او کوچ نشین بود نیامد که بماندرفت وبه دلم زخم چنان زد که بماندمن سخت که دلبسته شدم او به گمانموابسته شد اما نه در آن حد که بماندمی رفت و دل ساده ام آنقدر به خود گفت:شاید که مردد شده شاید که بمانددیروز خدا خواست به من عشق ببخشدامروز هم ای کاش بخواهد که بماندتکرار همین خاطره ها داغ دلم شدداغی که بماند که بماند که بماند#حسین_عباسپور♥️☕️ @caafee
هر بار که شعری در سرم راه می رود همسایه پایینی به دهانم می کوبدکه یواش تر! شهر خواب است!و من از ترس گزمه ای که بیخ گوشِ دلمخرناس می کشددست شعرم را می گیرم و به گوشه ترین زاویه ی ذهنمجایی که خودم به زور جا می شوم می برمشدر چشم هایش نگاه می کنم دختری می بینم که از لب های آویزان شعرم تاب می خورد به شعرم می گویم هیس!زبان به دهان بگیرکمتر مرا قدم بزنتو یک محکوم به حبس ابدییک ابدی هم سلولی من!#زهرارضوانی♥️☕️ @caafee
نشود فاش کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من توستگوش کن با لب خاموش سخن میگویمپاسخم گو به نگاهی که زبان من و توستروزگاری شد و کس مرد ره عشق ندیدحالیا چشم جهانی نگران من و توستگرچه در خلوت راز دل ما کس نرسیدهمه جا زمزمه عشق نهان من و توستاین همه قصه فردوس و تمنای بهشتگفت و گویی و خیالی ز جهان من و توستنقش ما گو ننگارند به دیباچه عقلهرکجا نامه عشق است نشان من و توستسایه زاتشکده ماست فروغ مه مهروه از این آتش روشن که به جان من و توست#هوشنگ_ابتهاج ♥️☕️ @caafee