
تالار تخصصی "بنیاد فرهنگ شهرستان اردستان" از شهریور ماه ۱۳۹۷ با هدف ارتقای فرهنگ شهرستان اردستان ، فعالیت می نماید .با ما همراه باشید.با احترام ، مدیر گروه -کامران هاشمی :@Kamranhashemiardestaniشماره تلفن همراه، تلگرام و واتس آپ 09127130979
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 39 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/12
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 39 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۹۲ ( متنوع) 🖌 راوی : بتول بقایی 🔡🎤آوانگاری و خوانش: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔸گانی به بورد هئنه. Gāni be buræd he:næ. گانی به بارت میگذارد. کنایه از اینکه تو را مورد تهمت و آزار و اذیت قرار می دهد. 🔸اَء به هاش هئده. A: be hāš he:dæ. اَ به هاش می دهد. کنایه از اینکه بی توجهی می کند و از زیر کار در میرود. یابو آب میدهد 🔸جُٰف پوکِ مومه که به پلشتِ ناقسّه. Jōf puke momæ ke be palašte nāqæštæ. مانند پاکی می ماند که به ناپاکی نگاه می کند. کنایه از فردی است که از غذایی بدش میاید و سر سفره بی میل میخورد. 🔸ماءر چَئر وٰ چِلالی وئتر از پییَئـ صَد تومنییه. Mā:r ča:rō čelāli va:tar az piya: sad tömæniyæ. مادر چرخ و چلالی بهتر از پدر صد تومانی است. کنایه از مهر و محبت مادر نسبت به فرزند در مقایسه با پدر دارد. چَئر = چرخ ریسندگیچِلالی = ظرف سبدی درب دار که در آن پنبه (چُله) قرار می دادند که تشابه با گُمبی داشت. 🔸سَئـ قَبر قیریبوم زیاد بَرمه نَکه چشاد کورِ بو. Sa: qabr qiribom ziyād barmæ nake čæšad köre bö. سر قبر غریبان زیاد گریه نکن چشمانت کور میشود. کنایه از دلسوزی های زیاد و بی مورد و بی جا برای افراد ناسپاس دارد. مشابه = دایه دلسوز تر از مادر🔸قاءدَد کییا دَ ارشنیده هموم یُوت که قاء مئدمد ارشنیده. Qā:dad kiyā da erešnidæ hamom yo:t ke qā: ma:damad erešnidæ. حرفت را کجا شنیده ای همان جایی که حرف مردم را شنیده ای. کنایه از مذمت غیبت دارد. مشابه: آن که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد🔸دَس هِمئده بکارِ شو ولی دل همئده بکاء نئشو. Das hema:dæ bekāre šö væli del hema:dæ bekā: na:šö. دست شکسته بکار میرود اما دل شکسته بکار نمیرود. کنایه از شکستن دل دارد که موجب بی انگیزگی در کار میشود. 🔸گِل تَئـ پا نداره. Gel ta: pā nadāræ. گل ته پا ندارد. کنایه از کسی است که متانت و سنگینی ندارد و نمی تواند سر جایش بنشیند و دائما این ور و اون ور میرود. 🔸ننگاره که بنگاره همی عالم به تنگ آره. Nã(n)gāræ ke bê(n)gāræ hamey ālam be tã(n)g āræ.کسی که حرف نمی زند وقتی حرف بزند همه را به تنگ می آورد. کنایه از کسی است که برای ایجاد دعوا و مشاجره به موقع با حرفهایش همه را بهم میریزد.🔸هئکی هئچیش به شیئـ ایگیرت به گورِ بره. Ha:ki ha:čiš be ši: igiræt be göre beræ. هر کسی هر چیزی را به شیر گرفت به گور می برد. کنایه از وقتی است که رفتاری از کودکی در سرشت فردی نهادینه شده و تا وقتی می میرد همراه او هست.@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۸🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶📌۴-- بدی دیگر، بی بدی...اگر خدا بخواهد، دیگر آموخته ام که کلمه « بدی» از کسی را بر زبان نیاورم که آنکه از او بدی نگفتم و در هیأت مدیر بازنشستگان هم ازاو حمایت کردم و چقدر پیش وقبل از من تعریف کرده بود و مایه آبرویی شده بود و باز خدا را شکر که همو را آوردم در آن جلسه حضوری که باشد و ببیند که چقدر میخواهند من ریاست کانون بازنشستگان را قبول کنم و نمیکنم که براستی این چقدر خیر است.۵-- بخصوص در خانواده....و این هم که هنوز در فکرم بود از کسانی که در میان اعضای خانواده نارضایتی دارم و آنکه هیچ حرفی و کارش روی حساب و کتاب نیست گهگاهی انتقاد کنم یا تذکر بدهم، که بذهنم رسید با نتیجه خوبی که از تجربه بالا گرفتم، در این خصوص هم دیگر کلمه ای بر زبان نیاورم و خدا را بسی شکر و سپاس میگویم که مرا زنده گذاشت تا به این مرحله از رشد و فکر و تزکیه نفس و اعتلا برسم و در این جریان باید خدا را به این لطف و کرمش هزار مرتبه شکر و سپاس گویم.ادامه دارد....@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۹۱( ادامه حرف ب- بز) 🖌گردآورنده: علیرضا عظیم پور اردستانی 🔡🎤آوانگاری و خوانش: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔸گُشت بُٰز هَـئـ چِقَد چَئب بو به چئبی دُٰمبه نَئرسه. Göšt bōz ha: čeqad ča:b bö be ča:bi dōmbæ na:resæ. گوشت بز هرچقدر چرب باشد به چربی دنبه نمی رسد.کنایه از اینکه در مقابل افراد تازه به دوران رسیده، اشخاص با فضل و دانش اگر منزلت ظاهری خود را از دست بدهند باز هم گرامی تر از افراد بی فضیلت هستند.🔸ما روٰ بِوِنْ کِه از بُٰزَمْ دُٰمبَئـ پییه. Mā rō beven ke az bōzam dōmba: piyæمن را نگاه کن که از بز دمبه می خواهم.کنایه از شخص خسیس انتظار کمک یا محبت داشتن است.🔸مو بُٰز پا بَند خویْ بُٰز که. Mü bōz pā band xoy bōz ke. موی بز پای بند خود بز کن کنایه از اینکه درآمد هر چیزی را خرج خودش کن.🔸اگه گُودتری بِه ریشه بُٰز وئتَر از مِشه. ægæ go:dtæri be rišæ bōz va:tar az mešæ. اگر بزرگی به ریش است بز بهتر از میش است.یعنی نیرنگ ظاهر را نباید خورد یا به ظاهر نمی توان حکم کرد.🔸اگه نی کدخدا بو وُٰ نی روزگار نَه ایتا بُٰز بِئمومه نه ایتا بُٰزغاله. ægæ ni kadxodā bö vō ni rözegar na itā bōz be:momæ na itā bōzqālæ. اگر این کدخدا باشد و این روزگار نه یک بز می ماند و نه یک بزغاله. این مثل هنگامی بکار می رود که مردم روزگار سختی در پیش داشته باشند.🔸بُٰز که عالفش پییه خوٰش پییه پوزَش دراز کِره. Bōz ke ālefaš piyæ xōš piyæ pözaš derāz keræ. بز که علف می خواهد بایستی خودش پوزه اش را دراز کند. کنایه از اینکه هر کسی در زندگی خواهان پیشرفت است بایستی خودش پا پیش بگذارد وتلاش وکوشش کند. 🔸بُٰز گَئر سَئــ دَسّه گله هه. Bōz ga:r sa: dassæ galæ hæ. بز گر سر دسته گله است.کنایه از اینکه افراد بی لیاقت میدان دار شده اند. 🔸بُٰزو دوم دُٰمَش آخه. Bōzö düm dōmaš āxæآن بز روی دم خود خوابیده است.کنایه از اینکه هر کس بایستی حواسش جمع زندگی خودش باشد.🔸بُٰز وِشتَرِ وِزه یا دُٰز؟ Bōz veštare vezæ yā dōz? بز بیشتر می دود یا دزد؟کنایه از آنکه بز بیشتر از سارق دزدی می کند با اینحال به جائی نرسیده است.🔸چوپّوم اگه پیبوش چپوشَمِ دوشه. Čoppom ægæ piböš čapöšame döšæ. چوپان اگر بخواهد چَپُش ( بز نر) هم می دوشد.کنایه از افراد بانفوذ و قدرتمندی است که هر کاری بخواهند انجام می دهند، حتی اگر آن کار غیرممکن باشد.🔸دُٰز حاضِرو بُٰزَم حاضِئـ. Dōz hāzero bōzam hāze: . دزد حاضر است و بز هم حاضر. در موقع روبرو کردن دو نفر مدعی و بر سبیل مزاح گفته می شود.🔸شالما اووتی صدا بُٰزغالَش اِرَشنوده. Šālemā u:ti sedā bōzqālaš erešnudæ. شلغم های آردی صدای بزغاله را شنیده است . کنایه از اینکه زمان انتظار فرا رسیده است .توضیح آنکه معمولا بز و میش در ماههای بهمن یا اسفند وضع حمل می کنند و در این ماهها شلغم کیفیت خود را از دست داده است و دیگر قابل خوردن نیست.@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۷🖌تدوین: علی جلالی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 ۲-- تغییر محل و مسول دبیرستان..که این هم آرزویی بود که برآورده شد.