✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۸۹( ادامه حرف ب- بیل) 🖌گردآورنده: علیرضا عظیم پور اردستانی 🔡🎤آوانگاری: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔸نی زورِ کِه به نادِ کِره به بَئدَد بکه. Ni zöre ke be nāde kere be ba:dad beke. این زوری که به گلویت می کنی به بیلت بکنکنایه از اینکه تنبلی به خرج نده و مرتب حرف نزن بلکه عمل بکن. مشابه، « به عمل کاربرآید به سخندانی نیست.» 🔸سَئـ بَئدَش به ما بَس (دَم بَئدَش بِه ما بَس) (کَپه بَئدَش به ما بَس)Sa: ba:daš be mā bas(dam ba:daš be mā bas (kapæ ba:daš be mā bas) لبه بیل را بمن زد.( ابتدای بیل را بمن زد.) (کف بیل را بمن زد.)کنایه از اینکه با هم مشاجره و یا دعوا و جَدَل کردیم. 🔸اومْ نومِ خوٰره که بَئْدْ دومْ دَسَّش (شومَشْ) ایسّه بو. Um nome xōræ ke ba:d düm dassaš(šomaš) issæ bö. کسی نان می خورد که بیل روی دستش ( شانه اش) باشد.کنایه از اینکه تا زحمت وتلاش نکنی نتیجه ای عایدت نمی شود.🔸بَئد داء اییه که همش بَئد دوم شومَش ایسَّه بو. Ba:d dā: iyæ ke hæmæš ba:d düm šomaš issæ bö. بیل دار کسی است که همیشه بیل روی شانه اش ایستاده باشد.کنایه از اینکه فرد باید برای تامین معیشت همیشه آماده کار کردن باشد.🔸بَئدِ سووییّه لَته کِه نَئسووییّه. Ba:de soviyyæ latæ ke na:soviyyæ. بیل می سابد، کرت (لته) که نمی سابد. به شوخی و مزاح کنایه از آمیزش با همسر است.🔸بَئْدَشْ گِلْ ایئگیره. Ba:daš gel i:giræ. بیل او گل برمی دارد.کنایه از اینکه اعتبار و اعتماد نزد مردم دارد و قدر و منزلتش در اجتماع زیاد است.🔸بَئدَش گِل اینَئگیره. Ba:daš gel ina:giræ. بیل او گل برنمی دارد.کنایه از اینکه اعتباری در جامعه ندارد و حرف او را کسی نمی خواند.🔸پاشْ دوم بَئد شییه.Pāš düm ba:d šiyæ. پایش روی بیل رفته. کنایه از سرلج افتادن یا تصمیم گرفتن و عزم خود را جزم کردن برای انجام کاری است.🔸دور پییه ویسه یو بَئد داری بِناقسِّه. Dü:r piyæ veyse yō ba:d dāri benāqæsse. باید دور بایستی و بیل داری را نگاه کنی.کنایه از سختی کار کردن در عمل است در حالیکه از دور آسان به نظر می رسد. مشابه، « دور بایست و لنگش کن» . توضیح آنکه در گذشته بیل زدن آنهم با بیل های سنگین زواره ای که به میل بیل معروف بوده و بیش از پنج کیلو وزن داشته بسیار سخت بوده است.🔸طُوقه بَئد رِش خوٰس. Tö:qæ ba:d reš xōs. طوقه بیل را به آن بینداز.ظاهراً کنایه از آماده شدن برای انجام کاری است؛ مشابه «پاشنه ات را ور کش»توضیح آنکه طوقه انداختن، انداختن حلقه فلزی برای محکم کردن دسته بیل را گویند.🔸عالِف چِنه دَس خوٰدْ ایسّه بو وُٰ بَئدَم دوم شومَد. Ālef čenæ das xōd issæ bö vō ba:dam düm šomad. علف چین دست خودت باشد و بیل هم روی شانه ات.کنایه از به خود متکی بودن است .@bonyadeardestan🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۹۲ ( متنوع) 🖌 راوی : بتول بقایی 🔡🎤آوانگاری و خوانش: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔸گانی به بورد هئنه. Gāni be buræd he:næ. گانی به بارت میگذارد. کنایه از اینکه تو را مورد تهمت و آزار و اذیت قرار می دهد. 🔸اَء به هاش هئده. A: be hāš he:dæ. اَ به هاش می دهد. کنایه از اینکه بی توجهی می کند و از زیر کار در میرود. یابو آب میدهد 🔸جُٰف پوکِ مومه که به پلشتِ ناقسّه. Jōf puke momæ ke be palašte nāqæštæ. مانند پاکی می ماند که به ناپاکی نگاه می کند. کنایه از فردی است که از غذایی بدش میاید و سر سفره بی میل میخورد. 