♨️ تا اسلحه را دستش ندیدم، باورم نمیشد واقعاً به قصد قتل مرصاد وارد شرکت شده باشد اما عجالتاً من سدّ راهش بودم که ماشه را کشید و شاید دستش لرزید که به جای قلبم، سرشانهام از درد آتش گرفت. ❤️🔥 فریاد مرصاد را میشنیدم که نامم را صدا میزد، مأمورین حراست…سلام بر شماکانال ما در ایتا.اگر @dastanhayeziibaدر ایتا بزنید . وارد کانال میشوید.منتظر شما هستیم