آن زمان که دیگر نباشم،اَبری با توست، سایهاش بر سرتآن ابر منم ! نخواهی شناخت ...نسیمی دامنت را به ر…
انتشار: 2026/08/13 07:59 UTCدریافت: 2026/08/14 15:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 15:11 UTC
آن زمان که دیگر نباشم،اَبری با توست، سایهاش بر سرتآن ابر منم ! نخواهی شناخت ...نسیمی دامنت را به رقص درخواهد آوردگیسوانت پریشانیک دستت بر دامن و دیگری بر موهایتآن نسیم منم ! نخواهی شناخت ...در انزوا، با آنکه نیست، سخن میگویی باز میگویی هر آنچه را تا کنون نگفتهایبا گوش جان تو را خواهد شنیدآن که نیست منم ! نخواهی شناخت ...سوز و دردی بیهنگام را حس خواهی کردبیآنکه بدانی از کجاستقلبت در خاطرات به تپش خواهد افتادآن درد و سوز منم ! نخواهی شناخت ...#عزیز_نسین♥️☕️ @caafee
