🔲⭕️ در بین ۲۰ اقتصاد بزرگ جهان ژاپن با میانگین سن ۴۸.۶ سال پیرترین و هند با ۲۸.۷ جوانترین کشور است…
انتشار: 2026/08/07 16:47 UTCدریافت: 2026/08/11 05:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 05:52 UTC
🔲⭕️ در بین ۲۰ اقتصاد بزرگ جهان ژاپن با میانگین سن ۴۸.۶ سال پیرترین و هند با ۲۸.۷ جوانترین کشور است🔜 @Business_News
پستهای تلگرام — Business School
🔲⭕️ مسعود نیلی، اقتصاد دان:گرانی بنزین موجب انفجار سیاسی و اجتماعی میشود.🔜 @Business_News
🔲⭕️ کِشِ بنزین!✍️حامد پاک طینتمدتهای مدیدی است که گفته می شود در ایران تا کارد به استخوان نرسد، تغییر محال است!سالهای طولانی است که شاهد سخنرانی های بی خاصیت، نوشته های بی عاقبت و هشدارهای بی سرانجام در خصوص وضعیت بحرانی آب ، برق ، گاز ، مهاجرت، دخل و خرج دولت، صندوق های بازنشستگی، بانکها، ارز ، سرمایه گذاری ، فقر ، محیط زیست و البته بنزین هستیم!به یاد دارم حدود ۲۰ سال پیش اگر فردی در خصوص یکی از این "بحران های آن زمان پیش رو" سخن می گفت یا بدلیل سیاه نمایی مورد برخورد جدی قرار می گرفت یا بدلیل استفاده از واژه "بحران" از صحنه روزگار محو می شد مگر در زمان انتخابات که می توانست مورد استفاده تبلیغاتی قرار گیرد؛ سرانجام جامعه و مسئولین هر دو به یک همگرایی ذهنی و اجرایی رسیدند که این بحران ها تا حد امکان کِش می یابد و از این دولت به دولت بعد منتقل می شود تا خودش به حول و قوه الهی حل شود!بحران بنزین اکنون از وضعیت "از این ستون به آن ستون می تواند فرجی شود"خارج شده و بحمدالله کارد به استخوان رسیده است!با ۱۵ میلیون لیتر کسری بنزین در روز معادل مصرف ۲.۸۰۰.۰۰۰ خودرو و امکان خوابیدن آنها، و تولید حداکثری پالایشگاهها و پتروشیمی ها از آنسو و از سویی محاصره دریایی جنوب کشور که محل اصلی واردات سوخت بوده و به گفته مسئولین کاملا بسته شده، واژه ای جز بحران نمی توان برای این صورت مسئله انتخاب کردسال ۱۳۸۸ که اتاقهای فکر آمریکا در پی فلج کردن اقتصاد ایران بودند طرحی توسط نمایندگان آمریکا به تصویب رسید که با شناسایی وابستگی شدید ایران به واردات بنزین و کسری سوخت، تمام شرکتهای فروشنده، بیمه کننده، حمل کننده، انتقال دهنده پول مرتبط با بنزین برای ایران را در دستور تحریم شدید قرار دادند؛ در آن سال تولید پالایشگاهی ایران چیزی در حدود ۴۴ میلیون و مصرف ۶۷ میلیون لیتر یعنی کسری بنزین تقریبا با وضعیت امروز یکسان بود. پس از اجرای این تحریم فروش بنزین تقریبا از سوی تامین کنندگان قدیمی بطور کامل متوقف شد و واردات ایران به ۵۰ هزار لیتر رسید!واکنش دولت احمدی نژاد به این بحران، کاهش سهمیه بنزین از ۱۰۰ لیتر به ۶۰ لیتر، افزایش نرخ بنزین و کلید خوردن تولید بنزین در پتروشیمی ها بود. برغم سطح بنزن شدید، آروماتیک و گوگرد فراوان و خلق بحرانی جدید با عنوان بحران تنفس در کشور، بحرانی بنزین حل شد!از آن تاریخ تاکنون البته تولید بنزین پالایشگاهی به ۱۱۲ میلیون لیتر و بنزین پتروشیمی به ۹ میلیون لیتر در روز رسیده و فوت ۱۰.۰۰۰ نفر در سال بدلیل آلودگی هوا تقریبا به یک موضوع عادی تبدیل شده است!در عین شباهتهایی که وضعیت امروز با آن سالها دارد تفاوتهای مهمی باید مورد توجه قرار گیرد. ظرفیت پالایشگاهها و پتروشیمی های ما امروز در سقف است، به این مفهوم که امکان وارد شدن خط جدید تولید دیگر ممکن نیست. بنادر جنوب بطور کامل بصورت فیزیکی بسته شده و از حالت تحریم گذشته که امکان دور زدن آن به هر طریقی فراهم باشد، ذخایر استراتژیک کشور با چند برابر شدن تعداد خودروها و میزان قاچاق امکان تاب آوری طولانی مدت خود را از دست داده و در نهایت بدلیل محدودیتهای بیشتر ارزی امکان تامین مالی بنزین نیز از دست رفته استبه فرض تهاتر نیز بنادر شمالی کشور برای واردات سوخت بسیار کم ظرفیت هستند و نباید فراموش کنیم روسیه بعنوان یک تامین کننده مطرح، خود در کمبود بنزین می سوزد و صادرات را تا اطلاع ثانوی ممنوع کرده استدر بین کشورهای همسایه تنها کشوری که امکان ترانزیت بنزین را دارد عراق است و انتقال ۱۵ میلیون لیتر بنزین مورد نیاز به ۴۵۰ تا ۷۵۰ کامیون سوخت رسان در روز نیاز دارد که خود به معنی خوابیدن حمل و نقل صنعتی کشور است! نرخ بنزین در بقیه کشورهای همسایه هم اساسا آنها را از فهرست بررسی خارج می کند!