🔸ماءر چَئر وٰ چِلالی وئتر از پییَئـ صَد تومنییه. Mā:r ča:rō čelāli va:tar az piya: sad tömæniyæ. مادر چرخ و چلالی بهتر از پدر صد تومانی است. کنایه از مهر و محبت مادر نسبت به فرزند در مقایسه با پدر دارد. چَئر = چرخ ریسندگیچِلالی = ظرف سبدی درب دار که در آن پنبه (چُله) قرار می دادند که تشابه با گُمبی داشت. 🔸سَئـ قَبر قیریبوم زیاد بَرمه نَکه چشاد کورِ بو. Sa: qabr qiribom ziyād barmæ nake čæšad köre bö. سر قبر غریبان زیاد گریه نکن چشمانت کور میشود. کنایه از دلسوزی های زیاد و بی مورد و بی جا برای افراد ناسپاس دارد. مشابه = دایه دلسوز تر از مادر🔸قاءدَد کییا دَ ارشنیده هموم یُوت که قاء مئدمد ارشنیده. Qā:dad kiyā da erešnidæ hamom yo:t ke qā: ma:damad erešnidæ. حرفت را کجا شنیده ای همان جایی که حرف مردم را شنیده ای. کنایه از مذمت غیبت دارد. مشابه: آن که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد🔸دَس هِمئده بکارِ شو ولی دل همئده بکاء نئشو. Das hema:dæ bekāre šö væli del hema:dæ bekā: na:šö. دست شکسته بکار میرود اما دل شکسته بکار نمیرود. کنایه از شکستن دل دارد که موجب بی انگیزگی در کار میشود. 🔸گِل تَئـ پا نداره. Gel ta: pā nadāræ. گل ته پا ندارد. کنایه از کسی است که متانت و سنگینی ندارد و نمی تواند سر جایش بنشیند و دائما این ور و اون ور میرود. 🔸ننگاره که بنگاره همی عالم به تنگ آره. Nã(n)gāræ ke bê(n)gāræ hamey ālam be tã(n)g āræ.کسی که حرف نمی زند وقتی حرف بزند همه را به تنگ می آورد. کنایه از کسی است که برای ایجاد دعوا و مشاجره به موقع با حرفهایش همه را بهم میریزد.🔸هئکی هئچیش به شیئـ ایگیرت به گورِ بره. Ha:ki ha:čiš be ši: igiræt be göre beræ. هر کسی هر چیزی را به شیر گرفت به گور می برد. کنایه از وقتی است که رفتاری از کودکی در سرشت فردی نهادینه شده و تا وقتی می میرد همراه او هست.@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۸🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶📌۴-- بدی دیگر، بی بدی...اگر خدا بخواهد، دیگر آموخته ام که کلمه « بدی» از کسی را بر زبان نیاورم که آنکه از او بدی نگفتم و در هیأت مدیر بازنشستگان هم ازاو حمایت کردم و چقدر پیش وقبل از من تعریف کرده بود و مایه آبرویی شده بود و باز خدا را شکر که همو را آوردم در آن جلسه حضوری که باشد و ببیند که چقدر میخواهند من ریاست کانون بازنشستگان را قبول کنم و نمیکنم که براستی این چقدر خیر است.۵-- بخصوص در خانواده....و این هم که هنوز در فکرم بود از کسانی که در میان اعضای خانواده نارضایتی دارم و آنکه هیچ حرفی و کارش روی حساب و کتاب نیست گهگاهی انتقاد کنم یا تذکر بدهم، که بذهنم رسید با نتیجه خوبی که از تجربه بالا گرفتم، در این خصوص هم دیگر کلمه ای بر زبان نیاورم و خدا را بسی شکر و سپاس میگویم که مرا زنده گذاشت تا به این مرحله از رشد و فکر و تزکیه نفس و اعتلا برسم و در این جریان باید خدا را به این لطف و کرمش هزار مرتبه شکر و سپاس گویم.ادامه دارد....@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۹۱( ادامه حرف ب- بز) 🖌گردآورنده: علیرضا عظیم پور اردستانی 🔡🎤آوانگاری و خوانش: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔸گُشت بُٰز هَـئـ چِقَد چَئب بو به چئبی دُٰمبه نَئرسه. Göšt bōz ha: čeqad ča:b bö be ča:bi dōmbæ na:resæ. گوشت بز هرچقدر چرب باشد به چربی دنبه نمی رسد.