⚖💧آب گران؛ قطره قطره تا قحطی آب 🖋 صادق جمالی؛ پژوهشگر حقوق آب 🔸در یکی از قسمتهای سریال هزاردستان ع…
انتشار: 2026/08/14 02:46 UTCدریافت: 2026/08/14 04:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:10 UTC
⚖💧آب گران؛ قطره قطره تا قحطی آب 🖋 صادق جمالی؛ پژوهشگر حقوق آب 🔸در یکی از قسمتهای سریال هزاردستان علی حاتمی، تصویر دقیقی از قحطی نان در اواخر دولت فرومانده و فرومایه قاجار به تصویر کشیده میشود. در حالیکه تغار خمیر پر و آتش نانوایی مهیاست، جمعیت آشفته و پرصدایی از مردم کوچه و بازار جلوی نانوایی دیده میشود که در پی قرصی نان هستند. اما نانوا نانی نمیپزد چون کسی قادر به پرداخت قیمت آن نیست. 🔸بر خلاف تصور «قحطی، نبود یا کمبود نیست، بلکه قحطی سطحی از گرانی است که دسترسی را برای اکثریت جامعه ناممکن میسازد.» 🔹این تعریف در همه حوزهها از جمله آب شرب نیز قابل تعمیم است. بدین ترتیب گران شدن بیضابطه و چندباره آب در هر سال را آغازی بر قحطی این حق بشری میتوان دانست. تهدیدی که آثار آن به مرور بر سوءتغذیه و بهداشت عمومی طبقات مختلف جامعه از کمدرآمد تا متوسط خود را نشان خواهد داد. 🔹این یادداشت به دنبال بررسی موضوع از منظر حقوق بشری نیست. این گونه مباحث در شرایط حاضر و وضعیتی که دولت معلوم نیست هست یا نیست بیش از حد فانتزی است. این متن کوتاه بیشتر یک طرح مسأله و هشدار است.🔹قحطی آب الزاماً از روزی آغاز نمیشود که شیرهای آب خشک شوند. قحطی، پیش از آنکه در خروجی لولهها دیده شود، در قیمت آب خود را نشان میدهد؛ آنجا که آب شرب، بهعنوان بنیادیترین نیاز انسان، از یک خدمت عمومی به کالایی تبدیل میشود که دسترسی به آن بیش از پیش به توان اقتصادی خانوار وابسته است.🔹افزایش قیمت آب شرب را نمیتوان صرفاً یک تصمیم اقتصادی یا اصلاح تعرفهای تلقی کرد. آب با بسیاری از کالاهای مصرفی تفاوت اساسی دارد. انسان میتواند مصرف بسیاری از کالاها را کاهش دهد یا آنها را از سبد زندگی خود حذف کند، اما آب شرب را نمیتوان حذف کرد. بنابراین هنگامی که قیمت این کالای حیاتی افزایش مییابد، جامعه با یک انتخاب واقعی میان «مصرف کردن» و «مصرف نکردن» مواجه نیست؛ بلکه بخشی از مردم ناچار میشوند میان نیازهای ضروری و درآمد محدود خود دست به انتخاب بزنند. اینجاست که مفهوم «قحطی آب» معنای گستردهتری پیدا میکند.🔹در نگاه نخست، قحطی آب زمانی رخ میدهد که منابع آبی یک منطقه به شدت کاهش یافته و آب کافی برای تأمین نیازهای مردم وجود نداشته باشد. اما در واقع، بحران دسترسی به آب تنها به مقدار فیزیکی آب وابسته نیست؛ توانایی مردم برای دسترسی به آب سالم و قابلپرداخت نیز بخشی از مسئله است.🔹ممکن است در یک شهر هنوز آب در شبکه وجود داشته باشد، اما اگر قیمت آن به سطحی برسد که گروههایی از جامعه نتوانند هزینه آن را بپردازند، بخشی از جمعیت عملاً از دسترسی مؤثر به آب محروم میشود.در چنین شرایطی، ممکن است قحطی آب ابتدا در قالب کاهش مصرف ضروری، استفاده بیش از حد از منابع غیربهداشتی، کاهش بهداشت فردی و خانوادگی و ... خود را نشان دهد؛ پیش از آنکه بحران به مرحله خشک شدن کامل شبکه برسد.🔹 توجیه تکراری موافق افزایش قیمت آب معمولاً بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از اسراف و تأمین هزینههای تولید و انتقال آب استوار است. این استدلال در حوزه مدیریت منابع آب قابل بررسی است؛ اما مشکل از جایی آغاز میشود که افزایش قیمت جایگزین سیاستهای واقعی مدیریت مصرف، ناترازی بودجه دستگاههای فشل، و اصلاح ساختارهای ناکارآمد شود.🔹اگر مصرفکننده پرمصرف و مصرفکننده ای که تنها نیازهای ضروری خود را تأمین میکند با فشارهای یکسان مواجه شوند، افزایش قیمت نهتنها به عدالت آبی منجر نمیشود بلکه میتواند نابرابری را افزایش دهد.🔹وقتی که آب شرب برای اقشار کمدرآمد و متوسط گران شود، این خانوار برخلاف یک مصرفکننده ثروتمند، یا منتخب امکان چندانی برای جایگزینی ندارد. قشر اخیر ممکن است بتواند هزینه افزایشیافته را بطور مستقیم یا غیرمستقیم پرداخت کند، اما خانوار کمدرآمد و متعاقباً متوسط ناچار است از سایر هزینههای ضروری زندگی بکاهد.🔹 انتقال ناکارآمدی نهادی و ناترازی بودجهای به مصرفکننده نمیتواند به عنوان روشی مشخص و تکراری برای همیشه پاسخگو باشد. انتقال تمام یا بخش بزرگی از هزینههای ناکارآمدی به مصرفکننده بحران فیزیکی آب را عملاً به بحران اقتصادی آب تبدیل خواهد کرد.در بحران فیزیکی، آب کم است. در بحران اقتصادی، آب ممکن است وجود داشته باشد اما همه مردم توان دسترسی برابر به آن را ندارند. هرچند خطرناکترین وضعیت زمانی شکل میگیرد که این هر دو بحران همزمان شوند: آب کم باشد و همان آب محدود نیز برای بخشهایی از جامعه با قیمتی بیش از توان اقتصادی آنان قیمتگذاری شود.◽️پایان بخش اول🆔 t.me/watlawgovernance