در مورد برداشتن من از ریاست دبیرستان که امری بود محال که باید به قبل از تصدی من برگشت و همه آرزویم این بود که دبیرستان از آن جو حاکم نجات یابد و در محیطی که بگذارند هر کسی بدون فشار اعصاب کار خود را بکند قرار گیرد که بحمداله همان هم شد و آرام آرام توانستیم آن محیط دلخواه را فراهم کنیم و سطح تحصیلی را با همراهی و حمایت از دبیرستان خوب بالا ببریم.۳-- دبیرستان معلمان خوب میخواست..در سال ۱۳۴۰ دبیرستان به معلمین خوب احتیاج داشت نه رییس خوب، تا بتدریج و آرام آرام سطح تحصیلی بچهها را بالا ببرند و دبیران خوب هم با ایجاد جو مساعد در اردستان پا بند کنند و همه چیز که روبراه باشد و دیگر با هر دبیری بچهها درس خوان شده بودند و اهمیت دبیر خوب به آن حد نبود یا به هر حال کسی نمیتوانست خوب کار نکند و خدا وسیله ریاست را هم برای آن جو فراهم کرد و با این محصلین بخواست و فضل الهی ریاست ارزش داشت و خدا هم به همه هر چه را باید نشان دهد، نشان داد.ادامه دارد...@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✍سفرنوشت ۱۲-۱۸ امرداد ۱۴۰۵، زواره، سفیده، شهراب 🔹امروز بیستم ماه صفر، سال ۱۴۴۷ هجری قمری، روز اربعین شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، و برابر با سیزدهم امرداد، سال ۱۴۰۵ خورشیدی است.🔸روز دوم است که در روستای سفیده، میهمان حاج اصغر آقای حاجی حسینی سفیده ای، بزرگ خاندان حاجی حسینی های سفیده هستم. 🔸به نام خانوادگی بیشتر اهالی سفیده پسوند نسبت سفیده ای افزوده است.نام روستای سفیده در زبان محل سِبِیه است؛ روستای سفیده بزرگترین روستا در منطقه سفلی است، در دامنه شمالی کوه های دیان، در فاصله ۵ فرسنگی شرق زواره و ۱۸ فرسنگی شهر انارک، _از شهر های شهرستان نایین_واقع است.روستای شهراب بر سر راه زواره به انارک است، و از سفیده تا شهراب ۴ کیلومتر راه است.🔸🔹قرار است امروز راهپیمایی جاماندگان اربعین از سفیده به شهراب برگزار شود.شب پیش به آقای عظیمیان که مرا در چنین مراسمی به زواره خوانده بود؛ گفتم چنین برنامه ای است، فردای پس از پایان راهپیمایی به زواره می آیم. با هم به مجلس تعزیه برویم. و پاسخ شنیدم که فردا او به سفیده می آید.🔹صبح امروز آمد، دمی نشستیم، همراه راهیان شدیم، به راه افتادیم، نوحه کنان و سینه زنان، زن و مرد. کم سال و کهن سال، از سوی موکب های سیار پذیرایی می شدیم، به گونه گون نوشیدنی ها و خوراکیها، 🔸از نِیَچو در یک کیلومتری سفیده گذشتیم؛ نیچو مزرعه ای است متروک، در آن آثار حیات رفتگان از این جا چون: اب، سلخ، درخت و کشتگاه و خانه های ویرانه برجای است، و زیارتگاه عارفی که پیشتر ها در سفرهای پیشین از وی و این مکان نوشته ام.🔹پسان به شهراب رسیدیم، و به جمع مردم شهراب که به پیشباز آمده بودند پیوستیم،🔸به زیارتگاه امامزاده کمال الدین حسین شدیم، نماز نیمروز و پسین به جا آوردیم، سپس راه بازگشت آعازیدیم ودر سفیده به مسجد قدیم اندر شدیم و به صرف نهار نشستیم.🔹🔸آنجه در این راه گذشت و دیدم مردمی بود؛ و به آیین دیرینه گاهان سوگواری های محرم و صفر، در فرهنگ مردم ایران زمین.🔸ادامه...🔻t.me/hatefTa
🔰اسامی ۹ روستا با عنوان « تجره» (از جمله در اطراف اردستان) و وجه تسمیه آن در کتاب «تجره نامه»🔸این کتاب در مورد تجره از روستاهای اطراف گلپایگان و خوانسار نوشته شده است.🔸فایل پی دی اف کتاب که از کانال فاخر اصفهان پژوهی برداشته شده در کانال کتابخانه اردستان با لینک @ardestanketabموجود می باشد.@bonyadeardestan@ardestanketab📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒🔰اسامی ۹ روستا با عنوان « تجره» (از جمله در اطراف اردستان) و وجه تسمیه آن در کتاب «تجره نامه»🔸این کتاب در مورد تجره از روستاهای اطراف گلپایگان و خوانسار نوشته شده است.🔸فایل پی دی اف کتاب که از کانال فاخر اصفهان پژوهی برداشته شده در کانال کتابخانه اردستان با لینک @ardestanketabموجود می باشد.@bonyadeardestan@ardestanketab📙📘📗📕📒📙📘📗📕📒
🔸🔹🔸اقلیم خاطرات، ص ۱۶-۲🔹ملا رضای کردی زاده، فرزند ملاحسین، متولد ۱۳۲۱ش، در زواره، از دوران کودکی در شبیه خوانی با شهادت خوانی آشنا شد.سال ۱۳۹۸ش، در زادگاه درگذشت و در آرامستان زواره به خاک سپرده شد.🔹سال ۱۳۸۷،نیمروز یکی از روزهای پس از عاشورا در بازار قدیم زواره در جایگاه نخل، به پرسش هایی در باره نخل و علم ها از کلید دار جایگاه بودم، چون کار گذشت و بیرون شدم، چشم به مردی عباپوش و کلاه بر سر افتاد که بر تختگاه کوچکی رو به روی جایگاه نخل نشسته بود.پس از سلام و علیک کنارش نشستم، و سخن در سخن میانمان گل انداخت، دانستم نعت پیامبر(ص) و مدح ائمه علیهم السلام خواند.چند بیت به آوازی خوش خواند. نیز دانستم رضا نام دارد و به ملا رضا معروف است، دمی گذشت، کسی از مسجد برمی گشت، سلام و علیک، و او پژوهنده زواره ای استاد عظیمیان بود، و این زمان آغاز آشنایی او و من شد و پیوست تا امروز.🔸هر بار به زواره آمدم جویای احوال ملا رضا میشدم، اما دیدارم از او همان یک بار بود.خدایش رحمت فرماید و جایگاهش در بهشت، برین باد.🔹🔸تصویر پیوست یادگار آن روز است، هفده سال پیش از امروز از آن روز در یاد.t.me/hatefTa
🔹🔸🔹اقلیم خاطرات، ص۱۶🔸امروز کتاب طلای کویر، زواره؛ را میخواندم، پدیدآورنده اش استاد محمد علی عظیمیان زواره، چند روز پیش در زواره به من اهدا کرد.این کتاب دستاورد تحقیقات میدانی و کتابخانه ای او از سراسر جغرافیای شهر زواره است. سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. قطع وزیری دارد جلد سخت، و ۶۶۱صفحه در ۱۷ فصل، مصور است، شماری رنگی و بیشتر سیاه-سفید.🔹فصل دهم، تاریخچه تعزیه خوانی و روضه خوانی سنتی در حسینیه های زواره، عنوان دارد، در صفحه ۴۲۲، ذکر مرحوم ملا رضای کردی زاده آمده است: او روضه خوان سنتی، تعزیه خوان، خوش نویس نسخ تعزیه، شهادت خوان، و نقش آفرین سبط اکبر امام حسن المجتبی علیه السلام در تعزیه بود.🔸دنباله دارد....t.me/hatefTa
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۶🖌تدوین: علی جلالی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 « خوش بینی ها و خوش گوییها»مطالبی را که پیش از این در خصوص جریانات فرهنگی نوشته ام، غالباً بصورت ایراد و اعتراض به کسانی است که طرف معامله یا کار بوده اند که اگر خدا بخواهد باید همه را بصورت محبت و صفا و سپاس از آنان بر گردانم و در ابتدایش موضوع بر میگردد به آنچه آقای اسلامی ندوشن در جلد دوم « روزها» در باره مسعود سعد سلمان نوشته که ما همه این اشعار بلند را مرهون آنها هستیم که مسعود را زندانی کردند حالا:۱ـــ کیسه بردست و ... آنچه حدود یکماه قبل به آقای اختری تحت تأثیر این فکر گفتم که ما مرهون آنها و شما هستیم که در زواره موقع باخت تمام مواد دو و میدانی در سال ۱۳۴۲ سر ما « کیسه بر دست و جیغ زیر بغل » ما که بردیم « قل هو الله احد » کشیدند چه، سر دیگری یا دیگرانی هم کشیده بودند و آنها رفتند که رفتند ولی ما برتری شما را گردن نهادیم و همان یکسال بعد تلافی کردیم و چه تلافیی ( حاصل کار و تلاش و کوشش آگاهانه) که مایه چه تجربیاتی شد و چه افتخاراتی را بنیاد نهاد که واقعا همه را مرهون شما هستیم و دعایتان میکنیم.ادامه دارد....@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🔸خُو غالاها مَکّه اِپره. Xo: qālāhā makkæ epare. الهی با کلاغهای مکه بپری .کنایه از اینکه جوری بری که دیگه بر نگردی ؛ توضیح آنکه در اینجا مرگ منظور نیست بلکه منظور گرفتار غربت شدن است .@bonyadeardestan🔸🔷🔶🔷🔶🔶