کنایه از اینکه در مقابل افراد تازه به دوران رسیده، اشخاص با فضل و دانش اگر منزلت ظاهری خود را از دست بدهند باز هم گرامی تر از افراد بی فضیلت هستند.🔸ما روٰ بِوِنْ کِه از بُٰزَمْ دُٰمبَئـ پییه. Mā rō beven ke az bōzam dōmba: piyæمن را نگاه کن که از بز دمبه می خواهم.کنایه از شخص خسیس انتظار کمک یا محبت داشتن است.🔸مو بُٰز پا بَند خویْ بُٰز که. Mü bōz pā band xoy bōz ke. موی بز پای بند خود بز کن کنایه از اینکه درآمد هر چیزی را خرج خودش کن.🔸اگه گُودتری بِه ریشه بُٰز وئتَر از مِشه. ægæ go:dtæri be rišæ bōz va:tar az mešæ. اگر بزرگی به ریش است بز بهتر از میش است.یعنی نیرنگ ظاهر را نباید خورد یا به ظاهر نمی توان حکم کرد.🔸اگه نی کدخدا بو وُٰ نی روزگار نَه ایتا بُٰز بِئمومه نه ایتا بُٰزغاله. ægæ ni kadxodā bö vō ni rözegar na itā bōz be:momæ na itā bōzqālæ. اگر این کدخدا باشد و این روزگار نه یک بز می ماند و نه یک بزغاله. این مثل هنگامی بکار می رود که مردم روزگار سختی در پیش داشته باشند.🔸بُٰز که عالفش پییه خوٰش پییه پوزَش دراز کِره. Bōz ke ālefaš piyæ xōš piyæ pözaš derāz keræ. بز که علف می خواهد بایستی خودش پوزه اش را دراز کند. کنایه از اینکه هر کسی در زندگی خواهان پیشرفت است بایستی خودش پا پیش بگذارد وتلاش وکوشش کند. 🔸بُٰز گَئر سَئــ دَسّه گله هه. Bōz ga:r sa: dassæ galæ hæ. بز گر سر دسته گله است.کنایه از اینکه افراد بی لیاقت میدان دار شده اند. 🔸بُٰزو دوم دُٰمَش آخه. Bōzö düm dōmaš āxæآن بز روی دم خود خوابیده است.کنایه از اینکه هر کس بایستی حواسش جمع زندگی خودش باشد.🔸بُٰز وِشتَرِ وِزه یا دُٰز؟ Bōz veštare vezæ yā dōz? بز بیشتر می دود یا دزد؟کنایه از آنکه بز بیشتر از سارق دزدی می کند با اینحال به جائی نرسیده است.🔸چوپّوم اگه پیبوش چپوشَمِ دوشه. Čoppom ægæ piböš čapöšame döšæ. چوپان اگر بخواهد چَپُش ( بز نر) هم می دوشد.کنایه از افراد بانفوذ و قدرتمندی است که هر کاری بخواهند انجام می دهند، حتی اگر آن کار غیرممکن باشد.🔸دُٰز حاضِرو بُٰزَم حاضِئـ. Dōz hāzero bōzam hāze: . دزد حاضر است و بز هم حاضر. در موقع روبرو کردن دو نفر مدعی و بر سبیل مزاح گفته می شود.🔸شالما اووتی صدا بُٰزغالَش اِرَشنوده. Šālemā u:ti sedā bōzqālaš erešnudæ. شلغم های آردی صدای بزغاله را شنیده است . کنایه از اینکه زمان انتظار فرا رسیده است .توضیح آنکه معمولا بز و میش در ماههای بهمن یا اسفند وضع حمل می کنند و در این ماهها شلغم کیفیت خود را از دست داده است و دیگر قابل خوردن نیست.@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۷🖌تدوین: علی جلالی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 ۲-- تغییر محل و مسول دبیرستان..که این هم آرزویی بود که برآورده شد.در مورد برداشتن من از ریاست دبیرستان که امری بود محال که باید به قبل از تصدی من برگشت و همه آرزویم این بود که دبیرستان از آن جو حاکم نجات یابد و در محیطی که بگذارند هر کسی بدون فشار اعصاب کار خود را بکند قرار گیرد که بحمداله همان هم شد و آرام آرام توانستیم آن محیط دلخواه را فراهم کنیم و سطح تحصیلی را با همراهی و حمایت از دبیرستان خوب بالا ببریم.۳-- دبیرستان معلمان خوب میخواست..