اگرچه پیر شدم، لطف طبع من باقیستبه برگریز خزان رونق چمن باقیستازین غزل که سرودم به یاد او پیداست…
انتشار: 2026/08/11 19:37 UTCدریافت: 2026/08/12 18:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 18:16 UTC
اگرچه پیر شدم، لطف طبع من باقیستبه برگریز خزان رونق چمن باقیستازین غزل که سرودم به یاد او پیداست که در سبوی سخن بادهی کهن باقیستقدم به شرط ادب نِه به بیستون که هنوزطنین تیشهی خون رنگ کوهکن باقیستببند پنجره بر روی شب که در رخ دوستهنوز پرتو خورشید شب شکن باقیستبیا و دست نوازش ز من دریغ مدار که چون حباب دمی از حیات من باقیستبیا که نیم نفس بهر دیدنت ماندهستهنوز مصرعی از شعر زیستن باقیستمگیر سایهی درد خود از سرم که مرابهانهای است که از بهر سوختن باقیستشبی به محفل «پروانه» پا نهاد از مهر هنوز پرتو رویش در انجمن باقیست#محمدعلی_مجاهدی♥️☕️ @caafee