✴️ زبانزدهای اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۹۰ ( دعاها و نفرین ها) 🖌گردآورنده: منیژه مومن زاده 🔡🎤آوانگاری و: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷📌 دعاهای کلی: چشم نخوری؛ برای کارهای خیر...🔸 هِزا تا اللهُ اکبَئـ به نفسش.Hezā tā allāho akba: be nafasaš. هزار تا الله اکبر به نفسش .آرزوی سلامتی برای بچه وبرای بزرگسال است.🔸 هِزا تا نومو خدا به نفسد .Hezā tā numu xodā be nafasad. هزار تا نماز خدا به نفست.دعا برای کسی است که کار مفید وخیری را دارد انجام می دهد، ادامه دار و بدون خستگی انجام دهد. 📌دعاها : بلا و مرگ به دور🔸 هِزا تا قوٰروم مییوم ایسّه. Hezā tā qōrom miyom issæ. هزار تا قرآن بینشون هست. برای زمانی است که دارند بچه یا جوانی را با یک مرده تشبیه ومقایسه می کنند.(که مثلا فلانی چقدر شکل وقیافه ویا رفتارش مثل پدر مرحومش هست .)📌دعاها: درد و مرض به دور 🔸 اِلاٰهه دَئدد به دُٰنیا نُوره. Elāhe da:dad be dōnyā nö:ræ. الهی دردت به دنیا نیاید. کنایه از اینکه هیچ وقت دچار هیچ دردی نشوی و همیشه سلامت باشی📌 دعا ها ؛ برای غربا و مسافرین 🔸 شالّا غیریب تندِرِس بو. Sāllā qirib tanderes bö. الهی غریب تندرست باشد. دعا برای وقتی است که از کسی که در سفر طولانی است صحبت می کنند.🔸الٰاهه تو غُٰربت دَ گی نکه. Elāhe tö qōrbat da gi nake. الهی گرفتار غریبی وغربت نشوی📌 دعاها: برای صحت و سلامتی 🔸ساءتَد بو.sā:tad bö. عافیت باشه برای زمانی است که کسی از حمام بیرون می آید؛ مشابه «ساعت آب گرم» البته ربطی به ساعت ندارد و در اصل "صحّت آب گرم "صحیح آن است اما در تداول عامه به آن ساعت آبگرم به اشتباه می گویند. 🔸شالّا تیئـ به پاد نشو. Šāllā ti: be pād našö. الهی تیغ تو پایت نرود. کنایه از اینکه کوچکترین بلایی نبینی.🔸شالاّ هِچ وَخ پاد به سنگ نخوٰره. Šāllā heč vax pād be sã(n)g naxōræ. الهی هیچ وقت پایت به سنگ نخوره. کنایه از اینکه هیچ وقت به درد ومصیبت وگرفتاری دچار نشوی📌دعا ها: احتیاج و فقر به دور🔸خدایا تا وختِ فووروده حقّمِ رسه ما محتاج تخمِ چشم نکه.Xodāyā tā vaxte forodæ haqqame rasæ mā mohtāj tōxme čæšæm nake. خدایا تا وقتی اجل سراغم می آید حتی مرا به فرزندانم هم محتاج نکن.📌 دعاها: برای بچه ها🔸شالّا وچه هاد چورو دِلد بن. Šāllā væčæhad čuru delad ban. الهی فرزندانت روشنایی وچراغ دلت باشند کنایه از اینکه بچه هایت موفق باشند وباعث سرافرازی وعزت پدر ومادر بشوند 📌 دعا ها: برای عمر طولانی 🔸شالّا مو سییُو سِبِئـ به کَشکه زانود دَ بَروره. Šāllā mü siyo: sebe: be kaškæ zānüd da baröræ. الهی موی سیاه وسفید به کشکک زانویت در آید .کنایه از اینکه پیر شوی و عمر طولانی داشته باشی . توضیح آنکه چون موهای زانو دیرتر از همه نقاط بدن سفید می شود ، یعنی آنقدر عمر کنی که سفیدی موهای پایت را ببینی.🔸خدا روونی به چورود کِره کِه توموم ببه نداء بو. Xodā rövæni be čurud keræ ke tumum bebe nadā: bö. خدا روغنی به چراغت کنه که تمام شدنی نباشه کنایه از اینکه خدا بهترین هایی را نصیبت کندکه همیشگی هم باشد. 📌 نفرین ها : کور بشی🔸الاهه چشاد سِبِئـ بِبو. Elāhe čæšad sebe: bebö. الهی چشمهایت سفید شود .کنایه از اینکه کور شوی.🔸شالّا داداچّی چشد دیم لُٰپَد(جولو پاد) که. Šāllā dādāčči čæšad dim lōpad(jölö pād) kæ. الهی مردمک چشمت بیرون بپره روی لپت (جلوی پات بیفته) کنایه از اینکه کور شوی .📌 نفرین ها: بمیری🔸اِپَره Epare. بپری .کنایه از اینکه بمیری 🔸مَخِ به .Maxe be. گم شو.کنایه ازاینکه بمیری .🔸 کورِ مرگِ بِه. Köre marge be. کور مرگ بشی. کنایه از اینکه با کوری بمیری.🔸 شالّا هَئـ دوتادوم دیم یو مَرِین. Šāllā ha: dotādom düm yu marê(n). الهی هر دو تا تون روی هم بمیرید.🔸 خدا ایدگیره. Xodā idgiræ. خدا برت داره .کنایه از اینکه بمیری.🔸 آخیریدوم بو خُو کا کئدَنادوم. Āxiridom bö xo: ka ka:danādomآخریتون باشه با کار کردنتان.الهی بمیری؛ برای وقتی است که کسی مشغول انجام کار هست و در کارکردن ضررش بیشتر از نفعش است.🔸 شالّا عُٰمرد جُٰف عُٰمر پرستوک بو. Šāllā ōmræd jōf ōmr parastük bö. الهی عمرت مثل عمرپرستو کوتاه باشه. کنایه از اینکه جوانمرگ شوی .📌نفرین ها: دیگر موارد🔸شالّا دسَّد شِتِ بو. Šāllā dassad šete bö. (شالا دستد قلم ببو)الهی دستت بشکند(ناقص شود.)«قلم شدن» یعنی نصف شدن و «شت شدن» یعنی ناقص شدن🔸خدا وَتَّرید هِده. Xodā vattarid hedæ الهی خدا بدتری بهت بده. کنایه از اینکه به بدترین دردها وغصه ها گرفتار بشوی
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۸۹( ادامه حرف ب- بیل) 🖌گردآورنده: علیرضا عظیم پور اردستانی 🔡🎤آوانگاری: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔸نی زورِ کِه به نادِ کِره به بَئدَد بکه. Ni zöre ke be nāde kere be ba:dad beke. این زوری که به گلویت می کنی به بیلت بکنکنایه از اینکه تنبلی به خرج نده و مرتب حرف نزن بلکه عمل بکن. مشابه، « به عمل کاربرآید به سخندانی نیست.» 🔸سَئـ بَئدَش به ما بَس (دَم بَئدَش بِه ما بَس) (کَپه بَئدَش به ما بَس)Sa: ba:daš be mā bas(dam ba:daš be mā bas (kapæ ba:daš be mā bas) لبه بیل را بمن زد.( ابتدای بیل را بمن زد.) (کف بیل را بمن زد.)کنایه از اینکه با هم مشاجره و یا دعوا و جَدَل کردیم. 🔸اومْ نومِ خوٰره که بَئْدْ دومْ دَسَّش (شومَشْ) ایسّه بو. Um nome xōræ ke ba:d düm dassaš(šomaš) issæ bö. کسی نان می خورد که بیل روی دستش ( شانه اش) باشد.کنایه از اینکه تا زحمت وتلاش نکنی نتیجه ای عایدت نمی شود.🔸بَئد داء اییه که همش بَئد دوم شومَش ایسَّه بو. Ba:d dā: iyæ ke hæmæš ba:d düm šomaš issæ bö. بیل دار کسی است که همیشه بیل روی شانه اش ایستاده باشد.کنایه از اینکه فرد باید برای تامین معیشت همیشه آماده کار کردن باشد.🔸بَئدِ سووییّه لَته کِه نَئسووییّه. Ba:de soviyyæ latæ ke na:soviyyæ. بیل می سابد، کرت (لته) که نمی سابد. به شوخی و مزاح کنایه از آمیزش با همسر است.🔸بَئْدَشْ گِلْ ایئگیره. Ba:daš gel i:giræ. بیل او گل برمی دارد.کنایه از اینکه اعتبار و اعتماد نزد مردم دارد و قدر و منزلتش در اجتماع زیاد است.🔸بَئدَش گِل اینَئگیره. Ba:daš gel ina:giræ. بیل او گل برنمی دارد.کنایه از اینکه اعتباری در جامعه ندارد و حرف او را کسی نمی خواند.🔸پاشْ دوم بَئد شییه.Pāš düm ba:d šiyæ. پایش روی بیل رفته. کنایه از سرلج افتادن یا تصمیم گرفتن و عزم خود را جزم کردن برای انجام کاری است.🔸دور پییه ویسه یو بَئد داری بِناقسِّه. Dü:r piyæ veyse yō ba:d dāri benāqæsse. باید دور بایستی و بیل داری را نگاه کنی.کنایه از سختی کار کردن در عمل است در حالیکه از دور آسان به نظر می رسد. مشابه، « دور بایست و لنگش کن» . توضیح آنکه در گذشته بیل زدن آنهم با بیل های سنگین زواره ای که به میل بیل معروف بوده و بیش از پنج کیلو وزن داشته بسیار سخت بوده است.🔸طُوقه بَئد رِش خوٰس. Tö:qæ ba:d reš xōs. طوقه بیل را به آن بینداز.ظاهراً کنایه از آماده شدن برای انجام کاری است؛ مشابه «پاشنه ات را ور کش»توضیح آنکه طوقه انداختن، انداختن حلقه فلزی برای محکم کردن دسته بیل را گویند.🔸عالِف چِنه دَس خوٰدْ ایسّه بو وُٰ بَئدَم دوم شومَد. Ālef čenæ das xōd issæ bö vō ba:dam düm šomad. علف چین دست خودت باشد و بیل هم روی شانه ات.کنایه از به خود متکی بودن است .@bonyadeardestan🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷
✴️ لالایی های اردستانی -۴🎤 گردآوری: حاجیه خانم جمیله مومن زاده🖌 نگارش: حاجیه خانم منیژه مومن زاده 🔶🔷🔶🔷🔶🔷لب جو می رسیدم خسته بودم دو تا چادر سفیدی نوچه دیدم از آن چادر سفید نوچه ها را دلم بسیار می خواهد شما را به چشم دیدم، به دل آهش کشیدم سر هفته نشد، مطلب رسیدم اگر مُلک خدا بود می خریدم اگر ملک خدا بود در خریدن به هر جوری به اسمش می خریدم@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۵🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶« روش تدریس» مناسب این سال قبل ( سال تحصیلی ۵۷-۵۸) که یکی از محصلین با دبیر مربوطه کلنجار داشت که درس متون ادبی ( مرکب از درک مطلب، لغت معنی و املاء) را نمیفهمد و معلم هم از فرط سادگی برای او توضیح نمیداد که مثل همان همکار مبارکه ای، برایم گذشت که ای کاش من معلم این جوان میشدم و به او یاد میدادم که این درس چگونه و چقدر ساده است که خدا خواست سال بعد معلم شود و معلم همان درس و همان محصل ( چیزی که سال قبل تصورش هم برایم ممکن نبود) و به او و بسیاری دیگر هم موضوع را تفهیم کردم و اتفاقاً در امتحان آخر سال نمره ۱۵ گرفت.ادامه دارد...@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷
💘💰معصومه (سروده ای طنز به گویش اردستانی ) 🖌🎤 سرایش و خوانش: داوود نادمی (شمع) 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷 👇👇👇💘💰معصومه (سروده ای طنز به گویش اردستانی )🖌🎤 سرایش و خوانش: داوود نادمی (شمع)❤️😔❤️😔❤️😔❤️توو دِلم دَع ایتآء دَدِء؛ نعِ زو نوو بِعِ کی بوووتوی دلم یک درد است؛ نمیدانم به کی بگویمروم بعِ نعِ بوو بعِ نی مآرِم؛ ای خدآ چی چی بوووءخجالت میکشم به مادرم؛ ای خدا چه بگویم🔶مآ تآ مرِیِمم ِبی دیء شوو وو رومِمِ سیآء بعِ بوو من تا مریم را دیدم شب و روزم هم سیاه شدنی دِلم اِتش گیرِءت زِندِگیمِم تِبآء بعِبوواین دلم آتش گرفت و زندگیم نابود شد🔶مآ پی یِم بِع شوو سورآغش اِمآ وآع حآلآ زوعِمن میخواهم بروم سروقتش ولی میگویدحالا زود استخوآرِئم گود تِرعِ هوو خآسِگآرِم حآلآ کوعِخواهرم بزرگتر است و حالاخواستگارم هم کجا است؟🔶وآع نی مآرِم تآنعِ شوو معصومه قآء شِم توو نعِ کعِءمیگوید مادرم تا ازدواج نکند معصومه، حرفش را هم تو نزنبعَ کویِم دَع توو خوروی نَقِد نِگآشم توو نِعِ کعِبیرون خانه، بیخود اینقدر نگاهش تو نکن🔶ووء بِعِ شوو مَرگِء موشِم حءدوع نی مِعصوو بوکوشووء میگویم بروم مرگ موش به معصومه بدهم واورا بکشمیآ وِسِط خِیآبوئم دَع زِعِ مآشینش مآ خوصوو یا وسط خیابان در زیر ماشینش بیندازم🔶یآ بِعِ شوو خِرِش کِعِ روو هولِش حِ دوع توو چوو کی یِعِیا بروم خرش کنم و هل بدهم اورا داخل چاه خانهاِمآ تَع سوو بِعِ وِ نن پی بوو حِ دوو کلی دیعِاما می ترسم ببینند و پس بگویند و باید بدهم کلی دیه ( خون بها)🔶شوو وو روو فِکروو خِیآلِم حآلآ معصوو بی بی یعِءشب و روز فکر و خیالم حالا معصومه شدهغآفِل اِز عِشقِء خو موو مِریِمی اِنگآء نِعِ بی یعِءغافل از عشق خودم مریمی هم انگار نبوده🔶چِند رووعِ شوو دومبآلِش تآ بِعِ وِعِ نوو مآ چِعِ کعِ رووءچند روز است میروم دنبالش تا ببینم چه باید بکنمگِرِه اِز نی مشکلِ وو اِز نی کآرِم مآ وعِ کعِ رووءگره از این مشکل و از این کار من باز کنم🔶تآ زِگیء وی گی رعِ معصوو وو نِگآمم کعِ کعِ تازگی ها برمیگردد معصومه و نگاهم میکندخوو اِدآع وو اِتوآرِش اِز مآ دِلِم دآرعِ بعِ رعِبا کرشمه و ناز از دارد از من دل می برد🔶گآی بوکآعِ چشمِک وو گآی خِندِء تورعِ دوم لوآشِم گاهی میزند چشمک و گاهی لبخند می آید روی لبهایشقِروو غِمزِء کِرعِ وو کِجِ کعِ رعِ اوری یآشِمعشوه و غمزه میکند و ابرو هایش را کج میکند🔶هِی اِشآرِع کعِ رعِ وو وآع کعِ بعِ شوو پِشش نآقووءدائم اشاره میکند و میگوید بیا وپیشم بشینخوو چِشآیِء سیآشِم دآرِع کعِ رعِ دِلم دآغووءبا چشمان سیاهش دارد دل من را ویران میکند🔶شوو تآء صووب چِشای دوروشتِش توو خِیآلِءمِعِ تورعِشب تا صبح چشمان درشتش در نظرم میایداِشکِء ری جعِ چِشِم موو دومم دآرِعِ هِی کعِ شورِعِاشک میریزد چشمانم و صورتم را دائم میشوید🔶یعِ روو اِز غصهِء گی دَعَ مَرِگِء موشوم بوو بوخورووءیک روز از غصه زیاد مرگ موش را آوردم که بخورموعِ دوعِ مَعصومهِء دنیآء آخِء مآ هِم کوو بِعِ رووءبدون معصومه دنیا را آخر میخواهم چه کنم🔶حآلآ اِع شوو مآ بِعِ روو نی مآرِمِم قآع بعِ کِعِ رعِحالا امشب میبرم مادرم را تا حرف بزندحِلقِه وو گل بِعِ روو نی مآرِشِم خووئم چِعِ طوو تآع بعِ کعِ رعِحلقه ازدواج وگل میبرم؛ مادرش چگونه با من کنار بیاید؟۴@bonyadeardestan❤️😔❤️😔❤️😔❤️
✅پوستر اردستان نامه🎬 «اردستاننامه» اولین فیلم داستانی است که به گویش اردستانی ساخته شده و قصهای از دوران قاجار رو روایت میکند؛ اثری که میتواند یادگار ارزشمندی برای نسلهای بعد باشد.🗓 زمان اکران:📅 جمعه ۲۳ مرداد تا دوشنبه ۲۶ مرداد🕘 ساعت ۲۱📍 سینمای اردستان..@bonyadeardestan🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
مستند زیبای افراشته از خشت.این قسمت: مسجد جامع اردستان.🥀پژوهشهایاصفهانشناسیt.me/ALI4asS
✴️ لالایی های اردستانی -۳🎤 گردآوری و خوانش: حاجیه خانم جمیله مومن زاده🖌 نگارش: حاجیه خانم منیژه مومن زاده 🔶🔷🔶🔷🔶🔷دخترم نباتمهکلید درب باغمه کلیدا بده درآ وا کنم دخترما بیدار کنم@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۴۴🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶📌« کسب اعتبار و آبرو شدن ها »جالب است که چون در دیگر شهرهای استان، امتحانات به خوبی اردستان برگزار نشده بود، شب اول مهر ماه سال ۱۳۴۹ که از مسجد کوشک به مجلس تودیع آقای حاج امینی بر می گشتیم دور از حالا مرحوم حاج اخوی آقا نصراله شرح دادند که آقای دایی جواد که نسبت به اردستان پیش از این خوش بین نبوده است، از وضع امتحانات اردستان و اوراق امتحانی محصلین و داوطلبین حوزه امتحانی اردستان بنشانه خوبی جریان امتحانات مزبور گفته بود این موضوع تمام سوابق سوء فرهنگ اردستان را پاک و منزه کرد؛ براستی این به نشانه لطف الهی است و اینکه باید به دست این بنده ضعیف صورت پذیرد. در آن شب مخصوص هم این آقای صدیقیان متوجه شود که در همه فرهنگ اردستان هیچکس جز یکنفر قدرت و لیاقت اینکه این امتحانات را با آبرومندی و بدون تشویش برگزار کند ندارد و بر اثر موفقیت این ضعیف، آن شب همه مسئولین و دست اندر کاران آرامشی یافتند و خواب خوشی در خانه هایشان کردند که در غیر این صورت از اضطراب و دلهره نمی دانستند چه کنند.سومین رئیس فرهنگ هم همان آقای امیر صفاری بود که آخرین رییس فرهنگ قبل از انقلاب یا رییس فرهنگ در جریان انقلاب بود که به جرأت باید بگویم هیچ نقطه ضعفی در کار او ندیدم و از غیر مترقبه ها آنکه هر چه ما میگفتیم و پیشنهاد میکردیم بدون هیچ گونه عناد و کج فکری و لجبازی ( که دیگران از روی اظهار قدرت معمول میکردند) انجام می داد و بنظرم حسن ظنی هم پیدا کرده بود؛ نوشتنی است که وقتی کارها روبراه و جاده ها صاف و هموار شد، حالا دیگر وقت رفتن و خداحافظی است. نمی دانم آیا باید بنویسم یا نه که وقتی کارها بر وفق مراد شد، نشانه آن است که آخر کار است و زیاد نخواهد پایید و تا در جریان کار گرفتاری و در گیری و منازعه و حتی لجبازی است نشانه آنست که جریان امور رو بسوی کمال و پیشرفت دارد و الا همان است که گفتم.ادامه دارد....@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
🎬 بالاخره اولین تیزر «اردستاننامه» منتشر شد... ❤️💬 فیلمی که برای خیلی از اردستونیا فقط یه فیلم نیست؛ یه روایت از زبان، فرهنگ و هویت شهرمونه.«اردستاننامه» اولین فیلم داستانیه که به گویش اردستانی ساخته شده و قصهای از دوران قاجار رو روایت میکنه؛ اثری که میتونه یادگار ارزشمندی برای نسلهای بعد باشه.🗓 زمان اکران:📅 جمعه ۲۳ مرداد تا دوشنبه ۲۶ مرداد🕘 ساعت ۲۱📍 سینمای اردستان🤝 اگه خودتون رو اردستونی میدونید، حداقل کاری که میتونیم برای حمایت از این اثر انجام بدیم، دیدن تیزر و منتشر کردنشه تا افراد بیشتری با این کار ارزشمند آشنا بشن.💬 حمایت از #اردستاننامه، حمایت از فرهنگ و گویش خودمونه.⃟🇮🇷 اَسونیا | پایگاهخبریاردستان 👇👇Join ➣ @asuniya ☜
