💹⁉️چرا ایدئولوژی داشتن اینقدر جذاب است؟ ضررهای ایدئولوژی اندیشی چیست؟ایدئولوژی یعنی باور داشته باشیم که برای هر سؤال، فقط یک پاسخ وجود دارد؛ برای هر مسئله، تنها یک راهحل؛ و برای هر مشکل، فقط یک راه رفع. گویی حقیقت از پیش کشف شده و دیگر نیازی به اندیشیدن، پرسیدن یا جستوجو نیست.اما چرا انسانها جذب ایدئولوژی میشوند؟ زیرا جهان بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که دوست داریم. زندگی سرشار از ابهام، شک، تناقض و عدم قطعیت است و انسان، به طور طبیعی، از چنین وضعیتی رنج میبرد. او دوست دارد جهان را روشن، منظم و قابل پیشبینی ببیند.ایدئولوژی دقیقاً همین نیاز را هدف میگیرد. وعده میدهد که همهچیز را روشن میکند؛ به همهی پرسشها پاسخ میدهد، برای همهی مشکلات راهحل دارد و انسان را از سرگردانی و ابهام نجات میدهد. به همین دلیل، همواره برای بسیاری از انسانهای ساده اندیش جذاب بوده است.اما این آرامش، بهایی سنگین دارد. ضررهای ایدئولوژی: نخستین هزینه، کنار گذاشتن عقل شخصی است. وقتی پاسخ همهی پرسشها از قبل آماده باشد، دیگر نیازی نیست خودت بیندیشی؛ دیگران به جای تو فکر کرده اند!دومین هزینه، از دست دادن مسئولیت شخصی است. وقتی تصمیمها را دیگری میگیرد، مسئولیت آن تصمیمها نیز از دوش تو بعنوان انسان مستقل برداشته میشود و جایگاه برده فکری میگیریسومین هزینه، از دست رفتن آزادی و اختیار است. انسان ایدئولوژیک دیگر انتخاب نمیکند؛ بلکه اطاعت میکند. جای پرسش را فرمانبری میگیرد و جای «چرا؟» را «به چشم».و سرانجام، خطرناکترین وضعیت زمانی است که ایدئولوژی در اختیار قدرت سیاسی قرار بگیرد. در این حالت، صاحبان قدرت خود را صاحبان حقیقت نیز معرفی میکنند. دیگر فقط بر رفتار مردم حکومت نمیکنند، بلکه تعیین میکنند حقیقت چیست، جهان را چگونه باید دید و چه چیزی درست یا نادرست است. از اینجا به بعد، قدرت تنها بر زندگی انسانها مسلط نیست؛ بلکه بر حقیقت نیز ادعای مالکیت میکند.بخشی از کتاب «قدرت بی قدرتان»@cafe_andishe95
به هرکدامشان که اعتراض کنید، پاسخ آمادهای دارند: «من از جمهوری اسلامی پولی نگرفتهام؛ فقط عقیدهام را بیان میکنم.»بسیار خوب؛ ممکن است واقعاً پاکتی از وزارت اطلاعات یا حوالهای از سپاه دریافت نکرده باشید. اما همدستی با یک حکومت فقط در دریافت پول نقد خلاصه نمیشود. گاهی رژیم بهجای پرداخت دستمزد، برایتان صحنه فراهم میکند، مجوز میدهد، درها را باز میگذارد، رسانه در اختیارتان میگذارد و امکان شهرت و درآمدی را فراهم میکند که منتقدان واقعی از آن محروماند.شما هم در مقابل، همان «عقاید شخصی» را بیان میکنید که جانیان حاکم میپسندند: جنایت اصلی را به حاشیه میبرید، خشم مردم را افراطیگری مینامید، قربانی و قاتل را کنار یکدیگر مینشانید و با چند انتقاد آبکی از فلان نماینده یا مدیر درجهچندم، برای خود چهرهای مستقل و منتقد میسازید. بعد همین استقلال نمایشی را در بازار سادهلوحی میفروشید.این معامله الزاماً قرارداد و فیش حقوقی ندارد؛ سازوکارش بسیار ظریفتر است: حکومت برای شما امکان دیدهشدن و کسب درآمد فراهم میکند و شما نیز چهرهای قابلتحمل و حتی دوستداشتنی از حکومت میسازید. سهم رژیم، عادیسازی جنایت است و سهم شما، صحنه و شهرت و منفعت. این همان دستمزد غیرنقدیِ مالهکشی است.دلیل ادامهدادن این نمایش نیز روشن است: هنوز بخشی از جامعه با دیدن یک انتقاد کمخطر، باقی کارنامهتان را فراموش میکند. میدانید میتوان پشت به مردم ایستاد، برای رژیم آرنجمالی کرد و بعد با یک جملهٔ دوپهلو، دوباره لباس «هنرمند مستقل» پوشید.اما اگر هزینهٔ اجتماعیِ رژیمشویی از سود آن بیشتر شود، ناگهان بسیاری از این «عقاید شخصی» نیز تغییر خواهند کرد. آن روز معلوم میشود چه اندازه از این مواضع، محصول باور بوده و چه اندازه تابع بازار.لازم نیست همهٔ مالهکشها از جمهوری اسلامی پول بگیرند؛ کافی است جمهوری اسلامی برای مالهکشیشان بازار بسازد. وظیفهٔ ما هم روشن است: این بازار را از رونق بیندازیم؛ تا هیچکس نتواند با چند انتقاد تزئینی، هم از سفرهٔ رژیم بهره ببرد و هم در صف مردم جا بزند.✅@behzadmehrani77
