گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنمهر زمان بی روی ماهی همدم آ…
انتشار: 2026/08/09 16:32 UTCدریافت: 2026/08/13 11:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 11:55 UTC
گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنممن نه آن رندم که غیر از عاشقی کاری کنمهر زمان بی روی ماهی همدم آهی شومهر نفس با یاد یاری نالهٔ زاری کنمحلقههای موج بینم، نقش گیسویی کشمخندههای صبح بینم، یاد رخساری کنمگر سر یاری بود بخت نگونسار مراعاشقیها با سر زلف نگونساری کنمباز نشناسد مرا از سایه چشم رهگذارتکیه چون از ناتوانیها به دیواری کنمدرد خود را میبرد از یاد گر من قصّهایاز دل سرگشته با صید گرفتاری کنمنیست با ما لاله و گل را سرِ الفت رهیمیروم تا آشیان در سایهٔ خاری کنم#رهی_معیری@chaameghazal 🌱