به پای علف هرز هر چقدر آب و کود بریزی ...برایت میوه نمی آورد ... مراقب باش ...برای چه کسی و چه چیزی…
انتشار: 2026/08/12 05:03 UTCدریافت: 2026/08/13 22:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 22:40 UTC
به پای علف هرز هر چقدر آب و کود بریزی ...برایت میوه نمی آورد ... مراقب باش ...برای چه کسی و چه چیزی وقت میذاری ..درودچهارشنبه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — بید مجنون
به خوابم آمدی با روی خندانگرفتم از دوچشمان تو من جاندر این صبح دل انگیز و مفرحچه قندی برتر از عشقت به دندان#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975
زندگی کن ؛به شیوه خودت،باقوانین خودتباباورهاوایمان قلبی خودتمردم دلشان میخواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشندبرایشان فرقی نمی کند چگونه هستیهرجورکه باشی حرفی برای گفتن دارند....دروددوشنبه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما خوبانمهشید(دوشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که سرشار از رویدادهای بهیادماندنی و شادیهای بیپایان باشد.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۳۰لشگرکشیهای خسرو پرویز هرچند که در وهله اول موفق به نظر میرسیدند، در حقیقت باعث فرسودهشدن ارتش ایران و تهی شدن خزانه و گنجینه ایران شدند. خسروپرویز در تلاشی برای بازسازی خزینه ملی، مالیاتها را بالا برد. در نتیجه، هراکلیوس (۶۱۰-۶۴۱) فرصت غنیمت شمرده و تمامی منابع باقیمانده امپراتوری خراب و ویرانشدهٔ خود را جمع کرد، ارتشش را سازماندهی کرد و یک ضدحمله جالب توجه را تدارک دید. در بین سالهای ۶۲۲ تا ۶۲۷، او در آناتولیه و قفقاز علیه ایرانیها لشگرکشی کرد.در یک رشته از جنگها در برابر ایرانیها که تحت فرماندهی خسرو، شهروراز شاهین و شهرپلاکان بودند، به پیروزی رسید، معبد بزرگ زرتشتیان در گنزک را به تارج برد و با خزرها و خاقانات غربی ترک هم همپیمان شد.در سال ۶۲۶، قسقنطنیه، به محاصره نیروهای اسلاوها و آوارها درآمد که توسط ارتش ایران تحت فرماندهی شهروراز واقع در آنسوی Bosphorus پشتیبانی میشد، اما ناوگان بیزانس، از تمامی تلاشها برای پیشروی کردن ایرانیها در آن سوی تنگه جلوگیری کرد و در نهایت محاصره با شکست پایان یافت و امپراتوری روم از فروپاشی نجات یافت. در سال ۶۲۷-۶۸، هراکلیوس یک لشگرکشی زمستانی به میانرودان انجام داد و با وجود عزیمت کردن همپیمانان خزر خود، ارتش ایران تحت رهبری Rhahzadh را در جنگ Nineveh شکست داد. سپس به طرف پایین تیگریس راهپیمایی کرد، آنجا را ویران کرد و کاخ خسرو در دستگرد را تاراج کرد. با تخریب کردن پلی بر کانال نهروان به او اجازه حمله به تیسپون داده نشد، او پیش از صرف نظر کردن از Diyala در شمال غربی ایران، تاخت و تازهای دیگری هم انجام داد.تأثیر پیروزیهای هراکلیوس، ویران شدن ثروتمندترین قلمروهای ساسانیان، و تخریب شرمسارانه اهداف مهم و جالب توجه مثل گنزک و دستگرد، به طرز چشمگیری به شرافت خسرو و پشتیبانی اشراف ایرانی از او آسیب زد. در اوایل سال ۶۲۸، خسرو توسط فرزندش قباد دوم (۶۲۸) سرنگون و کشته شد. قباد دوم بالافاصله پایان جنگ را اعلام کرد، با پس دادن تمامی قلمروهای گرفته شده از روم موافقت کرد. در سال ۶۲۹، هراکلیوس چلیپای راستین را با برگذاری یک آیین شکوهمندانه به اورشلیم برگرداند. قباد در عرض چند ماه کشته شد، به دنبال آن جنگ داخلی و هرج و مرج ایران را فرا گرفت. در طی یک دوره چهارساله و جلوس کردن پنج پادشاه پیاپی، از جمله دو دختر خسرو دوم و سپهبد شهروراز، شاهنشاهی ساسانی به طرز قابل توجهی ضعیف شد. قدرت دولت مرکزی به سردارهای ارتش واگذار شد. چندین سال طول میکشید تا یک پادشاه قدرتمند از دل یکسری کودتاها سربرآورد، و ساسانیان هیچگاه مجال این را نیافتند که کاملاً نیروی خود را بازیابند.در بهار ۶۳۲، یزدگرد سوم، یکی از نوههای خسرو نخست، که مخفیانه در استخر زندگی میکرد، به تخت شاهنشاهی نشست. در همان سال، نخستین قبیلههای مهاجم عرب، که حالا تحت پرچم اسلام با هم متحد شده بودند، به قلروهای ساسانی رسیدند. بر طبق گفته ی Howard-Johnston، سالها جنگ و خونریزی هم ایرانیها و هم بیزانسیها را ضعیف و فرسوده کرده بود. ساسانیان علاوه بر آن بر اثر زوال اقتصادی، مالیاتستانی سنگین از مردم، آشوب دینی، طبقهبندی اجتماعی سختگیرانه، قدرتگیری فزاینده زمینداران ایالتی، و سرنگونی پیدرپی شاهان، حتی ضعیفتر از پیش شدند، که باعث تسهیل شدن تسخیر ایران توسط اعراب شد.ساسانیان هرگز یک مقاوت تأثیرگذار علیه فشاری که ارتشهای اولیه اعراب ایجاد کرده بودند، از خود نشان ندادند. یزدگرد که یک پسربچه بود و کاملاً تخت لوای مشاورین قرار داشت و توانایی این را نداشت که یک کشور پهناور که به پادشاهیهای فئودالی کوچک تجزیه شده بود را متحد کند، با وجود این حقیقت که بیزانسیها که تحت فشارهای مشابه از سوی اعراب بودند، دیگر تهدیدی محسوب نمیشدند. فرماندهٔ، خلیفه ابوبکر، خالد ابن ولید، عراق را در طی چندین جنگ برقآسا تسخیر کرد. او که در سال ۶۳۴ به جبهه سوریه برای جنگ علیه بیزانسیها رفته بود، جانشینش او را به هنگام نیاز یاری نکرد و مسلمانان در جنگ پل در سال ۶۳۴ شکست خوردند، که با پیروزی ساسانیان به پایان رسید. با این حال، تهدید اعراب متوقف نشد و کمی بعد ارتشهای منضبط خالد بن ولید مجدداً سربرآوردند. خالد بن ولید یکی از صحابههای محمد، پیامبر اسلام و فرمانده ارتش اعراب بود.در سال ۶۳۷، یکی از ارتشهای مسلمانان تحت فرماندهی خلیفه عمر بن خطاب یکی از ارتشهای بزرگ ایرانیان تحت فرماندهی سرلشگر رستم فرخزاد را در دشتهای قادسیه شکست داد و به سوی تیسپون پیشروی کرد، خود تیسپون پس از یک محاصره طولانیمدت سقوط کرد و به دست اعراب افتاد. #ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما همراهانِ همیشگیمهرشید(یکشنبه)، بر شما فرخنده و خجسته باد؛باشد که همراهِ بهترین و زیباترین رویدادها سپری شود.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975