در سال ۱۳۴۰ دبیرستان به معلمین خوب احتیاج داشت نه رییس خوب، تا بتدریج و آرام آرام سطح تحصیلی بچهها را بالا ببرند و دبیران خوب هم با ایجاد جو مساعد در اردستان پا بند کنند و همه چیز که روبراه باشد و دیگر با هر دبیری بچهها درس خوان شده بودند و اهمیت دبیر خوب به آن حد نبود یا به هر حال کسی نمیتوانست خوب کار نکند و خدا وسیله ریاست را هم برای آن جو فراهم کرد و با این محصلین بخواست و فضل الهی ریاست ارزش داشت و خدا هم به همه هر چه را باید نشان دهد، نشان داد.ادامه دارد...@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✍سفرنوشت ۱۲-۱۸ امرداد ۱۴۰۵، زواره، سفیده، شهراب 🔹امروز بیستم ماه صفر، سال ۱۴۴۷ هجری قمری، روز اربعین شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، و برابر با سیزدهم امرداد، سال ۱۴۰۵ خورشیدی است.🔸روز دوم است که در روستای سفیده، میهمان حاج اصغر آقای حاجی حسینی سفیده ای، بزرگ خاندان حاجی حسینی های سفیده هستم. 🔸به نام خانوادگی بیشتر اهالی سفیده پسوند نسبت سفیده ای افزوده است.نام روستای سفیده در زبان محل سِبِیه است؛ روستای سفیده بزرگترین روستا در منطقه سفلی است، در دامنه شمالی کوه های دیان، در فاصله ۵ فرسنگی شرق زواره و ۱۸ فرسنگی شهر انارک، _از شهر های شهرستان نایین_واقع است.روستای شهراب بر سر راه زواره به انارک است، و از سفیده تا شهراب ۴ کیلومتر راه است.🔸🔹قرار است امروز راهپیمایی جاماندگان اربعین از سفیده به شهراب برگزار شود.شب پیش به آقای عظیمیان که مرا در چنین مراسمی به زواره خوانده بود؛ گفتم چنین برنامه ای است، فردای پس از پایان راهپیمایی به زواره می آیم. با هم به مجلس تعزیه برویم. و پاسخ شنیدم که فردا او به سفیده می آید.🔹صبح امروز آمد، دمی نشستیم، همراه راهیان شدیم، به راه افتادیم، نوحه کنان و سینه زنان، زن و مرد. کم سال و کهن سال، از سوی موکب های سیار پذیرایی می شدیم، به گونه گون نوشیدنی ها و خوراکیها، 🔸از نِیَچو در یک کیلومتری سفیده گذشتیم؛ نیچو مزرعه ای است متروک، در آن آثار حیات رفتگان از این جا چون: اب، سلخ، درخت و کشتگاه و خانه های ویرانه برجای است، و زیارتگاه عارفی که پیشتر ها در سفرهای پیشین از وی و این مکان نوشته ام.🔹پسان به شهراب رسیدیم، و به جمع مردم شهراب که به پیشباز آمده بودند پیوستیم،🔸به زیارتگاه امامزاده کمال الدین حسین شدیم، نماز نیمروز و پسین به جا آوردیم، سپس راه بازگشت آعازیدیم ودر سفیده به مسجد قدیم اندر شدیم و به صرف نهار نشستیم.🔹🔸آنجه در این راه گذشت و دیدم مردمی بود؛ و به آیین دیرینه گاهان سوگواری های محرم و صفر، در فرهنگ مردم ایران زمین.🔸ادامه...🔻t.me/hatefTa
🔰اسامی ۹ روستا با عنوان « تجره» (از جمله در اطراف اردستان) و وجه تسمیه آن در کتاب «تجره نامه»🔸این کتاب در مورد تجره از روستاهای اطراف گلپایگان و خوانسار نوشته شده است.🔸فایل پی دی اف کتاب که از کانال فاخر اصفهان پژوهی برداشته شده در کانال کتابخانه اردستان با لینک @ardestanketabموجود می باشد.@bonyadeardestan@ardestanketab📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒🔰اسامی ۹ روستا با عنوان « تجره» (از جمله در اطراف اردستان) و وجه تسمیه آن در کتاب «تجره نامه»🔸این کتاب در مورد تجره از روستاهای اطراف گلپایگان و خوانسار نوشته شده است.🔸فایل پی دی اف کتاب که از کانال فاخر اصفهان پژوهی برداشته شده در کانال کتابخانه اردستان با لینک @ardestanketabموجود می باشد.@bonyadeardestan@ardestanketab📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