✴️ لالایی های اردستانی -۲🎤 گردآوری و خوانش: حاجیه خانم جمیله مومن زاده🖌 نگارش: حاجیه خانم منیژه مومن زاده 🔶🔷🔶🔷🔶🔷علی نالون به نالون آمدو رفتعلی تا سوی دالون آمدو رفت علی دریا دلا اسبت بنازم قبای کَرکِ یک دستت بنازم@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی - ۳۹🖌 تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷« امتحانات شهریور ۱۳۴۹»یک موضوع است که در ضمن جریانات فرهنگی می بینم خداوند در آن وسایلی فراهم کرده که در جوهر وجودی این بنده ضعیفش نشان داده شود؛ همان امتحانات ششم متوسطه شهریور ماه ۱۳۴۹ که اگر نبود که بنا بود رییس فرهنگ به آمریکا برود و بازرس هم از اصفهان نیامده بود، این مسئله پیش نمی آمد که کسی را بخواهند که در غیاب اینها از انجام این کار بر آید و با توجه به آنکه نه رییس فرهنگ به آمریکا رفت و بازرس هم آمد، میبینم خدای بزرگ همه این مقدمات را فراهم آورده بود که به بعضی مدعیان که در آن شب هم حضور داشتند و خود را به رییس فرهنگ و در انظار شایسته و کارآمد نشان می دادند، در حضور رییس فرهنگ معلوم شد که یا هیچ نیستند و هیچ هم از عهده چنین کارها و یا هیچ کار اساسی و درستی هم بر نمی آیند و آن رییس فرهنگ هم که در اوایل همان سال تحصیلی به اعتبار همین ها از این سال به بعد توفیق یافت در رفتار خود تجدید نظر کند.ادامه دارد....@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۸۳ ( ادامه حرف ب- بالا) 🖌گردآورنده: عظیم پور اردستانی 🔡 آوانگاری : محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔸خئلی بالو وُٰ پائنَم نوٰ.Xe:li bālu vō pā:nam nō. خیلی بالا و پائینش گذاشتم . کنایه از حرمت و احترام گذاشتن زیاد برای یک فرد است.🔸زُور سَئـ بالوو واء. Zör sa: bālu: vā: . زورِ سر بالا می گوید.کنایه از کسی است که بخواهد با زور و قلدری عقاید خود را به دیگران تحمیل کند یا کاری را به زور برعهده کسی بگذارد.🔸کولود بالو نِه. Kulud bālu ne. کلاهت را بالا بگذار .کنایه از وقتی است که کار دشوار و سختی که غیرممکن بوده را به سرانجام رسانده اند؛ همچنین به طعنه و طنز به کسی که دسته گلی به آب داده گفته میشود تا متوجه عیب خود باشد.🔸ما موجه بِه دیفول روس دَء بالوو کِروم. Mā möjæ be diful rus da: bālu: kerom. من مورچه را به دیوار راست بالا می کنم.کنایه از حواس جمعی زیاد یا غلو و اغراق کردن در کارهااست. 🔸مُشتِریْ که دو تا بِبوٰ قیمت جِنسَم بالوو شو. Mošteri ke do tā bebō qeymat jensam balu: šö. مشتری که دو تا شد قیمت جنس هم بالا می رود.کنایه از اینکه وقتی خواهان کالائی زیاد شود ناز فروشنده هم بیشتر می شود؛ یا اگر خواستگار برای ختری که جهت زناشوئی انتخاب می کنی زیاد شود عشوه و کرشمه آن دختر هم بیشتر می شود.🔸ایتا ستاره بالو سَئـ خوٰش دَء بِنَشندی . Itā setāræ bālu sa: xōš da: benašandi. یک ستاره هم بالای سر خودش نمی تواند ببیند.کنایه از کسیکه خودبین و خودپسند است یا بسیار حسود و چشم تنگ است.🔸پِلّه پِلّه پییه از سَئد (نَوَئدوُم) دَ بالو شِه.Pellæ pellæ piyæ az sa:d (nava:devom) da bālu še. پله پله بایستی از نردبان بالا بروی.کنایه از اینکه در زندگی بایستی قدم به قدم و گام به گام و بدون عجله پیش بروی تا پیشرفت کنی؛ برای پیشرفت و ترقی در زندگی بایستی سالها مرارت و زحمت کشید.🔸بالو بالوو ناقُو گُٰنده گُٰندَه تِنگاره. Bālu bālu: nāqo: gōndæ gōnda: tê(n)gāræ. بالا بالاها می نشیند و حرفها گنده و درشت می زند.کنایه از کسیکه در شأن بزرگان نیست و لیاقت آن جایگاه را ندارد ولی خود را مهم نشان می دهد.🔸بالودَم بیدی گارَدَمِ وِنوم. Bāludam bidi gāradame venom. بالایت را دیدم پائین ترا هم خواهم دید.کنایه از افرادی است که قول و وعده بیهوده می دهند .🔸پییم اُوش سَئـ بالو شو. Piyæm ovæš sa: bālu šö. می خواهم آبش سر بالا برود؛ نوعی نفرینکنایه از اینکه بطور کلی آب آن قطع و خشک شود.🔸تِلَش تییا هُٰمبه بالوو مییه.Telaš tiyā hōmbæ bālu: miyæ. شکمش مانند خمره بالا آمده است.کنایه از افراد چاق و شکم گُنده است؛ نیز به خیک و کیسه بزرگ و جادار و نیز انبان و همیان هم گفته میشود.🔸تِلَش گُشت نُوش بالو اووده.Telaš göšt nö:š bālu u:dæ. شکمش گوشت نو بالا آورده است.کنایه از کسی است که چاق و چله شده و یا کسیکه پس از فقر و بینوائی ثروتمند گردیده است یا پس از گرسنگی سیر شده و گذشته خود را فراموش کرده است می گویند.@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۸۲ ( ادامه حرف ب- بالا) 🖌گردآورنده: عظیم پور اردستانی 🔡آوانگاری: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔸پییه دَس به کَشکه زانو خوٰد نِه هوٰ بَلَندِ بِه.Piyæ das be kaškæ zānü xōd ne hō balande be. بایستی دست به زانوی خودت بگذاری و بلند شوی.کنایه از اینکه انتظار کمک از دیگران نداشته باش و به نفس خود متکی باش.🔸طاناف هَئچی بَلَن بو وَئدَش سَئـ کَلووه. Tānāf ha:či balan bö va:daš sa: kalövæ. طناب هرچقدر بلند باشد وعده اش سرِکلو است .کنایه از اینکه بهرحال یک روزی عمل او را تلافی خواهم کرد یا سرانجام کار تو به من می افتد؛ به روایتی گذر پوست به دباغ خانه می افتد.« کلو» چوب دو شاخ سر شبیه عصا می باشد که سر طناب را به آن می بندند ؛ همچنین برای پایین کشاندن شاخه ها به هنگام برگ چینی درختان یا میوه چینی کاربرد دارد.🔸داره اِئوزُو هِئناقه. Dāræ e:vezo: he:nāqæ. دارد بلند می شود و می نشیند.کنایه از اضطراب و ناراحتی و نگرانی از موضوعی است .🔸رووا نقَد بَلَنده کِه ایتا حِشْتَم زوْ حُٰشکِه بو.Rövā næqad balandæ ke itā heštam zü hōške: bö. روزها اینقدر بلند است که یک خشت هم زود خشک میشود.کنایه از نهایت بلندی روزها و گرمای شدید در فصل تابستان است. 🔸سَئـ طاناف بَلَنده خاوری خانوم لَوَنده.Sa: tānāf balandæ xāværi xānom lavandæ. سر طناب بلند است و خاور خانم لَوَند است.کنایه از عشوه گری و طنازی بعضی از زنان سالخورده است که هنوز احساس غرور و جوانی می کنند..🔸کووه ها که خوجووِ کِرَن توره ها بَرِئشَن.Kövæhā ke xojove keran töræhā bare:šan. سگها که با صدای بلند حمله می کنند شغالها فرار می کنند.کنایه از ترس و وحشت افراد ناتوان در برابر افراد زورمند و زورگو است؛ یا افراد ترسو و بزدل با یک حمله فرار را برقرار ترجیح می دهند.🔸هَموم تفَق بَد هِنَکَتّه واویلاش بَلَندِ بییه.Hamom tæfaq bad henakattæ vāveylāš balande biyæ. هنوز اتفاق بد برایش رخ نداده واویلا راه انداخته است. کنایه از اینکه قبل از وقوع حادثه ماتم و سوگواری می کند. 🔸اُشتُرَم خُو زانوش بَلَندِه بو. Oštoram xo: zānüš balande: bö. شتر هم با زانوی خودش بلند میشود.کنایه از اینکه هر کسی بایستی بر توانائی و نیروی خودش تکیه کند و نه به کمک دیگران.🔸اِلٰاهِن جُٰف دوم که تو تووَه ریجَن هی اِروٰسِّیوٰ هِناقه.Elāhen jōf dom ke tö tova: rijan hey erōsseyō henāqe. الهی مثل دانه ایکه داخل تابه می ریزند بلند شوی و بنشینی .نوعی نفرین؛ کنایه از اینکه در زندگی آب خوش از گلویت پائین نرود و همیشه زجر و ناراحتی در زندگی داشته باشی. 🔸چو که تو چشمه (خالا) وِئکِره گَندَش وِشتَئـ بالوو شو. Čö ke tö čæšmæ(xālā) ve:kere gandaš vešta: bālu: šö. چوب که توی چشمه( خلا ) باز می کنی گندش بیشتر بالا می رود کنایه از اینکه دعواهای خصمانه هرچه بیشتر دنبال شود باعث بی آبروئی بیشتر طرفین دعوا می گردد.«چشمه» توالت های قدیمی رو باز را گویند.