⚒علی شریعتی؛ نظریهپرداز فاشیسم دینی یا اندیشه مردمسالاری ایرانی ؟🔥مطالعهای تطبیقی میان آثار شریع…
انتشار: 2026/07/29 17:47 UTCدریافت: 2026/08/05 02:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 02:57 UTC
⚒علی شریعتی؛ نظریهپرداز فاشیسم دینی یا اندیشه مردمسالاری ایرانی ؟🔥مطالعهای تطبیقی میان آثار شریعتی و نظریهپردازان بزرگ دموکراسی📚 راه دموکراسی از یونان تا ایران (کتاب در حال تحریر)پس از سخنان تند اخیر موسی غنینژاد در باب علی شریعتی، دوباره بحث درباره نقش او در تاریخ معاصر ایران زنده شد.غنینژاد گفت:«به نظر من او از نظر فکری، شیاد است.»این سخنان واکنشهای بسیاری برانگیخت.اما شاید مسئله اصلی نه شخصیت شریعتی باشد و نه انگیزههای او.🔥پرسش مهمتر بنظر نگارنده این است کهآیا آثار متعدد و اندیشه سیاسی قوی علی شریعتی که احساسات پاک بسیاری از ما را برای سالها و دههها برانگیخت، نهایتا با اصول بنیادین مردمسالاری مدرن سازگار است یا بیشتر به سنتهای پوپولیستی و اقتدارگرای قرن بیستم نزدیک میشود؟این مقاله تلاش نمیکند درباره نیت شریعتی قضاوت کند.بلکه فقط متون او را کنار متون مهمترین نظریهپردازان دموکراسی قرار میدهد.زیرا در علوم سیاسی، افراد قضاوت نمیشوند؛ اندیشهها و پیامدهای اندیشهها بررسی میشوند. و تقدیس هر فردی، دوری جستن از اصول دمکراسی و پناه بردن به اصول پوپولیسم و فاشیسم است.۱- منبع مشروعیت قدرتعلی شریعتیدر بسیاری از آثار شریعتی، جامعه بر پایه «امت» تعریف میشود و رهبری آن بر عهده «امام» یا پیشاهنگ آگاه قرار میگیرد.در کتاب امت و امامت، شریعتی مینویسد:«امت بدون امامت نمیتواند مسیر تاریخی خود را پیدا کند»در این نگاه، جامعه همیشه به رهبری هدایتگر نیاز دارد.🔥نظریه دموکراسیدر مقابل، از جان لاک تا جان استوارت میل و کارل پوپر مشروعیت حکومت نه از رهبر بلکه از رضایت و رای شهروندان ناشی میشود.✍پوپر میگوید:مسئله اصلی این نیست چه کسی حکومت کند؛ مسئله این است چگونه بتوان حاکمان بد را بدون خشونت برکنار کرد.🎲تفاوتشریعتی بر هدایت جامعه تأکید میکند.دموکراسی بر حق مردم برای هدایت و تغییر حاکمان.این دو یکسان نیستند. و این آزادی و برابری شهروندان است که این تفاوت را مستدل میکند.۲- فرد یا امت؟شریعتی جامعه را موجودی واحد میبیند.منافع امت بر خواستههای فرد تقدم دارد.در مقابل، سنت لیبرال از لاک تا جان رالز بر حقوق فردی تأکید میکند.🔥در دموکراسی مدرن دولت برای انسان است. نه انسان برای دولت.۳- روشنفکر یا شهروند ؟شریعتی بارها از نقش روشنفکر متعهد سخن میگوید.روشنفکر باید جامعه را بیدار کند.اما در نظریه دموکراسی، هیچ فرد یا گروهی حق هدایت دائمی مردم را ندارد.از نگاه الکسی دو توکویل جامعه آزاد زمانی شکل میگیرد که خود مردم در انجمنها، احزاب و رسانهها مسئولیت بپذیرند.۴- موفقیت یک انقلاب : انقلاب ایدئولوژیک اسلامی یا انقلاب مردمسالار ؟شریعتی انقلاب را بدرستی موتور تحول جامعه میداند.اما یکی از مهمترین پرسشهای علوم سیاسی این نیست که «آیا انقلاب خوب است یا بد؟» بلکه این است کهچه شرایطی باعث میشود یک انقلاب به آزادی و مردمسالاری برسد، و چه شرایطی آن را به استبدادی تازه تبدیل کند؟ در این نقطه، تفاوت عمیق و خطرناکی میان نوشته های علی شریعتی و بسیاری از نظریهپردازان دموکراسی آشکار میشود.یکی از تفاوتهای بنیادین میان علی شریعتی و نظریههای دموکراسی، فقط در «انقلاب» نیست؛ بلکه در مبنای موفقیت و مشروعیت انقلاب است.در آثار شریعتی، انقلاب صرفاً یک تغییر سیاسی نیست؛ بلکه نوعی رستاخیز دینی و ایدئولوژیک است.او بارها از مفاهیمی چون:امتامامتتشیع علویشهادتعاشوراابوذرانتظارهجرتجهادحسینبرای بسیج سیاسی جامعه استفاده میکند.در کتابهای حسین وارث آدم، شهادت، امت و امامت و تشیع علوی و تشیع صفوی، واقعه عاشورا و شخصیت امام حسین نه فقط یک رخداد تاریخی، بلکه الگویی دائمی برای مبارزه سیاسی معرفی میشوند.از نگاه شریعتی، تشیع تنها یک مذهب نیست؛ بلکه «ایدئولوژی انقلاب» است.🔥تفاوت با نظریه دموکراسیدر مقابل، از جان لاک تا جان رالز و کارل پوپر، مشروعیت حکومت نه بر یک دین، مذهب یا حقیقت مقدس، بلکه بر رضایت و رأی آزاد و برابر همه شهروندان استوار است.در دموکراسی، دولت به هیچ عنوان حق ندارد خود را نماینده حقیقت، حتی دینی، بداند و هیچ ایدئولوژی یا مذهبی جایگزین رأی آزاد و برابر مردم نمیشود.🔥سیاست و احساسات دینییکی از مهمترین نقدهایی که بعدها متفکرانی مانند هانا آرنت به سیاست ایدئولوژیک وارد کردند، این بود که هرگاه سیاست با رسالت مقدس آمیخته شود، مخالف سیاسی بهتدریج نه «رقیب»، بلکه «دشمن حقیقت» تلقی میشود. و این یعنی توتالیتاریسم یا فاشیسم دینی.✍️ مهرزاد نکوروح زند@cafe_andishe95
