
مركز پژوهشهاى ايرانى و اسلامى (مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى)؛ مؤسسهای غیردولتی، مردمنهاد (وقف عام) و سازمانی علمى-پژوهشى است كه با هدف تأليف و تدوين كتب مرجع به ویژه در زمینهٔ مطالعات ایرانی و اسلامی در اسفندماه ١٣٦٢ تأسيس شده است.www.cgie.org.ir
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 14 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/21 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 13 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
پیام تسلیت مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در پی درگذشت «سیدجلال حسینی بدخشانی»▪️دبا: «سیدجلال حسینی بدخشانی»، پژوهشگر تاریخ و فلسفۀ اسلامی و عضو مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی لندن در ٨۵ سالگی درگذشت.▪️بههمینمناسبت رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی پیام تسلیتی صادر کرد:انّا لِلَّه وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون ▪️«درگذشت دانشمند و محقق برجسته، دکتر سیدجلال حسینی بدخشانی برای فرهنگ و دانش ایران واقعهای بسیار اندوهبار است. ▪️ایشان سالهای متمادی از همکاران مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی لندن و نیز دانشنامۀ اسلامیکا بود و ما از فیض دانش او بهرهمند بودیم.▪️فقدان آن پژوهشگر کممانند را به همسر و خانوادۀ ارجمندش تسلیت میگویم و از درگاه حضرت حق برای ایشان غفران و رحمت و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسألت میکنم.»کاظم موسوی بجنوردی٢۴ مرداد ١۴٠۵@cgie_org_ir
مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران🖊کاظم موسوی بجنوردیرئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی🗓روزنامۀ اعتماد، شمارۀ ۶٣٩١، سهشنبه، بیستم مرداد ١۴٠۵، صفحۀ یکجنبش مشروطه در ١٢٠ سال پیش با آرزوی عدالت جان گرفت و سپس گسترش مفهومی و شکلی یافت و تبدیل به خواستی ملی برای ورود به جهانی نو شد؛ جهانی که نه فقط پارلمان، قانون و حقوق و آزادیهای اساسی طلب میکند که اساساً نگاهی نو و دگرگونشده به خودِ انسان و مفاهیم مُقَوِم جامعه دارد. در حقیقت مشروطه بسان پلی بود که ایران را از دنیای سنتی و کهن به عصری مدرن رهنمون کرد. بهراستی زمینهساز و سبب بنیادین مشروطه ایران را باید در مواجهۀ تکاندهندۀ نخبگان ایرانی با ترقی ملل اروپایی و بعدتر در میان آسیاییها، در ژاپن جستوجو کرد. اساس جنبش مشروطیت را میتوان پاسخی به عقبماندگی ایران و آغاز کوششها به جانب ترقی جامعه دانست و این تکاپو تا امروز همچنان ادامه یافته است. حال، اگر قصد صورتبندی کلی از اهداف مشروطیت در میان باشد، میتوان آن را به سه مرحله تقسیم کرد: نخست: مطالبۀ عدالتخانه که نقطۀ آغاز جنبش مشروطیت بود.دوم: مرحلۀ تکامل آن، که به تشکیل پارلمان، قوانین مدرن و طلب حقوق و آزادیهای اساسی رسید.و سوم: مرحلۀ نهایی و هدف غایی که همانا آرزوی ترقی و توسعۀ ایران بود. کوشش برای تشکیل پارلمان، قانون اساسی، دولت-ملت مدرن، دولت مرکزی قدرتمند، مقابله با هرجومرج و بینظمی و غیره، همه و همه راه حلهایی برای رفع عقبماندگی و نیل به جامعهای مترقی بوده است که البته با چالشهای گوناگونی روبهرو شد.در رسالهها، کتابها و نطقهای اندیشمندان عصر مشروطه پیوسته در باب لزوم رفع عقبماندگی و نیل به جامعهای پیشرفته سخن به میان آمده است. از جمله ناظمالاسلام کرمانی در جلسۀ مشروطهخواهان گفته است: «چرا به وضعیت جهان نگاه نمیکنید؟ اینجا مثال ژاپن است، ملتی آسیایی که خود را ارتقا داده و عملکردهای برجستهای نشان میدهد.»در جای دیگر مخبر السلطنۀ هدایت گفتوگوی میرزاعلیاصغرخان اتابک اعظم را با ایتو هیروبومی (از معماران اصلاحات مِیجی) را نقل میکند که «ایتو» نقش اعزام دانشجویان به اروپا و آمریکا و سپس تأسیس مدارس را در پیشرفت ژاپن برجسته میداند. مطالبی اینچنین در اشاره به ترقی سایر ملل نزد مشروطهخواهان بسیار است و نشان از نقطۀ کانونی توجه اندیشمندان مشروطه به مقولۀ پیشرفت دارد. بهویژه اصلاحات مِیجی و شتاب حیرتانگیز ترقیخواهانه در ژاپن، تأثیری شگرف بر روشنفکران عصر مشروطۀ ایران داشت و جالب آنکه همچنان تا امروز نیز ژاپن الگویی برای توسعۀ ایران فرض میشود. در واقع از زمان عباسمیرزا و سپس امیرکبیر و میرزاحسینخان سپهسالار و دیگران تا انقلاب مشروطه و بعد از آن پیوسته اندیشۀ ترقیخواهی و رفع عقبماندگی نزد رجال پیشرو اولویتی روزافزون مییافت تا عاقبت روشنفکرانی چون فروغی و تقیزاده با مشاهدۀ هرجومرج اجتماعی، ضعف دولتها و عدم توفیق اولیه دراهداف مشروطه، به این جمعبندی رسیدند که برای تحقق جامعهای مدرن و مترقی باید نخست دولتی متمرکز و قدرتمند شکل گیرد و بدینسان عصری جدیددر ایران آغاز شد، که استبداد را در جامهای نوین عرضه میکرد. از آن زمان تا امروز پس از یکصدوبیست سال، پرسشی همچنان بیپاسخ مانده است؛ جامعۀ ایران چگونه میتواند به توسعهای پایدار و بادوام برسد؟چگونه بایستی اجماع نخبگان بر مسیری مشخص از توسعه قرار گیرد و آرزوی توسعه چه وقت، چگونه و با چه سازوکاری به ثمر خواهد رسید. همه میدانیم در جهان امروز رفاه شهروندان در گرو توسعۀ پایدار است. لیکن هنوز به اتفاق نظری ملی برای حرکت پرشتاب به جانب توسعه نرسیدهایم. بیگمان نشانههای چنین عزمی هویدا شده است.ضروری است تبیین شود دولت_ملت (و ملت_شهروند) ماهیتاً امری مدرن و برشالودۀ یک «پیمان جمعی و اخلاقی» میان انسانهای برابر، میتواند پدیدار شود. لازم است به خود یادآور شویم، در دوران جدید، ملت بودن انتخابی آگاهانه است. مآلاً مشروعیتِ آن از بنیاد میباید بر اخلاق و اصول حقوق بشر استوار باشد.آنچه ملتی را به غایت همبسته و پایدار میکند، عدالت بهمثابۀ انصاف، نفی تبعیض در اشکال مختلف، احترام به حقوق و آزادیهای اساسی، دموکراسی، همزیستی، مدارا، بردباری فرهنگی و هویتی و به رسمیت شناختن شیوۀ زیست دیگری است. هیچ گچیز مقدم بر نیکبختی تکتک انسانها نیست و پاسداشت این «ما بهعنوان یک ملت» جز به نام و در چارچوب اخلاق میسر نیست. بدین صورت میتوانیم در راه توسعۀ پایدار و رفاه همۀ ساکنان ایران، همپیمان شویم.باور دارم بزرگترین عامل همبستگی ملیِ ایرانِ جدید، میتواند اتحاد حول محور توسعۀ کشور و در پی آن ایجاد رفاه و فرصتهای برابر برای همۀ شهروندان باشد.@cgie_org_ir
گزارش تصویری نشست تخصّصی «مشروطه و اندیشهٔ توسعه در ایران» - شمارهٔ (۲)@cgie_org_irگزارش تصویری نشست تخصّصی «مشروطه و اندیشهٔ توسعه در ایران» - شمارهٔ (۲)@cgie_org_ir
گزارش تصویری نشست تخصّصی «مشروطه و اندیشهٔ توسعه در ایران» - شمارهٔ (۱)@cgie_org_irگزارش تصویری نشست تخصّصی «مشروطه و اندیشهٔ توسعه در ایران» - شمارهٔ (۱)@cgie_org_ir
نشست تخصّصی «مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران»♦️دبا: نشست تخصّصی «مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران» بهمناسبت یکوصدوبیستمین سال امضای فرمان مشروطیّت برگزار میشود.🔸در این مجلس که اسماعیل شمس دبیر علمی آن است، کاظم موسوی بجنوردی، منصوره اتّحادیّه، مصطفیٰ محقّق داماد، احمد مسجدجامعی، علی بهرامیان، نصرالله صالحی، داریوش رحمانیان، اسماعیل حسنزاده، حسن حضرتی، علیرضا ملّایی توانی، عبّاس قدیمی قیداری، جواد مرشدلو و گودرز رشتیانی سخن خواهند گفت.🔹نشست تخصّصی «مشروطه و اندیشۀ توسعه در ایران» یکشنبه، ١٨ مرداد، ساعت ١۵ در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی به نشانی نیاوران، کاشانک، شمارۀ ٢١٠ تشکیل میشود.@cgie_org_ir
@cgie_org_irفراخوان هشتمین همایش ملّی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال) ♦️دبا: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با همکاری انجمن ایرانشناسی هشتمین همایش ملّی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال) را برگزار میکند.🔸مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى (مركز پژوهشهاى ايرانى و اسلامى) که تا كنون موفق به برپايى هفت دوره همايش ملی زبانها و گويشهاى ايران شده است و مجموعه مقالات آن را منتشر ساخته است، افتخار دارد هشتمین همایش ملی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال) را برگزار کند.🔸از کلیۀ علاقهمندان به ارائۀ مقاله در این همایش دعوت میشود چکیده و اصل مقالۀ خود را طبق تاریخهای مذکور در پایین، به نشانی پست الکترونیک [email protected] ارسال کنند. همچنین ضروری است متقاضیان محترم در تارنمای همایش به نشانی icild.cgie.org.ir نامنویسی کنند.🔸مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی همۀ فرهیختگان، استادان و دانشجویان ارجمند را برای ارائۀ دستاوردهای علمی خود در شناسایی زبانها و گویشهای ایران فرامیخواند. بدیهی است برگزارکنندگان این همایش تمامی زبانها و گویشهای جاری در این سرزمین را پاس میدارند و مشتاق دریافت حاصل پژوهشهای ارزشمند در این زمینه خواهند بود.🔸شایان ذکر است مقالات پذیرفتهشده در این همایش تأییدیۀ ISC (پایگاه استنادی جهان اسلام) دریافت میکند و در مجموعه مقالات هشتمین همایش ملی زبانها و گویشهای ایران چاپ و منتشر خواهد شد.🔹اهداف همایش:- آشنایی با آخرین دستاوردهای پژوهشی در زمینۀ زبانها و متون ایرانی باستان، میانه و نو- بررسی گسترۀ زبانهای ایرانی بهعنوان یکی از عوامل پیوند میان ملتهای منطقه- ایجاد انگیزه در پژوهشگران جوان برای پژوهشهای ژرف در عرصۀ زبانشناسی ایرانی🔹محورهای همایش:- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی باستان (فارسی باستان، اوستایی)- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی میانه غربی (پارتی و فارسی میانه)- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی میانۀ شرقی (سغدی، ختنی، خوارزمی و بلخی)- پژوهشهای تازه در زمینۀ متون کهن فارسی از دیدگاه زبانشناسی- جغرافیای زبان فارسی- رابطۀ زبانهای ایرانی با دیگر زبانها درگذر تاریخ- پژوهشهای تازه در زمینۀ گویشهای ایرانی🔹ضوابط ارسال چکیدۀ مقاله:زبان اصلی همایش فارسی است، اما چکیدۀ مقالات به زبان انگلیسی نیز پذیرفته خواهد شد.تمامی مقالات پذیرفتهشده باید حاوی مطالب زیر باشند:- چکیدۀ مقالهها باید بین ٣٠٠ تا ۴٠٠ واژه بههمراه واژگان کلیدی در محیط word تنظیم شده باشد. همچنین هدف از نگارش مقاله مشخص شده باشد. 🔸زمان دریافت چکیدۀ مقالات: ٣١ شهریور ۱۴۰۵زمان دریافت اصل مقالات: ٣٠ آذر ١۴٠۵زمان دریافت اعلام نتایج: ۳۰ دی ١۴٠۵زمان اعلام نتایج مقالات: اسفند ١۴٠۵زمان برگزاری همایش: متعاقباً اعلام میشود.مکان برگزاری همایش: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی🔻 راههای تماس با دبیرخانۀ همایش: - نشانی محل دبیرخانه: تهران، میدان شهید باهنر(نیاوران)، خیابان شهید پورابتهاج، شمارۀ ۲۱۰، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی- تلفن همراه: ۰۹۱۲۲۱۷۹۶۷۲@cgie_org_ir
@cgie_org_irتاریخ اوّلین بنای قلعۀ الموت🖊️ عنایتالله مجیدیالموتپژوه و رئیس کتابخانۀ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی🗓️ روزنامۀ اعتماد، شمارۀ ۶٣٨٨، سهشنبه، ششم مرداد ١۴٠۵، صفحۀ یک ♦️قدمت قلعۀ الموت یا هستۀ اصلی قلعه، به روزگاری کهنتر و دست کم به سدۀ ۳ق باز میگردد. اگرچه بنا بر بعضی روایات محلی و بسیار متأخر، وقتی حسن صباح به الموت آمد، استحکامات و قلعه وجود نداشت، ولی این روایت با گزارش مورخان کهن ــ که در وقایع پایان سدۀ ۳ و اوایل سدۀ ۴ق به آنجا اشاره کردهاند ــ منافات دارد. جوینی به استناد کتاب تاریخ جیل و دیلم که برای فخرالدولۀ دیلمی نوشته شده است و اکنون در دست نیست، آورده که یکی از ملوک ارجستان [باید خوانده شود: جَستانیان] در ۲۴۶ق بر کوهی که قلعۀ الموت بر آن است، عمارتی کرد و ملوک دیلم به این دژ مفتخر بودند و شیعۀ اسماعیلیه بدان پشتگرمی داشتند. حمدالله مستوفی آن را ساختۀ الداعی الی الحق، حسن بن زید، در همان سال دانسته است؛ اما ابن اسفندیار در شرح وقایع سال ۳۰۷ق آورده است که علی بن وهسودان تصمیم گرفت داعی صغیر را «به قلعۀ پدران خود، یعنی الموت» فرستند، و از گزارش مرعشی در همین باب که «علی، داعی را به قلعۀ الموت که موطن اصلی او بود، فرستاد»، میتوان حدس زد که مراد، قلعۀ پدران و موطن اصلی خود علی بن وهسودان جستانی است که الموت روزگاری در قلمرو ایشان بود. به عقیدۀ برناردلویس، دژ الموت را یکی از شهریاران دیلم در پی شناسایی صخرۀ الموت توسط عقاب دستآموز خود ساخت، و در ۲۴۶ق یکی از حکمرانان علوی آن را تجدید بنا کرد (ص۶۶).