🔸حالا که تو خِزِنَه گوزه سالیئـ بی قُٰلش بالوو توره. Hālā ke tö xezena: göze sāli: bi qōlæš balu: töræ. هم اکنون که تو خزینه حمام می گوزی سال دگر قلش بالا می آید. کنایه از اینکه هر عملی که الان انجام می دهی نتیجه آنرا در آینده خواهی دید.🔸حُٰکم وچه از حُٰکم حاکمَم بالوتَره. Hōkm væčæ az hōkm hākemam bālutaræ حکم بچه از حکم حاکم شرع هم بالاتر است .کنایه از اینکه بچه با سماجت حرف خود را به کرسی می نشاند.🔸درَختِ کِه کج بالوو موٰ روس بِنَئبو. Dæraxte ke kaj bālu: mō rus bena:bö. درختی که کج بالا آمد راست نمی شود .کنایه از اینکه تربیت را بایستی در سن کودکی شروع کرد.🔸خدا سَئمووم بِه اندازه بالاپوش هِئده.Xodā sa:mu:m be endāzæ bālāpöš he:dæ. خداوند سرما را به اندازه بالاپوش می دهد. کنایه از اینکه خداوند به اندازه توانائی هر فرد از او مسئولیت می خواهد؛ یا اگر خداوند سختی می دهد قدرت تحمل آنرا هم به بنده می دهد؛ یا اینکه خدا به اندازه وسع هر کس توان می دهد.@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۸۱ ( ادامه حرف ب- باد)🖌گردآورنده: عظیم پور اردستانی 🔡آوانگاری : محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔸اگه بوٰچٰوسه جای بی دَء پِوِه وا. ægæ bōčōse jāy bi da: peve: vā. اگر باد درکنی جای دیگر پس می گوید.کنایه از اینکه راز نگهدار نیست.🔸ووو تو داماغش کَتّه.Vu: tö dāmāqæš kattæ. باد توی دماغ او افتاده است.کنایه از رفتار غرور آمیز و متکبرانه یا یاغی و سرکش شدن است؛ معمولاً به بچه الاغ که مرتب به این طرف و آن طرف می دود گفته میشود .🔸ووو (چو) تو کییه (لومه) دُٰندَه کِره.Vu:(čo) tö kiyæ (lomæ) dōnda: keræ. باد (چوب) در خانه (لانه) زنبور می کند.کنایه از کسی است که فتنه و آشوب به پا می کند.🔸ووو رِشْ کَتّه. Vu: reš kattæ. باد به آن افتاده است کنایه از حالت ظاهری انجیراست هنگامیکه شروع به رسیدن می کند.🔸نیسیم قِبلَه وِزه (توره ). Nisim qebla: vezæ (töræ). نسیم و باد قبله (باد جنوب) می وزد ( می آید.)کنایه از وزیدن باد خُنک و ملایم در فصل تابستان است. در گذشته که کمباین نبوده بوجارها بیشتر از باد قبله برای باد دادن خرمن گندم و جو استفاده می کردند. 🔸ووو بِکَئده. Vu: beka:dæ. باد کرده استکنایه از افرادی که کبر و غرور آنها را فراگرفته؛برای گوسفندانی که زیاد گندم و جو خورده باشند و شکم آنها حجیم شده و با اندکی آب باعث ترکیدن شکم و مرگ آنها شده باشد این اصطلاح را بکار می برند.🔸ووو بِه پیزی یوٰ دوم بِه دیزی. Vu: be pizi yō düm be dizi. باد به شکم دادن و روی به دیزی بودن. کنایه از زحمت کشیدن برای کسب سود بیشتر و نتیجه بهتر است.🔸نقَد ووو بِکئده کِه تَئسوم بِترکه. Næqad vu: beka:dæ ke ta:som betærækæ. اینقدر باد کرده که می ترسم بترکد.کنایه از تکبر و غرور است.🔸نقَد لُٰپش ووو داره کِه داره ترکه. Næqad lōpæš vu: dāræ ke dāræ tærækæ. اینقدر لپ او باد دارد که دارد می ترکد.کنایه از کینه و حسادت یا بغض و دشمنی طرف مقابل است.🔸ما شِن نَهومْ که چُٰسْلو ما جا بِجا کِره. Mā šen nahom ke čōslü mā jābejā keræ. من شن نیستم که گردباد مرا جابجا کند.پاسخی که با تهدید طرف مقابل است.🔸کَئـ خالی ووووِه دَه. Ka: xāli vu:ve: dæ. کاه خالی باد می دهد.کنایه از کار بی حاصل و بی نتیجه است.🔸قاء قاهه تاره ووومْ وارومِ تاره. Qā: qāhe tāræ vu:m vārome tāræ. حرف حرف می آورد و باد هم باران. کنایه از اینکه کلام و گفتار باعث ادامه کلام میشود؛ مشابه «سخن از سخن خیزد»@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی- ۳۸🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷« روسای فرهنگ بی تجربه و مضار رفتار های ناشیانه آنها»این چند روزه که اگرخدا بخواهد در کار تدوین مطالبی پیرامون« یادی از رؤسای معارف و فرهنگ در نگاه کویر» بوده ام, افکارم حول و حوش رفتار سبک سرانه بعضی روسای بیتجربه بود که آنان را از پای تخته سیاه کلاس درس برداشته و گچ و تخته پاک کن را از دستشان گرفته و پشت میزی نشانده اند که هیچ تجربهای درباره اداره آن نداشتهاند؛ برعکس غالب دیگر ادارات که سلسله مراتب را به تدریج طی میکنند و در هر مرحله تجربیات مقام بالاتر از خود عملاً فرا میگیرند تا میرسند به آن مقام که در آن پختگی کامل یافتهاند و در آن مقام کمتر شده که دچار خبط و خطا یا عملی حاکی از بیتجربگی شوند. ولی اینان که بعضاً در پست قبلی آنقدرها هم کار آمد و علاقمند به کار نبودند و گاهی از زیر کار در رو ، به همراه عده دیگر سعیشان در زیر آب زدن و بعضی تخطئه مسئولین کار آمد و خلاصه رفتار « باری به هرجهت» بوده و همواره با اینگونه سمت ها هم بیگانه بوده اند حالا که آمدهاند کاملا بی اطلاع از اوضاع و احوال و وظایفشان هستند؛ جایی که کارشان به آنجا رسید که حاج آقا جدلی گفتند:« طلبه ای میگفت من شانس دو چیز نداشتهام یکی آفتابه و دیگر آب». ما هم شانس رئیس فرهنگ نداشته ایم و غالباً در مجالس صحبت از خلافکاریهای رئیس فرهنگ ها بوده است به جز مجربین آنها که کمتر رفتارو اعمالی زننده داشتند، معهذا باز هم مورد انتقاد بودند.ادامه دارد....@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
"کشور قناعت "ازمـــا بریـــــده ای و نگویی به ما چرا؟ عنوان نمی کنی کـــه چــــه بوده است ماجرا؟ ازمـــا مگر بــه غیر محبت شنیده ای؟ یا سر زده است بـــی جهت از مـا مگر خطادلتنگ لحظه هــــــایِ خوشِ با تو بودنمتعجیل کـــن در آمــدن و زود تــر بیایادی کنید ازمـــــــن درمــانده در قغسای همرهان، کنون که جداییم از شمایک روز کلِّ شهر مـراجمله دوست بودامـــروز گشتـه ایــــــم و نجستیم آشنا در ذات این عجوزه نه مهــر است و نه وفا دلبنــد او مبـاش کـــــه بینی از او جفابــــر کشور قنـــاعت اگـــر افتدت گــذربینی کـــه فرق نیست میان شه و گداگفتا "پرستو "از چـه کنی ناله بی سببوقتی رسیده انچه به مـا بوده آن زمامرتضی امامی پرستو اردیبهشت ماه ۱۴۰۵۱۴۰۵/۲/۲۶
"پیک بهاران"تا ببینم رخ مـاهت بــه لبم جـــان آمدچشم بر هــم زدم و عمر به پایان آمدمشکل از توست که مهمان دل ما نشدیورنه غـــم را بنگر راحـت و آسان آمدانتظـار طــربی داشت دل خــــون شده امای دریغا کــه غمی تازه به مهمان امد گفتــم ای دل مشو همــراه پــــری رویان بازعاقبت رفت و دگـــر باره پشیمان آمداز سرلطف نگاهی بــه مــن انداز ای دوستشـاید آشفتگیِ حــــال بــه سامـــان امدبلبلا فصل خـــزان مــی گذرد ناله مکنمــژده امــد کــه زره پیک بهــاران امدجان سپاریم که جان را نبُوَد جان بی دوستجان به جان مــی رسد آن روز که جانان امدترسم از جـــا بکند هستی مـــا را روزی سیل اشکی کــــه شبی بـی تو به دامان آمدخــردوعـلم بگویش کــــــه طبیب است توراآن کـــه را درد بُوَد وز پی درمان امدصرف باطل نکند عمــر پرستو هر گزبس گـــران است، به چشم تـو گر ارزان امدمرتضی امامی پرستو بهمن ۱۴۰۴۱۴۰۴/۱۱/۲۵
