چرا سعادت یعنی تبدیل بیماری به محصول و عمل ارزشمند؟فروید میگفت: اگه انسان بتونه از طریق انجام کار ارزشمند، یا تولید محصولات ارزشمند، با اختلالاتِ روانی خودش سازش کنه، به همون سلامتِ روانی میرسه، که بعد از ده سال روانکاویشدن به اون میرسه.حالا سوال، همهی بیماریها میتونن به عمل و محصول ختم بشن؟نه. تراپی، شرط عقلانی میخواد. یک آقایی بود که میگفت «من شبها لامپها رو روشن میذارم و میخوابم.» گفتم «چرا؟» گفت «یک باز شب بود خواب بودم، دزد اومد خونهمون، از اون شب به بعد لامپهای اتاق خواب رو روشن میذارم. خانمم اولاش اذیت میشد ولی بعدش عادت کرد.» – یه سوال از شما: اگه همسر این آقا، به هر دلیلی نمیتونست این وضعیت رو تحمل کنه، چه اتفاقی میافتاد؟ به احتمال زیاد طلاق میگرفتن، بنابراین اگه همسر این آقا، یک خانم کم تحمل دیگهای بود، این آقا باید تراپی میشد.من به این میگم بیماریِ بد.بیماریهای خوب چی؟اگه یک شاعر درد عمیقی نداشته باشه، نمیتونه شعر خوب بنویسه. اگه یک بوکسور، پر از خشم و نفرت مضاعف نباشه، بوکسور موفقی نمیشه. اگه یک جاسوس یا تحلیلگر سیاسی، پارانوئید نباشه، نمیتونه دقیق کار کنه. طعمهای حقیقی زندگی، به بیماریهای انسان گِرِه خورده، و از قضا ارزشمندترین اعمال و محصولات، از بیماریها (تروماها) بیرون میان. 🌿 @Calmlife