پر از سیاه و سپیدیم همچو عرصه شطرنج پر از نشاط و امیدیم و پر ز غصه و از رنج خرابه ایم و پر از مار و…
انتشار: 2026/07/27 14:54 UTCدریافت: 2026/07/31 23:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:56 UTC
پر از سیاه و سپیدیم همچو عرصه شطرنج پر از نشاط و امیدیم و پر ز غصه و از رنج خرابه ایم و پر از مار و کژدم و اثر گنج بیا که ساعد و بازو و روی و پنجه و آرنج نهاده ایم چنان سگ سر مزار تو هر پنج شکسته می دمد از من دلی که ناله ندارد شکسته باد سری کز درت حواله ندارد…محمد سهرابی در این شعر، میان قالب و مضمون پیوندی هنرمندانه ایجاد کرده است. شعر در قالب مخمس سروده شده و هر بند پنج مصراع دارد؛ هم زمان شاعر در مصراع های پایانی با عبارت «هر پنج» به مجموعه های پنج تایی اشاره میکند و عدد پنج فقط جزئی از قالب نیست؛ به محور اصلی مضمون شعر تبدیل شده است.قشنگ ترین ابتکار در این شعر این است که در قالب مخمس با خودِ عدد پنج هم بازی کرده است. در بندها یک مجموعه پنج تایی میسازد و در پایان با عبارت «هر پنج» به آن ها اشاره میکند. مثل: «ساعد، بازو، روی، پنجه و آرنج»، «قلم، دوات، خط، کاتب و رساله»، حواس پنجگانه،«وجود، نیستی، دوزخ، بهشت و منازل»،«تشیع، حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی»،«خلیل، موسی، عیسی، نوح و ختم رسالت»،«بهشت، دوزخ، دنیا، جهنم و اعراف»،دوباره حواس پنج گانه عالم،«صراط، نامهٔ اعمال، قبر، محشر و میزان»،«خلیل، موسی، عیسی، نوح و حضرت احمد»،«بحار، مختصر، عروه، مکاسب و کافی»،«فقیه، صوفی، غداره بند، عام و نوابغ»،«ابرو، خال، خط و دو چشم» «حسین، زینب، عباس، اکبر و علیاصغر».اینکه شاعر حواسش به قالب شعر بوده و آگاهانه از ظرفیت مخمس استفاده کرده، کار را جذاب کرده است. یعنی فقط پنج مصراع کنار هم نگذاشته است، بلکه عدد پنج را وارد مضمون، تصویرسازی و پایان بندی بندها کرده و قالب و مضمون را کاملاً به هم دوخته است
