💕صبح، پشت پنجره بیتاب بود؛گیسوانت را میبافتیبه تماشایت نشستم؛آرام و بیتشویشگوییتعبیرِ خوابی دور…
انتشار: 2026/08/11 08:21 UTCدریافت: 2026/08/14 05:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 05:25 UTC
💕صبح، پشت پنجره بیتاب بود؛گیسوانت را میبافتیبه تماشایت نشستم؛آرام و بیتشویشگوییتعبیرِ خوابی دور بودیباران گرفت...عطرِ خاکِ نمخوردهدر اتاق پیچیدقطرهای روی شیشه لغزیدخندیدی؛انگار تمامِ جهانبه یاد آورد که زیباستو مندر پژواکِ خندهات فهمیدمآدمی گاهی در یک نگاهتمامِ عمرش راگم میکند#بهار_ذوالفقاری @border0