👁🗨بعد از پایان حکومت کمونیستها در شوروی، هر روز خبرهای خودکشی مردان و زنان پولداری را میشنیدی که از ترس باز شدن بایگانیهای پلیس مخفی و افشای نامشان در یک جنایت، بازجویی و خبرچینی دست به خودکشی میزدند. بسیاری در ظاهر حتی آدمهای محترمی بودند، اما دقیقا «آگاه» بودند که چه کردهاند.محمد الف @cafe_andishe95
🧻در مقابل علما ، روشنفکران دینی از دیر باز به ادله برون دینی و عمومی (قابل استناد و استفاده برای غیر دین باوران) دخالت دین در سیاست توجه بیشتری داشته اند. این ادله اغلب معطوف به آنند که دینی کردن سیاست ، لازمه تامین صلاح و رفاه معنوی مردم و اصلاح و حسن اجرای سیاستهای دولتی است. در مورد این گونه ادله مدرن تر و عقلانی تر دیگران هم می توانند وارد مباحثه شوند...🚽مثلا مهدی بازرگان در رساله مرز میان دین و سیاست استدلال کرده بود که وقتی دین بر سیاست غلبه پیدا کند" آن را اصلاح واداره خواهد کرد و زنده خواهد کرد" و بالعکس اگر مذهب کنترل سیاست را به دست نگیرد ، سیاست مذهب را نابود خواهد ساخت وبا نابودی مذهب ، اساس جامعه سست خواهد شد.📚دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران حسین بشیریه ص 158 @cafe_andishe95
🔹 اظهارات کمسابقه سناتور تام کاتن درباره افسانه «کودتای ۲۸ مرداد» در پربینندهترین قاب رسانهای آمریکاتام کاتن، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در برنامه هفتگی مارک لوین در فاکسنیوز، روایت رایج درباره وقایع مرداد ۱۳۳۲ را به چالش کشید و گفت: «اوباما ادعا کرد که ما نخستوزیر منتخب دموکراتیک ایران را در سال ۱۳۳۲ سرنگون کردیم. این یک افسانه کامل است. مصدق نخستوزیر دموکراتیک نبود و اساساً سرنگون نشد. برعکس، او کسی بود که تلاش کرد قدرت را تصاحب کند و به طور غیرقانونی در قدرت بماند.»کاتن سپس مستقیماً سراغ باراک اوباما رفت و گفت او عمیقاً باور داشت که آمریکا بابت دههها تنش با ایران مقصر است و همین نگاه، سیاست او در قبال جمهوری اسلامی و تلاش برای توافق با این رژیم را شکل داد.حرفی که دههها زیر کوهی از روایتهای سیاسی دفن شده بود، حالا از زبان یک سناتور آمریکایی در برابر میلیونها مخاطب تلویزیونی گفته میشود: روایت «کودتای آمریکا علیه یک نخستوزیر دموکراتیک» از اساس ...
📃«آنچه روی میدهد نوعی عقبنشینی به درون است. در تاریخ حیات انسان گاه پیش میآید که چون مسیر طبیعی به سوی تحقق اهداف آدمی بسته است، انسانها به درون خود پس مینشینند. با خود درگیر میشوند، و میکوشند آن دنیایی را که تقدیر ناخجسته در عالم بیرون از ایشان دریغ داشته در درون خود تحقق بخشند.... این به راستی همان حکایت گربه و بویناک خواندن گوشت است. اگر در این دنیای خارجی دستت به آن چه میخواهی نمیرسد باید نخواستن را بیاموزی. اگر به آن چه میخواهی دسترسی نداری باید یاد بگیری چیزی را بخواهی که در دسترس توست. این همان شیوهی رایج گریز به درون است. گریز به دژی استوار که در آن مینشینی و در بر همهی مفاسد و مصائب عالم میبندی. امیر ولایت زمین مرا مصادره کرده... مقام به چیزی نمیارزد. پادشاه همهی دارایی مرا چاپیده. دارایی به چه کارم میآید؟ تعلقات دنیوی در برابر عشق به خداوند هیچ است. بدین گونه رفتهرفته حصاری تنگ گرداگرد خود میکشی چرا که میخواهی وجود آسیبپذیرت را هرچه کمتر در معرض هجوم بگذاری...»▫️ریشههای رومانتسیم - آیزایا برلین ترجمهی عبدالله کوثری@cafe_andishe95