با این اوصاف بطور قطع به یقین می توان نتیجه گرفت که در شرایط بحران کنونی هیچ راهی جز دست گذاشتن در سمت مصرف باقی نمانده است. ما مانده ایم و این سوگولی های تولید یا مونتاژ ملی که بحمدالله بدون کوچکترین خدشه ای به تولید و فروش خود همین امروز هم ادامه می دهند!در بین پیشنهادات موجود که در دقیقه ۹۰ مطرح شده به نظر می آید برخی از آنها بیشتر جنبه شوخی دارد و اساسا به این جهت مطرح شده که رد شود! فروش بنزین با نرخ یارانه ای تا زمان تمام شدنش و عرضه بنزین بلافاصله پس از آن با نرخ ۸۷.۲۰۰ تومان از همین دست است که مخاطب را بیاد "صندلی بازی" در زمان کودکی می اندازد که به محض توقف صدای موزیک، حضار رقصان همه می نشستند و یک نفر از صندلی بی نصیب می ماند و می سوخت!آنچه در این بین با یقین می توان گفت این است که با مطالعه همه عوامل و آمار موجود، کِش آمدن معضل بنزین فقط تا یک ماه دیگر امکان پذیر است نه حتی یک روز بیشتر!🔜 @Business_News
بخش قابل مطالعه کتاب نیز در ۲۵ ژوئن ۲۰۲۶ نوشته شده و خود Saitō در پایان همان بخش تصریح میکند که هنوز معلوم نیست جنگ چه زمانی و چگونه پایان خواهد یافت. بنابراین «شکست» در عنوان را بهتر است تفسیر استراتژیک نویسنده از روند درگیری بدانیم، نه یک نتیجه تاریخی نهایی و مورد اجماع. 🔅 @business_news
خلاصه کتاب «چرا آمریکا از ایران شکست خورد؟»هسته اصلی حرف 齊藤貢 (Mitsugu Saitō) این است که برای فهم نتیجه تقابل ایران و آمریکا نباید فقط تعداد هواپیما، ناو، موشک یا بودجه نظامی دو کشور را مقایسه کرد. آمریکا از نظر قدرت نظامی متعارف برتری بسیار بزرگی دارد، اما ایران تلاش کرده نوع میدان بازی را عوض کند. نویسنده این را «استراتژی نامتقارن» (Asymmetric Strategy) مینامد. ۱. ترامپ پوکر بازی میکند، ایران شطرنجاین شاید مهمترین استعاره کتاب باشد. از نگاه نویسنده، ترامپ مثل بازیکن پوکر عمل میکند: تصمیم سریع، غافلگیری، تهدید، بالا بردن اولیه خواستهها و استفاده از bluff برای رسیدن به یک معامله.در مقابل، او رفتار ایران را به شطرنج تشبیه میکند: حرکت مرحلهبهمرحله، محاسبه واکنش طرف مقابل، تحمل زمان و آمادگی برای یک بازی طولانی.مشکل اینجاست که وقتی یک طرف «پوکر» و دیگری «شطرنج» بازی میکند، پیامهای یکدیگر را هم ممکن است اشتباه بفهمند. نویسنده حتی معتقد است تهدیدی که ترامپ ممکن است آن را بخشی از تاکتیک مذاکره بداند، در تهران ممکن است تهدید واقعی تلقی شود و با منطق مقابلهبهمثل پاسخ داده شود؛ در نتیجه خطر escalation بالا میرود. ۲. ایران نباید در زمینی بجنگد که آمریکا در آن قوی استاین بخش از نظر استراتژیک جالب است. استدلال کتاب تقریباً این است:اگر مسابقه این باشد که چه کسی نیروی هوایی و دریایی قویتر، تجهیزات پیشرفتهتر و توان آتش بیشتری دارد، ایران شانسی برای برابری با آمریکا ندارد.بنابراین ایران باید سؤال را تغییر دهد:«آمریکا کجا آسیبپذیر است؟»پاسخ نویسنده فقط «نظامی» نیست؛ بلکه اقتصادی، سیاسی و روانی است. بنابراین ایران میتواند ضعف نظامی متعارف خود را با فشار در این حوزهها جبران کند. ۳. یکی از نقاط ضعف: ذخیره مهمات و موشکهای رهگیرSaitō استدلال میکند که یک سامانه دفاعی بسیار پیشرفته تا زمانی مزیت بزرگی محسوب میشود که مهمات کافی برای آن وجود داشته باشد.به تعبیر ساده، اگر طرف مقابل بتواند حملات را برای مدت کافی ادامه دهد، مسئله دیگر فقط کیفیت سامانه دفاعی نیست؛ مسئله این میشود که:«چند موشک رهگیر باقی مانده و با چه سرعتی میتوان آنها را جایگزین کرد؟»نویسنده این را یکی از نمونههای جنگ نامتقارن ایران میداند: تلاش برای تبدیل نبرد از رقابت بر سر «کیفیت تکنولوژی» به رقابت بر سر زمان، موجودی و توان ادامه جنگ. ۴. سلاح بسیار مهم ایران از نگاه کتاب: تنگه هرمزاینجا کتاب از جنگ نظامی وارد اقتصاد میشود.Saitō اهمیت هرمز را ناشی از عبور بخش بزرگی از نفت جهان از این مسیر میداند. استدلال او این است که ناامنشدن یا اختلال در عبور نفت میتواند زنجیرهای ایجاد کند:هرمز → نفت → هزینه حملونقل و بیمه → قیمت انرژی → بنزین → تورم → فشار بر مردم آمریکا → فشار سیاسی بر دولتیعنی ایران لازم نیست مستقیماً قدرت اقتصادی آمریکا را هدف قرار دهد؛ کافی است روی یکی از نقاط حساس سیستم انرژی جهانی فشار وارد کند. و اینجاست که نویسنده به یک تناقض جالب میرسد:کشوری که از نظر نظامی بسیار قدرتمندتر است، ممکن است در داخل کشور خودش به دلیل قیمت بنزین تحت فشار سیاسی قرار بگیرد. ۵. زمان خودش یک سلاح استبه نظرم این یکی از مهمترین ایدههای کتاب است.برای ایران، از دید Saitō، لزوماً هدف این نیست که آمریکا را در یک نبرد کلاسیک «شکست دهد». کافی است هزینه ادامه جنگ را آنقدر بالا ببرد که طرف مقابل دیگر ادامه آن را بهصرفه نداند.بنابراین چیزی که برای ایران مزیت ایجاد میکند، جنگ فرسایشی یا持久戦 (war of endurance) است.اما ترامپ از نگاه نویسنده به دنبال نتیجه سریع و قابل ارائه به افکار عمومی است. بنابراین طولانیشدن بحران، افزایش هزینهها و نزدیکشدن انتخابات میتواند فشار سیاسی بر او را بیشتر کند. ۶. پس منظور کتاب از «شکست آمریکا» چیست؟این نکته خیلی مهم است. عنوان کتاب ممکن است این تصور را ایجاد کند که نویسنده میگوید ایران ارتش آمریکا را در یک جنگ کلاسیک شکست داده است.اما استدلال واقعی کتاب ظریفتر است.منظورش از «پیروزی» بیشتر چیزی شبیه این است:اگر قدرت ضعیفتر بتواند مانع رسیدن قدرت بزرگتر به هدف سیاسیاش شود، هزینه ادامه درگیری را بالا ببرد و نهایتاً او را به تغییر رفتار یا پایاندادن به درگیری وادار کند، میتواند از نظر استراتژیک پیروز شود—even if it is militarily weaker.ناشر هم صریحاً خلاصه کتاب را اینطور معرفی میکند که ایران ضعف خود در عرصه نظامی را با جنگ سیاسی، اقتصادی و روانی جبران کرده است. و یک نکتهای که من در خواندن این کتاب احتیاط میکنمعنوان «چرا آمریکا از ایران شکست خورد؟» عمداً بسیار قاطع و جذاب انتخاب شده، در حالی که خود استدلال نویسنده پیچیدهتر از عنوان است.
در روزهای اخیر، انتشار کتابی با عنوان جسورانه «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» (なぜ米国はイランに負けたのか) از سوی انتشارات معتبر ژاپنی «بونشون شینشو» (Bunshun Shinsho)، موجی از بحثها را در محافل سیاسی و رسانهای ژاپن به راه انداخته است. این اثر که اکنون در صدر فهرست پرفروشهای آمازون ژاپن قرار دارد، نه یک روایت سیاسی احساسی، که تحلیل عمیقی از سوی یک دیپلمات ارشد و کارکشته است که سالها در متن مناقشات خاورمیانه زندگی کرده است. در ادامه به بررسی مستند این اثر و ابعاد فکری آن میپردازیم.🔅 @business_news
Business School pinned «🚨 مالیات؛ چالشی جدی برای کسبوکارها با کاهش درآمدهای ارزی و افزایش فشارهای اقتصادی، مدیریت ریسکهای مالیاتی بیش از همیشه اهمیت دارد. آیا شرکت یا مجموعه شما برای مواجهه با ریسکهای مالیاتی آماده است؟ دوره مدیریت ریسک مالیاتی حضوری و آنلاین…»

