قلم نشست به سوگت چه غمگنانه و بی تابشبی چو حنظل و دیجور بُرد از سر ِ من خوابچه تلخ بود و نفس بُر خب…
انتشار: 2026/08/10 07:04 UTCدریافت: 2026/08/14 15:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 15:05 UTC
قلم نشست به سوگت چه غمگنانه و بی تابشبی چو حنظل و دیجور بُرد از سر ِ من خوابچه تلخ بود و نفس بُر خبر ، که سایه ز سر شد !به جان ِ شعر و غزل ، رستخیز تلخ ِ دگر شدشکست قامت ِ صدها نهال ِ شعر و صنوبرنه ارغوان ، فقط از داغ رفتنت شده پَرپَرهجوم ِ واژه به قلب ِ ترانه گشته شبیخونچگونه سر نزند از دل آه و حسرت ِ مکنونچگونه سر نگذارد دل از عزات ، به زانوکجاست شانه ی شعرت ، کجاست جان ِ غزل ، کو ؟به زیر ِ بارش ِ باران ِ هجرت ِ تو نشستیمیتیم شد غزل ، از درد ِ بیکرانه شکستیم که سایه گسترَد اینگونه بر سروده پس از تو ؟که قلب ِ واژه شکسته ست و شعر ، سوده پس از توچو ارغوان اگر از دیده خون ِ دل بفشانیم رواست ، آتش ِ حسرت مگر به دل بنشانیمکه رفته شعر ِ تَرانگیز و باغ گشته سیه پوششود چگونه غزلساز سالخورده فراموش ..........به دل نشستی و شعرت ، دو صد ترانه به پا کردکجاستی که ببینی ، غمت به سینه چه ها کرد ؟#سیما_اسعدی #در سوگ سایه ...🖤
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- کانال اشعار و دکلمه های سیمااسعدی · تطابق دقیق — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۰۵
- کانال اشعار و دکلمه های سیمااسعدی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۰۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند



