ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینستبهانه کن که بتان را بهانه آیینستاز آن لب شکرینت بهانههای دروغبه ج…
انتشار: 2026/07/28 17:33 UTCدریافت: 2026/08/04 15:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 15:22 UTC
ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینستبهانه کن که بتان را بهانه آیینستاز آن لب شکرینت بهانههای دروغبه جای فاتحه و کاف و ها و یاسین استوفا طمع نکنم زانکه جور خوبان راطبیعت است و سرشت است و عادت و دینستاگر ترش کنی و رو ز ما بگردانیبه قاصد است و به مکر است و آن دروغینستز دست غیر تو اندر دهان من حلوابه جان پاک عزیزان که گرز رویینستهزار وعده ده آنگه خلاف کن همه راکه آن سراب که ارزد صد آب خوش اینستزر او دهد که رخش از فراق همچو زر استچرا دهد زر و سیم آن پری که سیمینستجواب همچو شکر او دهد که محتاج استجواب تلخ تو را صد هزار تمکینستجمال و حسن تو گنج است و خوی بد چون ماربقای گنج تو بادا که آن برونینستقماش هستی ما را به ناز خویش بسوزکه آن زکات لطیفت نصیب مسکینستبرون در همه را چون سگان کو بنشانکه در شرف سر کوی تو طور سینینستخورند چوب خلیفه شهان چو شاه شوندجفای عشق کشیدن فن سلاطین استامام فاتحه خواند ملک کند آمینمرا چو فاتحه خواندم امید آمینستهر آن فریب کز اندیشه تو میزایدهزار گوهر و لعلش بها و کابینستچنانکه مدرسه فقه را برون شوها استبدانکه مدرسه عشق را قوانینستخمش کنیم که تا شرح آن بگوید شاهکه زنده شخص جهان زان گزیده تلقینست#مولوی@chaameghazal ⛱