قرار می دهد معلوم نیست می خواهد مسخره اش کند و یا واقعا آن بینوا را می نوازد؟ )اکنون عاشق می خواهد…
انتشار: 2026/08/14 09:05 UTCدریافت: 2026/08/14 16:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 16:42 UTC
قرار می دهد معلوم نیست می خواهد مسخره اش کند و یا واقعا آن بینوا را می نوازد؟ )اکنون عاشق می خواهد خود را بیازماید:چاره آن باشد که خود را بنگرمورنه او خندد مرا : «من کی خرَم؟ ) ۸گفتم :«آخر خویش را من یافتمدر دو چشمش، راه ِ روشن یافتم » ۹گفت وَهمم* :« کآن خیال* ِ توست هان!ذات ِ خود را از خیال ِ خود بدان !» ۱۰نقش ِ من از چشم ِ تو آواز داد :که : «منم تو، تو منی در اتحاد ۱۱کاندرین چشم ِ مُنیر ِ بی زوالاز حقایق ، راه کَی یابد خَیال؟» ۱۲****«در دو چشم ِ غیر ِ من تو نقش ِ خودگر ببینی ، آن خیالی دان و رَد !! ۱۳چشم ِ من چون سُرمه دید از ذوالجلالخانهٔ هستی ست ؛ نه خانهٔ خیال» ۱۴ابیات ۸ و ۹ : نخیر؛ نخست باید خود را بسنجم [ که اصلا لیاقت ِ صیدِ چنین معشوقیرا دارم؟ ] وگرنه؛ نکند او به مسخره ام گرفته و به زبان حال میگوید: « مگر خریدارتم؟ »با خود گفتم : سرانجام؛ آن خود ِ حقیقی ِ خویشتن را پیدا کردهام، زیرا در چشمانش کهمشتاق ِ من اند، راهی روشن و بی ابهام میبینم .بیت ۱۰ : وهم و خیال .[ در این بیت و ابیات آینده خیال به معنای جهان ِ خیالی و برزخینیامده است.مولانا نظر به مراتب ِ شناخت ِ آدمی از مواجهه با واقعیتی ناشناخته دارد.نخست «وهم» داوری می کند؛ سپس خیال ِ او پس از آن «شک» میبرد که چیست،وتقریبا واقعه را تفسیر کرده « مظنون» میشود. نهایتا آن را با تجارب قبلی خود سنجیدهبه «یقین» رسیده و حکمی میدهد. آن هم مراحلی دارد . به هر حال وهم و خیال؛ لرزان وبدون پشتوانه اند.] در این بیت؛ پایین ترین مرحلهٔ شناخت ـ وهم ـ برای فرد حکمی داده :« توخیال کرده ای معشوق تو را میخواهد. حقیقت ِ خود را از خیال ِ خویش بازشناس»ابیات ۱۱ و ۱۲ : نقش ِ حقیقی و ذات من از چشمان تو مرا خواند و گفت : « من توام و تومنی در این یگانگی که می بینی. زیرا در این چشم ِ روشنگر ، که هرگز از حقایق تهی و بیبهره نیست ، دیگر چه جایی برای ورود خیال و شک و وهم باقی مانده است ؟» مولانا دراین دو بیت شاهکاری از هنر شعر و خیال آورده ست . معمولا دو نفر که یکدیگر را نگاهمیکنند، هر کدام خود را در آیینهٔ مردمک چشم ِ دیگری میبیند. اکنون خود ِ حقیقی ِآنسالک از آیینهٔ مردمک ِ چشم ِ پیر به او میگوید: « مطمئن باش تو خودِ ذاتی ِ خویش رادر این جا می بینی زیرا در چشمان ِ پیر، هرگز خیال و وهم وارد نمی شوند.» منظور آنکهاگر می بینی پیر تو را خوانده است ، بدان که حقیقت دارد و قصد شوخی و گمراه کردنترا ندارد. او تورا برگزیده ست.ابیات ۱۳ و ۱۴ :چنانچه خود را در آیینهٔ چشمان دیگری ببینی ، آن گمراهی وهم و خیال ستنه چشم ِ من که دارندهٔ شکوه و جلال ( خداوند) بر آن سرمه کشیده ست.بر آیند ِ سخن آن که مولانا معیار و میزان ِ چالش ِ انتخاب ِ پیر را نه در تلاش و تیزهوشیسالک بلکه در اخلاص و همت ِ وی برای رسیدن به حضرت حق می داند.باقی ماجرا دردست ِ قضا و قدر الهی ست که وی را بر سر راه پیران راه قرار دهد. پیرانی که با قدرتیالهی می توانند هر زمان که بخواهند در ذهن و ضمیر رهروان تصرف کنند، چرا که :کهربا دارند چون پیدا کنند،کاه ِ هستیّ ِتو را شیدا کنندکهربای خویش چون پنهان کنندزود تسلیم ِ تو را طغیان کنند ...با وجود ِ همهٔ این احوال، چالش ِ انتخاب ِ پیر همچنان بر جاست .ادامه دارد#محمدبینش(زیبا روز)@didarmasnaviادبیات عرفانی

