"تریاژ"سرخط خبرها:گلوله بر تنکه از سفیدران تا خیزاب میدان کینه به کینه میآیدگلوله بر خونکه از لها…
انتشار: 2026/08/01 08:45 UTCدریافت: 2026/08/15 01:43 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:43 UTC
"تریاژ"سرخط خبرها:گلوله بر تنکه از سفیدران تا خیزاب میدان کینه به کینه میآیدگلوله بر خونکه از لهاسایِ صدا تا شامگاه عزا سینه به سینه میآیدگلوله بر جنونکه از چاکرایِ تن تا گلوی زن سراسیمه میآیدجمع میشود نفیردر دهانهی گلوکه از دهانباز بیفتد دهاناز حمد وُ رِّبِ آب و آفتابمیان مفرقِ هفت رنگمنقش شدبریزدبرندهتابندهکوبندهلخت، کنار شیشهای مشجّرتا گلوله بر تن که از سفیدران تا خیزاب میدانتا گلوله بر خون که از لهاسایِ صدا تا شامگاهِ عزاتا گلوله بر جنون که از چاکرایِ تن تا گلوی زنکه صدا روی صدا؟واز شُورُوندَه نم بارونَخَطرِ کوچَه خیابونخوُدِ تنهاتَه قِرارُمزخمییُم سوزُم غبارُمخُونییُم دردُم دچارُمدَربه دَر در بِهِ هواتُمَدَم به دَم اشکِ نگاتُمَخَط به خَط با خَطِراتُمخوراندهاند همه را در خوابخواباندهاندخوابی که روی آب برگشت میخوردجای تعبیر تغییر میکندرویه را دنبال کنید به همین منوالکه زن یعنی نیمه کارهوطن یعنی پتیارهمن یعنی رجالهپای رادیو، تلویزیون، مانیتورحتی صدای اووطن یعنی سوظن!زن یعنی مال من؟من حمال میشودروی مثال سوال حل میکندامسال بر هفت سین و سماعِ این سوفیبر تنبور وُ پنجهی بی گلوی این بَخشیسالِ تکلمی جِریده که هزار لهجهامو جراید از مجاری صدایماز شبکه رگهایماز هلاهلِ اعصابمتلخ که میشودکِل میکشند در خیابانکه آتش بیافتد بر خانهی عنکبوتهارعشه جای پای باز کندمشبک از خشمِ دو چشم خلیفهی تانباد از هر سو بر خیزرانهاعینهو باد بوزدتا منتهاالیه خون باشممنتها علیه خونمشروح خبرها:گلوله بر تنکه از سفیدران تا خیزاب میدان کینه به کینه میآیدگلوله بر خونکه از لهاسایِ صدا تا شامگاهِ عزا سینه به سینه میآیدگلوله بر جنونکه از چاکرایِ تن تا گلوی زن سراسیمه میآیدِترسِش از غَمایه داغَهخودِشُو که از چراغَهبغض وامُوندَه ی باغَهاَخرِ راهَه درازَهیَله مویَه قصَه سازَهزخمَه چند قرنَه که وازَهبه خَنِه ای که خون نِشستَهبه اسیرِ خیره موُندَهبه غمی که سینَه رُوندَهبه گِلو که لا پرُوندَهبه مُویی که از تو خُوندَهبه تُویی که در مُو مُوندَهنِفس از وطن؟و خطبهی آفتاب بر خانقاه خوناز هلهلهی نقارههاخط الارض منارههاحمد وُ مدح قدارههااز امیرناممتا حایل رُخم که با مرکب و پوست مینوشتزبانی که بلند شد از زبانمنامم را که از چهره بردارمآینه را نخنما میکندقلادهی سگ هار بر گردنممبادا که گرگ را هرزهتر کندعناوین خبرها:#عرفان_دلیریاز مجموعه شعر ساپیوفیل نشر دگرگونمجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد