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی- ۳۷🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶« در خصوص تحولات عاطفی و علایق باطنی »امشب در حالیکه سخت تحت تأثیر این اندیشه بودم که خاطرات را بصورت عذر تقصیرات می نویسم و بنویسم که همه را دوست دارم و به همه دوستان فرهنگی عشق می ورزم و اینها را همه لشکر حق می دانم و مامورین الهی که بر سر آن بوده اند یا مامور بوده اند که مرا از شر به خیر اندازند.چند شب قبل در حالتی خاص یادداشت کردم که بحمداله دری تازه برویم گشوده شده که همه را از الطاف الهی میدانم که یکباره صاحب فکر و اندیشه و عاطفه دیگری شدم که اگر خدای ناکرده، نوباوه ای هم علاقه ای بروز داد، روابط عاطفی خود را ابراز دارم و اینکه چه رفتار مساعد و صفا و خلوص باطنی و ظاهری برای او و در مقابل او باید داشته باشم و از من توقع داشته باشد که به فضل و لطف الهی در وریقه ای فهرست کرده ام.ادامه دارد....@bonyadeardeatan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۸۰ (حرف ب- باد)🖌گردآورنده: عظیم پور اردستانی 🔡🎤آوانگاری: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔸تییا مِلی وووش تو خوٰش خوٰسّه. Tiyā meli vu:š tö xöš xōssæ. مانند گربه باد توی خودش انداخته است.کنایه از فرد طلبکار است .🔸چُٰسلو بیگیرو جنش ده. Čōslü bigiro jænæš de. گردباد بگیر و او را زن بده . کنایه از اینکه بدون فوت وقت برای ازدواج دختر یا پسرت اقدام کن؛ یا اگر با کسی قصد ازدواج داری، فوراً اقدام کن.🔸چشش ووو بِکَئده. Čæšæš vu: beka:dæ. چشم او باد کرده است.کنایه از آدمهائی است که از شدت فقر و ناراحتی وضع زندگی آنها بهم ریخته است.🔸شالّا تِلَد ووو بِکِره.Šāllā telad vu: bekeræ. انشاءاله شکمت باد بکند.نوعی نفرین؛ یعنی بمیری.🔸شالّا ووو سام بِدبِره(بِدکُٰشه)Šāllā vü sām bedberæ.(bed kōšæ) انشاءِاله باد سام ببرتت (بکشتت) نوعی نفرین؛ باد سام باد سیاه و شدیدی بوده که در گذشته در شهرستان اردستان می وزیده است.🔸شالّا ووو یامان بِدبِره (یامان بیگیرِه)Šāllā vu: yāmān bedberæ (yāmān bigire) انشاالله باد یامان ترا ببرد ( یامان بگیری)نوعی نفرین؛ یامان مرضی بوده که اسبان می گرفته اند و اغلب به مرگ منتهی می شده است؛ باد یامان گویا باد شدید و گرمی بوده که از سمت جنوب شرق و از عربستان و یمن می وزیده است. 🔸وووهاشومْ تو ایتا سُٰرنا دِره. Vu:hāšom tö itā sōrnā deræ. بادشان توی یک سُرنا است .کنایه از اینکه با هم متحد و متفق هستند.🔸پشه کوری از ووووِ تَئسه. Pæšæ küri az vu:ve ta:sæ. پشه کوری از باد می ترسد.کنایه از اینکه کسی که خلاف کرده از قانون می ترسد؛ یا اینکه افراد ضعیف و ناتوان از افراد زورمند و قوی در هراسند.🔸وووش تو چشش کَئد.Vu:š tö čæšæš ka:d. باد توی چشمش کرد.کنایه از اینکه کلاه سرش گذاشت یا فریبش داد.🔸وووش تو قُٰلتِنَش خوٰسّه. Vu:š tö qōltenaš kōssæ. باد تو غبغب خود انداخته است.کنایه از کسی است که کبر و غرور او را فرا گرفته است. 🔸از وَسکه خاش چوٰسه وَء ووومْ ناقشته. Az vaske xāš čōsæ va: vu:m nāqæštæ. از بسکه خوش چس می باشد جلوی باد هم نشسته است.کنایه از فرد بی تربیت است که عیب خودش را حس نمی کند.🔸از هـَئـ طرف دَء که ووووِ توره وووشِه ده. Az ha: taraf da: ke vu:ve töræ vu:še: dæ. از هر طرف که باد می وزد آنرا باد می دهد.کنایه از آدمهای ابن الوقت است. مشابه، «بوجار لنجان»@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۳۶🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷« امتیازات دوره سوم »موارد متعددی را میتوان اشاره کرد.منجمله اول شدن آقای مهابادی در درس علوم و اول و دوم و سوم شدن بچه های منطقه که صدای دیگر مسولین امور تربیت بدنی استان را در آورده بود، در دروس معلومات عمومی و امور تربیتی مسابقات استان و جالبتر برد در دو و میدانی که قصه آن مفصل است و هر دو مورد پای زواره در میان است و اینها فراوان و پر طول و تفصیل است.« از همه ممنونم »در این جریانات نه تنها از کسی گله و شکایتی ندارم، که از همه امتنان هم دارم؛ همانطور که حضرت یوسف با چه دلسوزی و شوقی از برادرانش تشکر میکرد که اگر شما مرا به چاه نینداخته بودید، من به این درجات و مقامات نمی رسیدم و حالا هم در مصر نبودم که شما را از قحطی نجات دهم.یا آن اسداله خان در سریال پدرسالار که از کوچکترین عروسش آذر که موجب بر هم خوردن شیرازه خانواده شان شده بود، تشکر می کرد و میگفت که از او هیچ گله ای هم ندارم که باعث شد بچه هایم متکی بنفس بار آیند و روی پای خودشان بایستند و من هم خدا را شکر میکنم که زنده بودم و این حقایق را به چشم دیدم.ادامه دارد....@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی - ۳۵🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷« امتیازات دوره اول»از مزایا و فضیلت های کسب شده در این دوره آوردم که بیشتر همان اظهار لطف و محبت محصلین سابقمان در مواضع و مواقع مختلف بود که آقای محمد نقیان و بعد آقای دکتر عماد اثنی عشری ( فروهر) را یاد آوری کردم و تقدیر سال ۹/۹ ۱۳۲۹ دکتر کریم ناظمی.« امتیازات دوره دوم »و آن امتیاز معلمی درس شیمی برای من بود که درآن سال برای همان یکبار امتحانات را بصورت مسابقه هم برگزار کردند که نفرات اول تا ششم در میان ۲۱۲ نفر تمام حوزهها ی اردستان از مدرسه باشد به اضافه آنکه محصلین مدرسه ما در مجموع دروس حساب ، هندسه ، املا( دیکته) و مشق خط هم ( که این یکی جزو دروس شفاهی محسوب میشد) اول شده بودند و تنها در درس کتبی انشا مدرسه دیگر اول شده بود که تقدیر نامه هایش گواه صدق این مدعاست.ادامه دارد...@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۷۹ (ادامه الف- الاغ) ✍گردآورنده: علیرضا عظیم پور اردستانی 🔡🎤آوانگاری: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 🔸خدا اگه خِرش هِـنَداهه توانش هِداهه. Xodā ægæ xeræš henadāhæ tavānæš hedāhæ. خدا اگر خر بمن نداده ، توان که داده است. کنایه از اینکه اگر خدا وسیله ای بمن نداده است توان داده که با دست خودم کارها را انجام دهم. 🔸خِئـ دُٰزِّکی پانه که هِیش پِش بووان(خِئـ نَرو بِه ایتا هیش بَنده) (مائتل ایتا هیشه)Xe: dōzzeki pānæ ke hiš peš buvān (Xe: narö be itā hiš bandæ)(mā:tæl itā hišæ) خر دزدکی زیر نظر دارد که چه زمانی به او هیش بگویند.(خرو نرو به یک هیس بند است.)(معطل یک هیس است) کنایه از آدمهای تنبل و زیر کار در رو است که پی بهانه می گردند تا از کار دست بکشند. 🔸خِئـ شَل کِرِء نداره. Xe: šal kere: nadāræ. خر شل و لَنگ و معیوب کرایه ندارد . کنایه از اینکه فردی که کارائی ندارد مزد هم به او تعلق نمی گیرد. 🔸خِئـ مییوم رَء دَسمُٰز نداره. Xe: miyom ra: dasmōz nadāræ. خر میان راه دستمزد ندارد. کنایه از اینکه کاری که ناتمام و ناقص است بایستی کامل انجام گیرد تا مفید و قابل استفاده باشد یا دستمزد به آن تعلق گیرد. 🔸خِئـ نَئشو پَش بوم دَ بِسره. Xe na:šö paš bom da besaræ. خر نمی رود پشت بام خانه عرعر کند کنایه از کار نابجا انجام دادن است، همچون داد و فریاد بلند که باعث آزار و اذیت مردم می شود. 🔸خِئـ هَئکی بِبو یَشَم هِنَئده. Xe: ha:ki bebö yašam hena:dæ. خر هر کس بشود جو هم به او نمی دهند. کنایه از فردی است که از مقام و موقعیت افتاده باشد. .🔸خِئـ کارِ کِرُو یابوو خوٰره. Xe: kāre kero: yābu: xōræ. خر کار می کند و یابو می خورد. کنایه از کار کردن از کسی و بهره بردن توسط کس دیگر یا نردبان ترقی کسی شدن است. 🔸دُٰنیا محل خِئـ پُٰل بیگیرییه. Dōnyā mahal xe: pōl bigiriyæ. دنیا محل خر پل گیری است. کنایه از اینکه دنیا محل امتحان و آزمایش است. 🔸دِو(دِب) بِه شاخَدِ وُنوم، اُشتُو بِه داغَدِ کِروم، خِئـ بِه نالَدِ کِروم.Dev (deb) be šāxade vonom, ošto: be dāqade kerom, xe: be nālade kerom. دیو باشی شاخت را می بُرم، شتر باشی داغت می کنم، خر باشی نعلت می کنم. کنایه از افراد گردن کلفتی است که منم می کنند ولی میان تهی هستند. @bonyadeardestan🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - شماره ۷۷ (ادامه آ ) ✍گردآورندگان: علیرضا عظیم پور اردستانی و دیگر پژوهشگران 🔡🎤آوانگاری : محمدعلی بقایی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 📌آخور 🔸پَشْتَشْ به آخُو کَئده.