تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:43 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
چرو مستقل است و به #شعر_آوانگارد و #ادبیات_پیشرو می پردازد.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 7 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
برای خارکبرای آهوی گورْمعبدِ پالمیران برضمیر مخفی ِ “من میبوسمت”، جنگ میآید و کرور ِ آهویِ مُسَجّل حلالْخوابِ شریفزادهی مرجانیست.برای آغوشِ شنیات تا کجا بنویسم با این همه دریا که مُدام میشوُیدَت برای شیشهی چشمهای نارنجیات در قوسها و دهلیزها برای ناف -که چالهی نفت است شِتَکِ سمهای هراسیده بر رنگینکمانِ آتشِ تَرتعلیم ِ ساقهای من به نرفتن بود حافظهی پرگار اختفای دریوزهی ضمایر بر طبیعت نیش من حاضر رفتهام و تنِ بیشعاع حفرِ گورْمعبدِ خضر است ای حبیب ِ برشتهی من ! کَندَن همیشه یعنی تَلَنبار طبع ِ گور و منار از طوفانِ پروانه و آهو بگو بگو که این دَرَک پلههای رو به حقیقتِ دریاست.. #نازنین_آیگانی مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد
شعر و صدای #عرفان_دلیری مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد
"تریاژ"سرخط خبرها:گلوله بر تنکه از سفیدران تا خیزاب میدان کینه به کینه میآیدگلوله بر خونکه از لهاسایِ صدا تا شامگاه عزا سینه به سینه میآیدگلوله بر جنونکه از چاکرایِ تن تا گلوی زن سراسیمه میآیدجمع میشود نفیردر دهانهی گلوکه از دهانباز بیفتد دهاناز حمد وُ رِّبِ آب و آفتابمیان مفرقِ هفت رنگمنقش شدبریزدبرندهتابندهکوبندهلخت، کنار شیشهای مشجّرتا گلوله بر تن که از سفیدران تا خیزاب میدانتا گلوله بر خون که از لهاسایِ صدا تا شامگاهِ عزاتا گلوله بر جنون که از چاکرایِ تن تا گلوی زنکه صدا روی صدا؟واز شُورُوندَه نم بارونَخَطرِ کوچَه خیابونخوُدِ تنهاتَه قِرارُمزخمییُم سوزُم غبارُمخُونییُم دردُم دچارُمدَربه دَر در بِهِ هواتُمَدَم به دَم اشکِ نگاتُمَخَط به خَط با خَطِراتُمخوراندهاند همه را در خوابخواباندهاندخوابی که روی آب برگشت میخوردجای تعبیر تغییر میکندرویه را دنبال کنید به همین منوالکه زن یعنی نیمه کارهوطن یعنی پتیارهمن یعنی رجالهپای رادیو، تلویزیون، مانیتورحتی صدای اووطن یعنی سوظن!زن یعنی مال من؟من حمال میشودروی مثال سوال حل میکندامسال بر هفت سین و سماعِ این سوفیبر تنبور وُ پنجهی بی گلوی این بَخشیسالِ تکلمی جِریده که هزار لهجهامو جراید از مجاری صدایماز شبکه رگهایماز هلاهلِ اعصابمتلخ که میشودکِل میکشند در خیابانکه آتش بیافتد بر خانهی عنکبوتهارعشه جای پای باز کندمشبک از خشمِ دو چشم خلیفهی تانباد از هر سو بر خیزرانهاعینهو باد بوزدتا منتهاالیه خون باشممنتها علیه خونمشروح خبرها:گلوله بر تنکه از سفیدران تا خیزاب میدان کینه به کینه میآیدگلوله بر خونکه از لهاسایِ صدا تا شامگاهِ عزا سینه به سینه میآیدگلوله بر جنونکه از چاکرایِ تن تا گلوی زن سراسیمه میآیدِترسِش از غَمایه داغَهخودِشُو که از چراغَهبغض وامُوندَه ی باغَهاَخرِ راهَه درازَهیَله مویَه قصَه سازَهزخمَه چند قرنَه که وازَهبه خَنِه ای که خون نِشستَهبه اسیرِ خیره موُندَهبه غمی که سینَه رُوندَهبه گِلو که لا پرُوندَهبه مُویی که از تو خُوندَهبه تُویی که در مُو مُوندَهنِفس از وطن؟و خطبهی آفتاب بر خانقاه خوناز هلهلهی نقارههاخط الارض منارههاحمد وُ مدح قدارههااز امیرناممتا حایل رُخم که با مرکب و پوست مینوشتزبانی که بلند شد از زبانمنامم را که از چهره بردارمآینه را نخنما میکندقلادهی سگ هار بر گردنممبادا که گرگ را هرزهتر کندعناوین خبرها:#عرفان_دلیریاز مجموعه شعر ساپیوفیل نشر دگرگونمجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد
