آمد به چشم هام ، جهان خوش قیافه شد يك خاطره به خاطره هامان اضافه شدوقتی که دست ، بر سر تنهاییم کشید موهای زیر روسریام بافه بافه شدسلطان قلب من ، که به تختش جلوس کرد کُنج اتاق ، کرسیِ دار الخلافه شدخندید و غم که در دل ما خانه کرده بود از دست خنده های من و او کلافه شدباور نداشت هیچ کس اینقدر عاشقیم باور نکردنی شد و باور خرافه شدعشق آمد و زبان به تسلای ما گشود باقی حرف ها ، همه حرف اضافه شد .#تکتم_حسینی♥️☕️ @caafee
هر بار که شعری در سرم راه می رود همسایه پایینی به دهانم می کوبدکه یواش تر! شهر خواب است!و من از ترس گزمه ای که بیخ گوشِ دلمخرناس می کشددست شعرم را می گیرم و به گوشه ترین زاویه ی ذهنمجایی که خودم به زور جا می شوم می برمشدر چشم هایش نگاه می کنم دختری می بینم که از لب های آویزان شعرم تاب می خورد به شعرم می گویم هیس!زبان به دهان بگیرکمتر مرا قدم بزنتو یک محکوم به حبس ابدییک ابدی هم سلولی من!#زهرارضوانی♥️☕️ @caafee
نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من توستگوش کن با لب خاموش سخن میگویمپاسخم گو به نگاهی که زبان من و توستروزگاری شد و کس مرد ره عشق ندیدحالیا چشم جهانی نگران من و توستگرچه در خلوت راز دل ما کس نرسیدهمه جا زمزمه عشق نهان من و توستاین همه قصه فردوس و تمنای بهشتگفت و گویی و خیالی ز جهان من و توستنقش ما گو ننگارند به دیباچه عقلهرکجا نامه عشق است نشان من و توستسایه زاتشکده ماست فروغ مه مهروه از این آتش روشن که به جان من و توست#هوشنگ_ابتهاج ♥️☕️ @caafee