هر بار که شعری در سرم راه می رود همسایه پایینی به دهانم می کوبدکه یواش تر! شهر خواب است!و من از ترس…
انتشار: 2026/08/15 19:49 UTCدریافت: 2026/08/15 21:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 21:05 UTC
هر بار که شعری در سرم راه می رود همسایه پایینی به دهانم می کوبدکه یواش تر! شهر خواب است!و من از ترس گزمه ای که بیخ گوشِ دلمخرناس می کشددست شعرم را می گیرم و به گوشه ترین زاویه ی ذهنمجایی که خودم به زور جا می شوم می برمشدر چشم هایش نگاه می کنم دختری می بینم که از لب های آویزان شعرم تاب می خورد به شعرم می گویم هیس!زبان به دهان بگیرکمتر مرا قدم بزنتو یک محکوم به حبس ابدییک ابدی هم سلولی من!#زهرارضوانی♥️☕️ @caafee

