«دِیبلال» آواز: وحید موسویکمانچه: بردیا خادمیکافه هنر خرم اباد
انتشار: 2026/07/31 06:50 UTCویرایش: 2026/08/01 00:37 UTCدریافت: 2026/08/15 05:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:09 UTC
«دِیبلال» آواز: وحید موسویکمانچه: بردیا خادمیکافه هنر خرم اباد
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — کافه هنر خرم آباد
امروز را در خانه میمانمو در به روی کس نمیگشایماما بی در و پیکر است خانه ذهنم!میآیند و میرونددوستان ناموافقآشنایان ناسازگار …عباس کیارستمی(عکس:بردیا خادمی)@cafe_honar_khorramabad
و کاش وقتی ابرِ غم به گلوی کوچکت میرسد،از یاد نبری شانهای در کار نیست،و بهتر است بپذیری همیشه قرار است در آغوشِ باد گریه کنی.زیرا رنج تنهاست، و رنجور تنهاتر ...#حمید_سلیمی#کافه_هنر_خرم اباد☕️🎨📚@cafe_honar_khorramabad
اگر جنگ شد، اگر اینترنت قطع شد، اگر دیگر نتوانستیم از حال هم باخبر شویم، اگر برای هر کدام از ما اتفاقی افتادفقط این را به یاد داشته باشید:ما زندگی را دوست داشتیم. ما طرفدار مرگ، ویرانی و نفرت نبودیم. ما با استبداد مخالف بودیم چه آنکه در داخل، نفس را تنگ میکند و چه آنکه از بیرون، با بمب و تحریم و تهدید بر سر مردم آوار میشود.دل ما برای مردم ایران میتپید. برای کودکی که باید آینده داشته باشد، برای زنی که باید بیترس زندگی کند، برای مردی که نباید زیر بار تحقیر خم شود.ما زندگی بهتر میخواستیم. برای همه. بیاستثنا.شاید آرمانگرایانه بود. اما آرمانِ ما، زندگی بود نه ویرانی.اگر صدایمان قطع شد، بدانید که تا آخر سمت زندگی ایستاده بودیم.@cafe_honar_khorramabad
از اینکه فراموشتون میکنن ناراحت نشید؛ عباس کیارستمی میگه: "علف های نورَسته به جا نمی آورند درختان کهن را..."@cafe_honar_khorramabad
اکنون کجاست؟ چه میکند؟شعر ظاهراً همان چیزیست که فصلهای مختلف کارنامهی عباس کیارستمی را بههم وصل میکند؛ عکسها را به شعرها و شعرها را به فیلمها و دستآخر آدم را به این نتیجه میرساند که سیارههای منظومهی هنری عباس کیارستمی آنقدر بههم نزدیکند که نمیشود یکی را دید و آنیکی را از قلم انداخت؛ بهخصوص که خودش، در دو دههی آخر زندگی، گردش این سیارهها را سریعتر کرد و لحظهای که همه چشمبهراه فیلمی تازه بودند با عکسهای تازهاش روبهرو شدند و وقتی آمادهی دیدن عکسهای دیگرش بودند شعرهای تازه از راه رسیدند؛ عکسهایی که کمکم سر از فیلمهایش درآوردند و شعرهایی که انگار میشد به چشم عکسی کاغذی دیدشان. آدمهای فیلمهایش انگار میان شعرها از کلمات ساخته شدهاند که مدام در جستوجوی چیزی هستند؛ دوستی، حقیقت، معنای زندگی یا حتی خاطرهای که خیال میکنند از یاد بردهاند. او بهجای آنکه همهچیز را توضیح بدهد، سکوت میکرد تا مخاطب ادامهی داستان را در ذهن خودش بسازد. برای همین است که شعرهای کوتاهش و فیلمهایش از یک جهان میآیند؛ جهانی که در آن، آنچه ناتمام میماند@cafe_honar_khorramabad
وقتی چیزی مرا رنج میداد، در مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدم، خودم در موردش فکر میکردم، به نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردم.نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نه...بلکه فکر میکردم که انسان ها در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات بدهند...@cafe_honar_khorramabadهاروکی_موراکامی

