🌿🌿 با توجه به این چند عملیات نظامی آمریکا، حس میکنم که خود مدل جنگیدن آمریکا نوعی طرح فریب است.…
انتشار: 2026/08/07 10:29 UTCدریافت: 2026/08/12 20:51 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 20:51 UTC
🌿🌿 با توجه به این چند عملیات نظامی آمریکا، حس میکنم که خود مدل جنگیدن آمریکا نوعی طرح فریب است. وگرنه آمریکا واقعا این مدلی نمیجنگد.// اینجا داستان | مصطفی مردانی //// 💥 @Das_tann //
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — اینجا داستان | مصطفی مردانی
🌿🌿 ترامپ منتظر پنجرهای است که بتواند از نظر مالی خودش را نجات بدهد و جنگ را جلو ببرد. همین الان گزارشهایی منتشر شده که درآمد ترامپ در دوران ریاست جمهوری اش، از رمزارز و دیگر فعالیتهایش، حدود دو میلیارد دلار بوده. بازارهای مالی برای خودش و حزب جمهوریخواهی که خود ترامپ میخواهد بعد از او قدرت بگیرد، اهمیت دارد. اگر این همه ثروت داشته باشد و آمریکا آن کشوری نباشد که دوست دارد، دیگر چه اهمیتی دارد؟ ترامپ برای امروز خودش نمیجنگد. او طوری برنامه ریزی می کند که بازارهای مالی آمریکا بتوانند سر پا بمانند و حتی رشد خوبی داشته باشند. و اگر زمانی قرار است این بازارهای مالی ریزش کنند، همان زمان جنگ را شروع کند که توجیهی برای این ریزش مالی داشته باشد. جنگ دوازده روزه نتوانست فشار مالی و اقتصادی زیادی به ترامپ بیاورد. اما این جنگ چهل روزه، چشم هایش را به روی بازارهایی باز کرد که شاید تا قبل از این به آن توجهی نداشت. // اینجا داستان | مصطفی مردانی //// 💥 @Das_tann //
#جنگ #تحلیلبیست و چهار 03حمله زمینی قطعی استتا قبل از میانه پاییز جنگی نخواهیم داشت.کامل توضیح دادم که چرا این دو مولفه اتفاق می افتند.// اینجا داستان | مصطفی مردانی //// 💥 @Das_tann //
🔥 آهنگیفای: دانلود موزیک
#روایت #نویسندگی #داستانبخش سخت روایتی که در کانال مینوشتم این بود که هر بار آرزو میکردم کاش این روزها واقعی نبودند، کاش این روزها اتفاق نمیافتادند. ولی اگر با همین فرمان ادامه بدهیم، اتفاق یک و دو و سه میافتند و تمام این اتفاقات میافتادند و بیشتر به خودم میلرزیدم. بالاخره روزی رسید که تصمیم گرفتم فکرهایم را با آدمهای بیشتری در میان بگذارم و همین شد که اتفاقات را یکی یکی نوشتم و اینجا گذاشتم. الان وسط روایت هستیم. شاید همان جایی که قصه میپیچد و تمام شخصیتها مطمئن میشوند که راه بازگشت به گذشته را ندارند و باید تصمیمهای جدیدی بگیرند. همان جایی که الی در فیلم درباره الی گم شد. همان جایی که آلن تیورینگ در فیلم بازی تقلید imitation Game تصمیم گرفت چند نفر را اخراج کند و ریاضیدان استخدام کند. همان جایی که در فیلم جیمز باند، وارد اجرای نقشه میشوند. از این جا به بعد قرار است شگفتیهای بیشتری ببینیم. این قسمت قصه را کسی نمی تواند از پیش روایت کند. فقط باید منتظر ماند و دید که چه میشود. اما روایت من این است که بازگشت به قبل از اسفندماه، قبل از دی ماه و حتی قبل از سال 76 هم ممکن نیست. این معمای 47 ساله همین جا باید حل شود، و حل میشود. // اینجا داستان | مصطفی مردانی //// 💥 @Das_tann //
🌿🌿 #نویسندگی #روایت #داستان قبل از جنگ و این ماجراهایی که باعث شد شروع به نوشتن درباره جنگ کنم، بیشتر خود روایت مذاکرات و جنگ برایم جذاب بود. تمام این اتفاقات را به شکل یک قصه میدیدم که جلوی چشمهایم دارد روایت میشود. و مثل یک داستان نویس شروع کردم به…🍂🍃 #روایت #نویسندگی #داستان خیلی از این شبها را نوشتهام و یک گوشه گذاشتهام. شاید روزی بخواهم درباره این شبها بنویسم که چهطور وقتی میخوابیدم به روح سفیدی فکر میکردم که روی شهر حرکت میکند. خیلی از شبها با اینکه صدای موشک نمیآید، هر صدایی من را از خواب میپراند که نکند امشب شروع شده باشد. گاهی صدای خنده و موسیقی خانههای کناری خوشحالم میکند، گاهی از صدای بسته شدن در حیاط شوکه میشوم. گاهی به آسمان نگاه میکنم تا به جای ستارهها، دود غلیظ بمباران را ببینم، گاهی از تصور لحظهای که خانهام از بمباران لرزید، به خودم میلرزم. ما در این روایت زندگی میکنیم و این روایت ادامه دارد. // اینجا داستان | مصطفی مردانی //// 💥 @Das_tann //
🌿🌿 #نویسندگی #روایت #داستان قبل از جنگ و این ماجراهایی که باعث شد شروع به نوشتن درباره جنگ کنم، بیشتر خود روایت مذاکرات و جنگ برایم جذاب بود. تمام این اتفاقات را به شکل یک قصه میدیدم که جلوی چشمهایم دارد روایت میشود. و مثل یک داستان نویس شروع کردم به پیشبینی اتفاقات آینده، تحلیل شخصیت های اصلی و فرعی داستان، تحلیل پیرنگ و روابط علت و معلولی و درک فضای داستان که چهطور دارد پیش میرود.🍃🌿 روایت واقعی جنگ! روزهای اول واقعاً برایم شبیه روایتی آشنا بود که میتوانم مثل یکی از فیلمهای جیمز باند یا ماموریت غیر ممکن آن را دنبال کنم. اما این داستان ابرقهرمانی نداشت که بخواهم با آن همذات پنداری کنم. بهترین شخصیت این داستان، مردم ایران بودند. در مینی سریال چرنوبیل، به جای جمع دانشمندان، یک دانشمند خلق میکنند که به جای تمام آنها صحبت کند و دنبال کارها را بگیرد. اما اینجا با مردمی طرف هستیم که هر کدام نظرات خودشان را دارند. هر کسی به سمتی میرود. 🌿🌿 کابوس واقعی هر شب هر شب مجموعهای از مردم ناامید را میبینم که پرچم تکان میدهند. گروه دیگری که در بالکن خانههایشان به این سر و صداها گوش میکنند و برای خودشان جوجه باد میزنند، فیلم و سریال میبینند و شاید کلاس شرکت میکنند. قسمت دردناک ماجرا اینجاست که تمام این روایتهایی که دیدیم و میبینیم، در خانه خودمان اتفاق میافتد. هر شب به این فکر میکنم چه زمانی این کابوس تمام میشود. اما این کابوس نیست، یک داستان واقعی یا بخشی از تاریخ است که در آن زندگی میکنیم.// اینجا داستان | مصطفی مردانی //// 💥 @Das_tann //