💡ولتر بی خدا نبود!خیلی ها فکر می کردند ولتر چون از کلیسا انتقاد می کند، به خدا هم باور ندارد. ا…
انتشار: 2026/07/24 08:30 UTC
💡ولتر بی خدا نبود!خیلی ها فکر می کردند ولتر چون از کلیسا انتقاد می کند، به خدا هم باور ندارد. اما این طور نیست. ولتر معتقد بود که روحانیون در طول تاریخ با استفاده از ترس و خرافات بر مردم حکومت کرده اند!با این حال، ولتر به یک آفریننده دانا و توانا باور داشت. او می گفت وقتی به این جهان با این همه نظم نگاه می کنیم، محال است که سازنده ای نداشته باشد. او انکار خدا را یک گستاخی بزرگ میدانست.، ولتر صراحتاً بین عبادت حقیقی خداوند و خرافات تفاوت قائل میشود و خرافات را بدترین دشمنِ دینِ واقعی میداند. در نتیجه، حرف او این است که روحانیونِ سودجو، با ابزار خرافات، خودشان را جایگزین خدا کرده اند تا مردم به جای خدا، از آنها بترسند و فرمان ببرند.🪨 قانون طبیعت، معجزه و روحولتر می گوید خداوند جهان را بر اساس یکسری قوانین ثابت آفریده است و قرار نیست برای هر اتفاق کوچکی این قوانین را به هم بزند. او داستان راهبهای را مثال می زند که گنجشکش در حال مرگ بود و فکر می کرد با چند بار دعا خواندن، خدا قانون طبیعت را برای زنده ماندن گنجشک او تغییر می دهد! ولتر با این نوع نگاه به معجزه مخالف بود.او همچنین درباره روح سوالات جالبی می پرسد. مثلاً می گوید انسان ها خیلی خود بزرگ بین هستند که فکر می کنند فقط خودشان روح دارند. او با طنز می گوید: «اگر یک طاووس هم می توانست حرف بزند، احتمالا می گفت روح در دُم زیبای من قرار دارد!»فایده دین برای جامعه.ولتر در جوانی فکر می کرد انسان ها برای خوب بودن نیازی به دین ندارند. اما وقتی پیرتر شد، نظرش کمی عوض شد. او به این نتیجه رسید که فیلسوف ها شاید بدون ترس از جهنم هم آدمهای خوبی بمانند، اما مردم عادی برای اینکه دزدی نکنند و کارهای بد انجام ندهند، به یک نیروی بازدارنده (مثل ترس از مجازات خدا در آخرت) نیاز دارند. ولتر با لحنی طنزآمیز می گوید: من ترجیح می دهم وکیلم، خیاطم و همسرم به خدا باور داشته باشند، چون در این صورت کمتر سرم کلاه می گذارند! یعنی او دین را به عنوان یک ابزار مفید برای حفظ اخلاق در جامعه قبول داشت، به شرطی که تبدیل به خرافات خطرناک نشود.بهترین نوع حکومت او می دانست که حکومت جمهوری خوب است، اما عیب هایی هم دارد (مثل تفرقه بین مردم). از طرفی حکومت پادشاهی هم فقط در صورتی خوب است که پادشاه یک فرد بسیار دانا و عادل باشد. او می گوید: برای یک آدم فقیر فرقی نمیکند که یک «شیر قوی» (پادشاه ظالم) او را بخورد، یا صدها «موش» (حاکمان در جمهوری بد) او را آزار دهند!منظور ولتر این است که اگر حاکمان ظالم و فاسد باشند، شکل حکومت هیچ اهمیتی ندارد. ظلم، ظلم است؛ چه از طرف یک پادشاه مستبد باشد، چه از طرف صدها مقام سیاسی در یک جمهوری. مخالفت با جنگ و ترس از انقلابولتر یک جهان وطن بود. او می گفت وطن دوستی واقعی این نیست که از کشورهای دیگر متنفر باشیم. او از جنگ به شدت متنفر بود و جنگ را بزرگ ترین جنایت بشری می دانست. میگفت چطور کشتن یک نفر در خیابان جرم است، اما کشتن هزاران نفر در میدان جنگ با صدای شیپور، افتخار محسوب میشود؟! ولتر همچنین به « انقلاب بدبین بود. او به توده های مردم اعتماد نداشت و می ترسید که اگر مردم عادی و نا آگاه قیام کنند، جامعه به هم بریزد و یک افسانه دروغین جایگزین یک افسانه دیگر شود. حتی جملهای دارد که می گوید: «وقتی توده مردم شروع به استدلال کنند، همهچیز از میان میرود.او معتقد بود در یک انقلاب خشن، مردم صرفاً یک افسانه، خرافه یا حاکم بد را نابود میکنند، اما به دلیل ناآگاهی، خیلی زود فریب میخورند و یک افسانه و دیکتاتور جدید را جایگزین قبلی میکنند.برابریولتر می گفت آدم ها از نظر استعداد و توانایی برابر نیستند، پس برابری کاملِ ثروت غیرممکن است. اما همه باید در برابر قانون برابر باشند و آزادی داشته باشند.📚تاریخ فلسفه 👤ویل دورانت 👤عباس زریاب خویی✍🏻خلاصه صفحات 200 تا 210مصطفی@cafe_andishe95