🔸باید توجه داد که بانی اولیۀ قلعۀ الموت کدامیک از فرمانروایان آلجستان بوده است. چنانکه در بالا نقل شد، جوینی به نقل از تاریخ جیل و دیلم، یعنی کهنترین مأخذ موجود، به بنای قلعه در ۲۴۶ ق/۸۶۰م، و به دست یکی از ملوک ارجستان [خوانده شود: آلجستان] تصریح کرده است، چون نزدیکترین حکمران آل جستان در این تاریخ، وهسودان بن جستان بن مرزبان بن جستان دیلمی است، بنابراین به احتمال بسیار وی را باید بانی قلعۀ مشهور الموت دانست. ▫️برای مطالعۀ کامل مطالعات قلعۀ الموت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی؛ جلد ۱۰، صفحۀ ۹۲ و جلد ۱۸، صفحهٔ ۱۲۵ را بخوانید.📸 امین رحمانی، ایرنا@cgie_org_ir
@cgie_org_irآشیانۀ عقاب ♦️دبا: پروندۀ «قلعۀ الموت و استحکامات وابسته» که روزگاری دراز دژ تسخیرناپذیر فرمانروایی اسماعیلیان بود و تا حدود سدۀ ۹ق/ ۱۵م در تاریخ سیاسی و نظامی شمال ایران نقش مهمی داشت، در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت. بههمینمناسبت، فرازهایی از مدخل «اَلَموت» در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نوشتۀ صادق سجادی و عنایتالله مجیدی را در پی میخوانیم.🔹 «قدمت قلعۀ الموت یا هستۀ اصلی قلعه، به روزگاری کهنتر و دست کم به سدۀ ۳ق باز میگردد. اگر چه بنا بر بعضی روایات محلی و بسیار متأخر، وقتی حسن صباح به الموت آمد، استحکامات و قلعه وجود نداشت، ولی این روایت با گزارش مورخان کهن منافات دارد. جوینی به استناد کتاب تاریخ جیل و دیلم که برای فخرالدولۀ دیلمی نوشته شده است، آورده که یکی از ملوک ارجستان [باید خوانده شود: جستانیان] در ۲۴۶ ق بر کوهی که قلعۀ الموت بر آن است، عمارتی کرد و ملوک دیلم به این دژ مفتخر بودند و شیعۀ اسماعیلیه بدان پشتگرمی داشتند. حمدالله مستوفی آن را ساختۀ الداعی الی الحق، حسن بن زید، در همان سال دانسته است؛ اما ابن اسفندیار در شرح وقایع سال ۳۰۷ق آورده است که علی بن وهسودان تصمیم گرفت داعی صغیر را «به قلعۀ پدران خود، یعنی الموت» فرستند، و میتوان حدس زد که مراد، قلعۀ پدران و موطن اصلی خود علی بن وهسودان جستانی است که الموت روزگاری در قلمرو ایشان بود. به عقیدۀ برنارد لویس، دژ الموت را یکی از شهریاران دیلم در پی شناسایی صخره الموت توسط عقاب دستآموز خود ساخت، و در ۲۴۶ق یکی از حکمرانان علوی آن را تجدید بنا کرد. قلعۀ الموت با آنکه در روزگار هولاکوخان ویران شد، ولی دوباره تجدید بنا گردید و تا اواخر عصر صفوی پا برجا بود. 