بخش «ما هیچ، ما نگاه» آخرین دفتر از هشت کتاب سهراب سپهری است و بسیاری آن را پختهترین و عمیقترین م…
انتشار: 2026/08/02 05:17 UTCدریافت: 2026/08/15 04:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 04:47 UTC
بخش «ما هیچ، ما نگاه» آخرین دفتر از هشت کتاب سهراب سپهری است و بسیاری آن را پختهترین و عمیقترین مرحله اندیشه او میدانند. اگر بخواهم فلسفه آن را در یک جمله خلاصه کنم:انسان زمانی به آرامش نزدیک میشود که از «مالک بودن» و «منِ پرهیاهو» فاصله بگیرد و فقط با چشمانی باز، جهان را ببیند.اما این جمله به تنهایی حق مطلب را ادا نمیکند.«ما هیچ» یعنی چه؟در نگاه اول ممکن است تصور شود سهراب میگوید انسان بیارزش است؛ اما منظور او اصلاً این نیست.«هیچ» در شعر او، بیشتر به معنای خالی شدن از خودخواهی، قضاوت، پیشداوری و تعلقات است.او میگوید:وقتی ذهن ما پر از اینهاست:من از او بهترم.این مال من است.باید موفقتر باشم.چرا او این را گفت؟چرا گذشته اینگونه شد؟آینده چه میشود؟دیگر فرصت دیدن خود زندگی را از دست میدهیم.«هیچ» یعنی ذهنی که از این شلوغیها سبک شده است.«ما نگاه» یعنی چه؟اگر «هیچ» مرحله خالی شدن باشد،«نگاه» مرحله پر شدن است.اما نه با فکر،بلکه با دیدن.سهراب بارها از «دیدن» حرف میزند، نه از «دانستن».او معتقد است ما معمولاً دنیا را نمیبینیم؛ فقط آن را تفسیر میکنیم.مثلاً به یک درخت نگاه میکنیم و میگوییم:چنار است.از نظر سهراب، این دیگر دیدن نیست؛ فقط نامگذاری است.دیدن واقعی یعنی درخت را بدون عجله، بدون برچسب و بدون قضاوت تجربه کنیم.چرا نگاه؟زیرا نگاه، از نظر او، نخستین ارتباط انسان با جهان است.کودک قبل از آنکه حرف بزند،قبل از آنکه قضاوت کند،فقط نگاه میکند.شاید به همین دلیل است که در شعرهای سهراب، کودکان، آب، پرنده، درخت و باران جایگاه ویژهای دارند؛ آنها هنوز جهان را بیواسطه تجربه میکنند.ارتباط با فلسفههای شرقیسهراب سالها با اندیشههای بودایی، ذن، تائوئیسم و عرفان شرقی آشنا بود.در ذن گفته میشود:«ذهن خالی، آینه است.»وقتی آینه غبار نداشته باشد، همه چیز را همانگونه که هست نشان میدهد.«ما هیچ» بسیار به همین مفهوم نزدیک است.آیا «ما هیچ» یعنی بیعملی؟خیر.این یکی از سوءبرداشتهای رایج است.سهراب نمیگوید:کاری نکن.هدف نداشته باش.تلاش نکن.بلکه میگوید:کار کن،اما اسیر نتیجه نشو.دوست بدار،اما مالک نباش.زندگی کن،اما مدام خودت را مرکز جهان تصور نکن.ارتباط با جمله بروس لیچندی پیش جملهای از بروس لی را با هم مرور کردیم:«آرامش پیدا کردنی نیست. انتخابش میکنید، با چیزهایی که نادیده میگیرید، یا چیزهایی که رها میکنید، یا چیزهایی که دیگر به آنها انرژی نمیدهید.»جالب است که این جمله از نظر روح اندیشه، بسیار به «ما هیچ، ما نگاه» نزدیک است.بروس لی بر رها کردن تأکید میکند؛ سهراب بر خالی شدن.بروس لی میگوید انرژی خود را صرف هر چیزی نکن؛ سهراب میگوید وقتی از هیاهوی ذهن فاصله بگیری، نگاهت شفاف میشود.ارتباط با کریشنامورتیشما قبلاً درباره کریشنامورتی هم پرسیده بودید. او جملهای دارد که میگوید:«دیدن، بدون قضاوت، بالاترین شکل هوش است.»این جمله شاید نزدیکترین بیان فلسفی به «ما نگاه» باشد.سهراب نیز بارها از دیدنی سخن میگوید که پیش از تفسیر و قضاوت اتفاق میافتد.یک مثال سادهفرض کنید دو نفر کنار یک رودخانه ایستادهاند.نفر اول میگوید:«این رودخانه کمآب شده، سال قبل بهتر بود، اگر سد را بالاتر میساختند...»نفر دوم فقط به صدای آب گوش میدهد، انعکاس نور را روی موجها میبیند و نسیم را حس میکند.از نگاه سهراب، نفر دوم به «نگاه» نزدیکتر است.نه چون دانای بیشتری است، بلکه چون پیش از تحلیل، حضور دارد.برداشت شخصی من از «ما هیچ، ما نگاه»به گمان من، این دفتر دعوت به انفعال یا کنارهگیری از زندگی نیست؛ بلکه دعوت به تغییر کیفیت حضور در زندگی است. سهراب نمیخواهد «من» را نابود کند، بلکه میخواهد «منِ شلوغ و مدام در حال قضاوت» را آرام کند تا انسان بتواند واقعیت را بیواسطهتر تجربه کند.شاید به همین دلیل است که این دفتر، با وجود زبان ساده و تصاویر طبیعی، برای بسیاری از خوانندگان، حالتی آرامبخش دارد؛ زیرا بیش از آنکه درباره جهان سخن بگوید، درباره شیوه نگاه کردن ما به جهان سخن میگوید. همین نگاه است که در نهایت، عنوان کتاب را معنا میبخشد: «ما هیچ، ما نگاه»؛ یعنی هرچه از هیاهوی «من» کاسته شود، جای بیشتری برای «دیدن» باقی میماند.