( طعنه) Paštaš be āxo: ka:dæ. پشت خود را به آخور کرده است. کنایه…✴️ضرب المثل های اصیل ویژه گویش اردستانی - ۷۸ (ادامه آ) ✍گردآورنده: علیرضا عظیم پور اردستانی و دیگر اردستان پژوهان 🔡🎤آوانگاری: محمدعلی بقایی🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶📌 آرد🔸" پَشتَد مِره که وُٰ نمک تو اووت خوٰس"Paštad meræ ke vō namak tö u:t xōs. پشتت را به مرد کن و نمک به آرد اضافه کن .کنایه از صرفه جویی و تدبیر منزل توسط زنان است.(راوی:احسان الله هاشمی)📌 آخور 🔶آدم پییه آخِئـ وِنه بو نَه آخُو وِنه. Ādm piyæ āxe: venæ bö na āxo: venæ. آدم باید آخر بین باشد نه آخور بین.کنایه از کسانی است که همیشه فقط در طلب منفعتی آنی هستند و عاقبت خود و دیگران را نادیده می گیرند. مضمون «طلب منصب فانی نکند صاحب عقل، عاقل آنست که اندیشه کند پایان را» (سعدی)(راوی:مهدی فدایی) 📌آستر🔶 اوسَّئـ دومه گوشتِ داره.Ussa: dümæ göšte dāræ. آستر را رویه نگاه میدارد.کنایه از صرفه جویی و تدبیر منزل توسط زنان است .(راوی:احسان الله هاشمی)🔶جـا نـومـو اُوِ کیشَـن، نـه اوسَّـرَنوٰ نـه دومه ،مِث مور خاش خط و خال باطنشوم خدا زونـه. Jā numu ove kišan, na ussaranō na dümæ, mes mur xāš xato xāl bātænašom xodā zönæ. جا نماز آب می کشند، نه آستر هستند نه رویه. [پشت و روی آنها معلوم نیست.]کنایه از دو رو بودن است: مشابه « مار خوش خط و خال هستند»، یا «باطنشان را فقط خدا می داند.»(راوی: مهدی فدایی) 📌آشغال🔶آشغال تو چشَم ویره. Āšqāl tö čæšam viræ. یعنی آشغال در چشمم رفته .کنایه از خجالت زده بودن به واسطه محبت طرف مقابل است. ضمنا وقتی هم که شخصی بخشش کمی انجام داده باشه این اصطلاح را به کار می رود.(راوی: منیژه مومن زاده)🔶 تو چشَم کِروم یا بُخوٰروم. Tö čæšam kerom yā boxōrom. یعنی تو چشمم بریزم یا بخورم. کنایه از بخشش کمِ طرف است. (راوی: منیژه مومن زاده)📌 آهن🔶 آهن سردِ کوفه؟Āhan sarde köfe? به آهن سرد می کوبی؟ کنایه از اینکه داری خودت را خسته می کنی، یا راه به جایی نمی بری.(راوی:علی جلالی)🔶آهَـن آهَـنِ وونه. Āhan āhane vonæ. آهن، آهن را می بُـرد. کنایه از اینکه انسان اسیر اعمال خویش است.مشابه «پا بُٰز خُو مو خوٰش هِـئبَنْدَنْ»(پای بز را با موی خودش می بندند.) یا: «شغال بیشه مازندران را ، نگیرد جز سگ مازندرانی»یا «سَنگ سنگِ تِـمَـره»(سنگ سنگ را می شکند)یا «گِـل مَئوا مال بوم مَئوا» با (گِـل مهاباد متعلق بام مهاباد است)(راوی : مهدی فدایی) 📌 آتش 🔶 اَتَش جِئـ پاش ایسّه. Ataš je: pāš issæ. آتش زیر پایش است.کنایه از افراد عجولی هستند که یک جا بند نمی شوند.✍ راوی منیژه مومن زاده📌 آسیاب🔶 اُوروٰ پسّو.O:rævō pæssu. آسیاب است و نوبت. به مضون:بگیر ازدهن خلق حرف را زنهار به آسیا رسی پاسدار نوبت را (راوی: احسان الله هاشمی)@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
📚فهرست ۴۷ مقاله مندرج در «اردستان نامه، جلد ۵، مجموعه مقالات استاد مرتضی شفیعی اردستانی» ، تدوین : عباس علینقی زاده ، نشر آیه و ایینه، تابستان ۱۴۰۵برای سفارش این اثر نقیس با جناب علینقی زاده با شماره ۰۹۱۲۳۸۷۶۰۴۹ تماس حاصل فرمایید.📘📗📕📒📔📗📘بخش اول : جغرافیا و تاریخ اردستان 🔸جغرافیای تاریخی اردستان 🔸کوهها، رودخانه ها و چشمه های اردستان 🔸قحطیها و گرانی ها در اردستان 📗بخش دوم : گویش محلی 🔸گویش اردستانی 🔸فهلویات اردستانی 🔸ترانه های محلی اردستان 📕بخش سوم : آثار تاریخی و باستانی 🔸محوطه ها و تپه های باستانی شمال اردستان و سنگ نگاره های مزرعه رحیم آباد 🔸مسجد جامع اردستان 📙بخش چهارم : مشاهیر و مفاخر: قدما 🔸خوشنویسان و هنرآفرینان اردستان 🔸تخت فولاد اردستان 🔸مجیرالملک اردستانی 🔸دهدار ابوعلی زواره ای اردستانی 🔸پیر مرتضی علی اردستانی 🔸پیر جمال اردستانی 🔸استاد حیدرعلی معمار اردستانی 🔸مصطفی خان اردستانی 🔸ذوقی اردستانی 🔸میرجمله شهرستانی و میرجمله اردستانی 🔸میرجمله اردستانی 🔸ملا معز اردستانی 🔸میرزا جلالا طباطبائی زواره ای اردستانی 🔸میر علی اکبر حسینی اردستانی 🔸مولانا محمدصادق اردستانی 🔸نگاهی به شخصیت، آثار، اعقاب و احفاد مولانا محمدصادق اردستانی 🔸میرزا محمدعلی اردستانی 🔸شرح حال سید حسین مجمر طباطبائی زواره ای 📘بخش پنجم : مشاهیر و مفاخر: معاصرین 🔸پیزری اردستانی 🔸حاج معدل السلطان اردستانی 🔸مدرس کهنگی 🔸نگاهی به زندگی و احوال میرزا ابوالفضل مهابادی 🔸زندگینامه استاد سید محمد محیط طباطبایی 🔸زندگانی و احوال سید احمد یزدانبخش طباطبایی کهیازی 🔸یادی از استاد امین الله احسانی اردستانی 🔸یادی از زنده یاد استاد محمد گلبن کهیازی 📗بخش ششم : معرفی روستاها 🔸کچومثقال نگینی میان کوه و دره 🔸فران: روستای فرّ و دانش 📕بخش هفتم : بررسی و معرفی آثار و کتابها 🔸آقا شیخ محمدعلی کچوئی مؤلف انوار المشعشعین 🔸نظر دکتر احسانی طباطبائی اردستانی درباره قصیده معجزیه ناطق اصفهانی 🔸بیان حقایق احوال المصطفی پیر جمال اردستانی 📙بخش هشتم : آثار متفرقه 🔸دو نظر متفاوت فقهی در مورد موقوفات مدرسه لطفعلی خان ترشیزی 🔸ساختن سماور در ایران و سماورساز نگون بخت 🔸دکتر سید ارسطو خان علاج طبیب معالج پروین اعتصامی 🔸مهرهای اهدایی دکتر نیری اردستانی به موزه ملی ایران 🔸وکلای اردستان در مجلس 🔸صدور نخستین شناسنامه در اردستان و در زواره 🔸کانون بازنشستگان اردستان @bonyadeardestan@ardestanketab📘📗📕📒📙
✴️ «ولوله»(برگردان شعری طنز گونه از فارسی به گویش اردستانی)🖌 سرایش و خوانش: داوود نادمی اردستانی (شمع) 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶مآ دوتع خیرء سِع روو گعدِنِم کلفتءمن دختری خیره سر هستم گردنم کلفت استهَر جآ کع پآم بِع رِسوو ول وِلم بو خوسعِهرجا که پایم رسید ولوله به راه میاندازم🔶پی یِع رِئم وتِش دوتء بو روو عآروس بعِپدرم میگفت دختر بیا و عروس شومآ ووتِم پی یِع رعِ مآ نی قآهآ موفتءمن میگفتم پدر من این حرفها بیخود است🔶حآلا چِل سآلهء بِع بوو آخوع تو کِی یِعحالا جهل ساله شدم نشستم توی خانهاِبی گی نَع تورِعِ شووم گی روو بِهوعءدیگر شوهر گیر نمیاید و میگیرم بهانه🔶نی لِطآفِتء دومم حالآء بی شی یعِاین لطافت از صورتم حالا رفتهتآزء فع مووم پی یِع رِم روسسشبع وتعِتازه میفهمم که پدرم راستش را میگفت@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶
✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۳۳ ❤️تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 دوره سوم: که آن دو سال اول را باید دنباله همان چهار سال دانست که دوره خیلی بدی بود و پایان دوره فترت که چه جدال و جهادی با دیو نفس یا شیطان فترت و الخناس های روزگار داشت که بعد که…✴️خاطرات فرهنگی استاد سید احسان اله هاشمی -۳۴🖌تدوین: علی جلالی 🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶و در این دوره (۱۳۴۰-۴۲) است که سرم را در مقابل محصلین این دوره بالا می گیرم و براستی کمتر بذهنم می رسد که از کسی شرمساری داشته باشم و در باره او قصوری یا تقصیری روا داشته ام و همه را به فضل و لطف الهی سخته و پخته و سنجیده و حساب شده گذراندیم که در آن صحنه هایی از لطف و فضل الهی را دیده و لمس کرده ام.البته باز آن دو سال اول این دوره را باید جزو همان دوره های قبلی به حساب آورد. از اول سال تحصیلی ۱۳۴۲-۴۳ که دوره تجدید حیات ورزشی آغار شد و بقول آن استاد که:« موفقیت در صحنه های ورزشی به شخص اعتماد به نفس مخصوص می دهد » که فکر نکنم دیگران این مرحله را لمس کرده یا احساس نموده باشند و لذاست که از آن دسته کسان می خواهم که یا این مطلب را بخوانند و کنار بگذارند یا اگر خواندند و خواستند از آن رمزی از تحولات فرهنگی دریابند، در باره آن از اظهار نظر خودداری کنند مگر با نگاه صد در صد خوش بینی.ادامه دارد....@bonyadeardestan🔶🔷🔶🔷🔶🔷