♦️#معرفی_کتاب♦️مجموعه شعر #ساپیوفیل♦️اثر #عرفان_دلیری♦️نشر #دگرگونمجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد
"خِشاب"پدربا خِشابِ پُرش از راه میرسیدخانه،ضامنش راپیشاپیش کشیده بودمادرمخونِ ششماش گرم بود هنوزکه گلولهای دیگردر رحمش جا میگرفتبرادرمدهانشبه پستانِ مادرم بودبه آخرین سفیدیِ جهانو منیکی از همان گلولههاکه در تاریکی جان گرفتمادرممیانِ شیر و خونمیانِ لالایی و نفسهای مردیکه بوی باروت میدادهر شبکمی از خودش رااز دست میداد مناز چشمهای اوبه دنیا آمدم نه از رحمشنیرومندترکدام بود؟خِشابِ همیشهپُرِ پدریا نبضِ کوچکیکه اصرار داشتبه دنیا بیاید؟سالها گذشته استاما هنوزصدای گلولهای را میشنومکه هیچکس آن را شلیک نمینامد.#آیدا_امیدواریمجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد
دو شعر از #حامد_اشرفزارعی۱)|شاعر مرده است|«چند برگ بیفتدپاییز میشود؟چند برگ بیفتد پاییز میرود؟چند ماهی باید بمیردتا اشکهای ابر سرازیر شود؟دریاچند ماهی بمیردتمام خواهد شد؟چندبارجنازهاش راچندباراز پشت شببالا بکشد خورشید؛غروبسیر میشوداز خوردن خون او؟زمستانبا چند دانهی برفمیآید؟بهار چندبار کهاز روی زمینپارچهی سفید را بکشیمبیرون میزند؟رودخانه چندبارآبشار راتمرین کند؟از اوجچندبار برگردد فواره؟با چند کلمهبرفآب میشود؟با چندکلمهزمستانتمام؟»به خودکار بگوبیهوده بر سفیدِ کاغذ نریز...۲)|منظره|پلی که از روی اتوبان رد میشدخم شدنگاهی به مرگ انداختبعد چشمش را بستو به آبتنی در رودخانهای فکر کردکه میتوانست از روی آن بگذردمجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد
دو شعر از #هوشنگ_چالنگی ۱)"اسب از گرسنگی میآید"در هایهای باد-در باد-از روزن خیالیمن ذرهای نسیمدزدیدم.من کاسهی مسین رااز بار قاطرانتا رودخانه بردمبا همسرایان-در باد-خواندم:اسب از گرسنگی میآیداسب از گرسنگی میآید(با یالهای انبوه،با یالهای بازیگوشبیآرام)و خوان بیدریغ راگسترده میبیند!با بادهای مانوسبا بادهای پچپچکنبا زلفهای خیس،من آن دبستان راتا خانه با فراربا گریه میدویدم.اکنونفصل همیشهگریان بودن رابا چشمهای مادر میخوانماکنون گم میشوم میان جماعتگم میشوم،تا مادری که مجبور استدست مرا بگیرد.۲)"اکنون کدام مذهب"- هول کدام گردابموی بر سر تو سپیده کرده استای خسته از تلالوی بیدرختی!به هنگامی که از گردابهامیآمدمقومی که خزه از کاکل من میستردمنقرض شده بود.از سموران محتاط بپرسروزگارانی راکه با دهان پلنگ نفس میکشیدمبر گذشته، بر گذشته.اکنون ای برادران!لحظهای فانوس را نگه داریدتا من از گریهی موعود خلاص یابمسراغ مهتاب رادر قصری متروکاز کدام کنیز میگیری؟به هنگامی که بر تن مناز هولی که با من رفته سخن میگوید!اکنون کدام مذهباز قوم منعریانترست؟مجله الکترونیک تخصصی شعر #چرو @cherouu تلگرام 🔴⚪️🔴cherouu.ir سایت 🔴⚪️🔴Cherouu11 اینستاگرام 🔴⚪️🔴#مجله_الکترونیک_چرو #مجله_مستقل_ادبیات#شعر_پیشرو #شعر_آزاد