🔸دربارۀ موقعیت الموت باید گفت فراوانی آب موجب حاصلخیزی آن میشده، از موقعیت سوقالجیشی خاصی هم برخوردار بوده، کلید دروازۀ دیلمان تا گیلان به شمار میآمده است و از آنجا امکان دسترسی سریع به قزوین و ایالات مرکزی ایران که از نقاط حساس دعوت اسماعیلیه بوده، به سرعت فراهم میشده است. افزون بر همۀ اینها، الموت بر دژهای اطراف اشراف داشته، به نحوی که ساکنان آنها همه میتوانستند در مواقع لزوم با علامتهایی به یکدیگر پیام رسانند. کثرت این دژها که این منطقۀ نسبتاً بزرگ، استوار و محصور ایجاد میکرد، میتوانست از علل انتخاب الموت به عنوان مقر فرماندهی اسماعیلیه توسط حسن صباح بوده باشد.» ▫️متن کامل این نوشتار را در صفحات ٩١ تا ٩٨ از جلد دهم دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و همچنین پیوند آن در تارنمای مرکز بخوانید:cgie.org.ir/fa/article/247324/%D8%A7%D9%8…
@cgie_org_irمیوۀ عیدانه♦️دبا: «آلو» از گیاهان و میوههای بومی و معروف در ایران با مصارف متعدد خوراکی، درمانی و فرهنگی است که مدخلی دربارۀ آن در دانشنامۀ فرهنگ مردم ایران به قلم پیمان متین اختصاص یافته است و در ادامه بخشی از آن را میخوانیم.🔹«آلو و دیگر گونههای آن در نظام آشپزی ایرانیان جایگاه ویژهای دارند. آش آلوچه، آش زردآلو و آش آلوی سیاه در کتابهای آشپزی دورۀ قاجار مطرح شدهاند. آلو و آلوچه و آلوبالی در بسیاری دیگر از خوراکها مثل قلیۀ حبشی، بریان پلاو و قلیۀ اناردان کاربرد داشته است. برخی از خوراکها نیز اساساً با این میوهها طبخ میشد، مثل آلوبالو پلاو یا قلیۀ آلوچه. البته امروز هم بسیاری از خوراکهای رایج با آلو تهیه میشوند. از معروفترین آنها میتوان به خورش آلواسفناج، خورش آلو مسما و آلوچه مسما (بیشتر در گیلان)، خورش آلوگشنیز (جنوب ایران)، آش آلو و آلوبالوپلو اشاره کرد. همچنین در کازرون منظور از آلو در قیمۀ آلو، همان سیبزمینی یا آلوزمینی است، اما در همانجا به قیمۀ آلو که با آلوبخارایی طبخ شود، قیمۀ آلوکیسه میگویند.🔸در کردستان از آلوهای سیاه و زرد در طبخ خورش آلوسیاه و خورش آلوزرد (آلوچه زرده) استفاده میشود. از خورشهای دیگر که با آلو درست میشوند، باید از خورش به آلو، خورش آلو میگو، و خورش باقله آلوچه (در سیرجان) نام برد. در سیرجان مردم بر این باورند که خوردن غذاهای ترش و نفاخ با همدیگر مضر است و در این باره میگویند: آلوچه با کشک نفس نکش، زردآلو با کشک نفس نکش و امثال آن.🔹استفاده از آلو و دیگر میوههای مشابه آن در تهیۀ مواد خوراکهایی که به اصطلاح شکم آنها پر میشود، مثل ماهی شکمپر، مرغ شکمپر، انواع کوفته، مثل کوفته تبریزی از ضروریات در تهیۀ این مواد محسوب میشود. برگۀ قیسی (زردآلو)، آلوچۀ خشک و انواع آلوترش خشک جزو چاشنیها و تنقلات خوشطعم و عطر ایرانیان محسوب میشوند. استفاده از این میوهها (بهویژه نوع خشکشدۀ آنها) در شبهای زمستان و شبچرهها مرسوم است.🔸آلوچه یکی از ترکیبات دَلار (دَرار) است که گیلانیها آن را به عنوان چاشنی غذا (بهخصوص همراه با خیار) درست میکنند. اصولاً گیلانیها آلوچۀ ترش و آب آلوچه را به عنوان طعمدهندۀ غذا بسیار میپسندند. ترشه آش و آلوچه فشکن (دشکن) در گیلان بسیار محبوب هستند.»▫️متن کامل این نوشتار را در صفحات ١٨۵ تا ١٩٠ از جلد نخست دائرةالمعارف بزرگ اسلامی همچنین پیوند آن در تارنمای مرکز بخوانید:cgie.org.ir/fa/article/238091/%D8%A2%D9%8…