امپراتوری بر اساس قواعد اخلاقی بازی نمیکند🔻 ایالات متحده و نظم غربی با همه کشورها به یکسان رفتار…
انتشار: 2026/07/18 19:20 UTC
امپراتوری بر اساس قواعد اخلاقی بازی نمیکند🔻 ایالات متحده و نظم غربی با همه کشورها به یکسان رفتار نمیکنند. آنها معمولاً کشورهایی را که فقیر، ضعیف و از نظر راهبردی کماهمیتاند، نادیده میگیرند؛ اما بر دولتهایی فشار وارد میکنند که از منابع، موقعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت تبدیلشدن به قدرتی مستقل برخوردارند.🔹 در برابر دولتهای دارای سلاح هستهای، با احتیاط بیشتری عمل میکنند؛ زیرا رویارویی مستقیم میان قدرتهای بزرگ هستهای میتواند به بحرانی خارج از کنترل بینجامد. از همین رو، واشینگتن میتواند با روسیه و چین در عرصههای سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی رقابت و تقابل کند، بیآنکه وارد جنگ مستقیم با روسیه شود. هزینه و مخاطره چنین جنگی بسیار سنگین است.🔹 دسته دیگری نیز وجود دارد: کشورهایی که نمیتوان آنها را نادیده گرفت، اما در عین حال بهطور کامل در نظم غربی ادغام شدهاند. آلمان، ژاپن و فرانسه از این دستهاند. این کشورها، با وجود وزن اقتصادی و توان صنعتی چشمگیر، از منظر سیاسی وابستگیهایی دارند و استقلال راهبردی کامل ندارند؛ ازاینرو، در چارچوب محدودیتهایی عمل میکنند که با رهبری ایالات متحده سازگار است.🔹 ایران هیچگاه اجازه نیافت بهطور کامل در چنین جایگاهی قرار گیرد. حتی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ نیز فشارها وجود داشت. ایالات متحده و شرکایش در برابر توسعه راهآهن، گسترش صنایع سنگین و توسعه صنعت فولاد ایران مانعتراشی میکردند؛ زیرا این حوزهها صرفاً پروژههایی اقتصادی تلقی نمیشدند، بلکه اهمیتی راهبردی داشتند. از این منظر، مسئله اصلی صرف توسعه نبود، بلکه میزان استقلال ایران بود.🔹 در غرب آسیا، راهبرد قدرتهای غربی طی دهههای گذشته بر حفظ نظمی منطقهای استوار بوده که در آن منافع نظامی و اقتصادی غرب، بهویژه امنیت مسیرهای انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی منطقه، نقش محوری دارد. در چارچوب این نظم، ساختار نظامی ـ امنیتی اسرائیل بهمثابه پایگاه پیشرفته غرب در منطقه عمل میکند؛ ساختاری که با حمایت مالی، سیاسی و نظامی تقویت میشود تا توازن قدرت مطلوب غرب حفظ شود.🔹 در چنین نظمی هیچ قدرت منطقهای مستقلی نباید از حدودی که غرب تعیین میکند، فراتر رود. این همان واقعیت بنیادین است: مسئله، آزادی نیست، بلکه کنترل است؛ مسئله، دموکراسی نیست، بلکه سلسلهمراتب قدرت است؛ و آنچه «جنگ با تروریسم» نامیده میشود، در عمل بخشی از سازوکار حفظ این نظم تلقی میشود.🔹 تناقض بنیادین پروژه مدرن غرب در این است که از یک سو پیوسته از حقوق بشر سخن میگوید، اما از سوی دیگر بخش بزرگی از جهان پیامدهایی چون تحریم، مداخله نظامی، بهرهکشی از منابع، اشغال، محاصره، مجازات جمعی و جنگ را تجربه میکند؛ آن هم در مواردی که این اقدامات در خدمت منافع ژئوپلیتیکی قدرتهای غربی قرار میگیرند.از این منظر، قدرت غرب را نباید معادل «تمدن» دانست.


