکشند تازه معلوم شود خصمِ تو لامذهب بود بِین دیوار و درِ خانه بماند زهراوسط آتش کاشانه بماند زهرا غصه می آید و این دوره به سر می آیددورۀ حزن تو با خونِ جگر می آیدبعد من یاعلی این جمع ز هم می پاشدپشت این در خبر قتل پسر می آیدبازو و پهلوی زهرای تو را خُرد کنند فاطمه یاری تو روز خطر می آیددر همین کوچۀ باریک به دنبال فدکدومی با غضبش بار دگر می آیدآه از سیلی این قوم به ریحانۀ منوای از آن دم که ز مسمار خبر می آیدتا تو را یکّه و تنها نگذارد کفوَتفاطمه بعد من از شرم تو در می آیدحسنم می شود آنروز عصای مادر وسط کوچه شود آب، به پای مادربعد از این تازه حسن حالِ پریشان داردتا چهل سال ز غم گریۀپنهان داردجگرش پاره شود، وز کفِ او چاره شودزانوی غم به بغل، نالۀ هجران دارد هست بعد از حسنم، داغ حسینم در پیش او که بر پیکر خود نیزه فراوان داردقاتلانش همه هستند؛ اراذل اوباشگرچه این قافله عنوان مسلمان داردسرِ او را سرِ نیزه همه جا چرخانندگریه بر حال یتیمان و اسیران داردکعب نی ها به تن زینب او خُرد شود سفری پر ز بلا همره عدوان داردآه از گوشۀ ویرانه و رخسار کبودباز هم دخت من و سیلیِ یک دست یهود#محمودژولیده
