
تنها کانال رسمی دلنوشته های ادبی هنری (#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد)با مدیریت خود نویسنده و نوشته های برگزیده از دیگر اساتید ادبی و موسیقی های ایرانی و کلیپ های شاد و آموزشیهرگونه پیشنهاد و انتقاد را میتوانید با وارد شدن به گروه بید مجنون ارائه کنید
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 156 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 156 پست مشاهدهشده و 2 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
به خوابم آمدی با روی خندانگرفتم از دوچشمان تو من جاندر این صبح دل انگیز و مفرحچه قندی برتر از عشقت به دندان#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975
زندگی کن ؛به شیوه خودت،باقوانین خودتباباورهاوایمان قلبی خودتمردم دلشان میخواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشندبرایشان فرقی نمی کند چگونه هستیهرجورکه باشی حرفی برای گفتن دارند....دروددوشنبه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما خوبانمهشید(دوشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که سرشار از رویدادهای بهیادماندنی و شادیهای بیپایان باشد.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۳۰لشگرکشیهای خسرو پرویز هرچند که در وهله اول موفق به نظر میرسیدند، در حقیقت باعث فرسودهشدن ارتش ایران و تهی شدن خزانه و گنجینه ایران شدند. خسروپرویز در تلاشی برای بازسازی خزینه ملی، مالیاتها را بالا برد. در نتیجه، هراکلیوس (۶۱۰-۶۴۱) فرصت غنیمت شمرده و تمامی منابع باقیمانده امپراتوری خراب و ویرانشدهٔ خود را جمع کرد، ارتشش را سازماندهی کرد و یک ضدحمله جالب توجه را تدارک دید. در بین سالهای ۶۲۲ تا ۶۲۷، او در آناتولیه و قفقاز علیه ایرانیها لشگرکشی کرد.در یک رشته از جنگها در برابر ایرانیها که تحت فرماندهی خسرو، شهروراز شاهین و شهرپلاکان بودند، به پیروزی رسید، معبد بزرگ زرتشتیان در گنزک را به تارج برد و با خزرها و خاقانات غربی ترک هم همپیمان شد.در سال ۶۲۶، قسقنطنیه، به محاصره نیروهای اسلاوها و آوارها درآمد که توسط ارتش ایران تحت فرماندهی شهروراز واقع در آنسوی Bosphorus پشتیبانی میشد، اما ناوگان بیزانس، از تمامی تلاشها برای پیشروی کردن ایرانیها در آن سوی تنگه جلوگیری کرد و در نهایت محاصره با شکست پایان یافت و امپراتوری روم از فروپاشی نجات یافت. در سال ۶۲۷-۶۸، هراکلیوس یک لشگرکشی زمستانی به میانرودان انجام داد و با وجود عزیمت کردن همپیمانان خزر خود، ارتش ایران تحت رهبری Rhahzadh را در جنگ Nineveh شکست داد. سپس به طرف پایین تیگریس راهپیمایی کرد، آنجا را ویران کرد و کاخ خسرو در دستگرد را تاراج کرد. با تخریب کردن پلی بر کانال نهروان به او اجازه حمله به تیسپون داده نشد، او پیش از صرف نظر کردن از Diyala در شمال غربی ایران، تاخت و تازهای دیگری هم انجام داد.تأثیر پیروزیهای هراکلیوس، ویران شدن ثروتمندترین قلمروهای ساسانیان، و تخریب شرمسارانه اهداف مهم و جالب توجه مثل گنزک و دستگرد، به طرز چشمگیری به شرافت خسرو و پشتیبانی اشراف ایرانی از او آسیب زد. در اوایل سال ۶۲۸، خسرو توسط فرزندش قباد دوم (۶۲۸) سرنگون و کشته شد. قباد دوم بالافاصله پایان جنگ را اعلام کرد، با پس دادن تمامی قلمروهای گرفته شده از روم موافقت کرد. در سال ۶۲۹، هراکلیوس چلیپای راستین را با برگذاری یک آیین شکوهمندانه به اورشلیم برگرداند. قباد در عرض چند ماه کشته شد، به دنبال آن جنگ داخلی و هرج و مرج ایران را فرا گرفت. در طی یک دوره چهارساله و جلوس کردن پنج پادشاه پیاپی، از جمله دو دختر خسرو دوم و سپهبد شهروراز، شاهنشاهی ساسانی به طرز قابل توجهی ضعیف شد. قدرت دولت مرکزی به سردارهای ارتش واگذار شد. چندین سال طول میکشید تا یک پادشاه قدرتمند از دل یکسری کودتاها سربرآورد، و ساسانیان هیچگاه مجال این را نیافتند که کاملاً نیروی خود را بازیابند.در بهار ۶۳۲، یزدگرد سوم، یکی از نوههای خسرو نخست، که مخفیانه در استخر زندگی میکرد، به تخت شاهنشاهی نشست. در همان سال، نخستین قبیلههای مهاجم عرب، که حالا تحت پرچم اسلام با هم متحد شده بودند، به قلروهای ساسانی رسیدند. بر طبق گفته ی Howard-Johnston، سالها جنگ و خونریزی هم ایرانیها و هم بیزانسیها را ضعیف و فرسوده کرده بود. ساسانیان علاوه بر آن بر اثر زوال اقتصادی، مالیاتستانی سنگین از مردم، آشوب دینی، طبقهبندی اجتماعی سختگیرانه، قدرتگیری فزاینده زمینداران ایالتی، و سرنگونی پیدرپی شاهان، حتی ضعیفتر از پیش شدند، که باعث تسهیل شدن تسخیر ایران توسط اعراب شد.ساسانیان هرگز یک مقاوت تأثیرگذار علیه فشاری که ارتشهای اولیه اعراب ایجاد کرده بودند، از خود نشان ندادند. یزدگرد که یک پسربچه بود و کاملاً تخت لوای مشاورین قرار داشت و توانایی این را نداشت که یک کشور پهناور که به پادشاهیهای فئودالی کوچک تجزیه شده بود را متحد کند، با وجود این حقیقت که بیزانسیها که تحت فشارهای مشابه از سوی اعراب بودند، دیگر تهدیدی محسوب نمیشدند. فرماندهٔ، خلیفه ابوبکر، خالد ابن ولید، عراق را در طی چندین جنگ برقآسا تسخیر کرد. او که در سال ۶۳۴ به جبهه سوریه برای جنگ علیه بیزانسیها رفته بود، جانشینش او را به هنگام نیاز یاری نکرد و مسلمانان در جنگ پل در سال ۶۳۴ شکست خوردند، که با پیروزی ساسانیان به پایان رسید. با این حال، تهدید اعراب متوقف نشد و کمی بعد ارتشهای منضبط خالد بن ولید مجدداً سربرآوردند. خالد بن ولید یکی از صحابههای محمد، پیامبر اسلام و فرمانده ارتش اعراب بود.در سال ۶۳۷، یکی از ارتشهای مسلمانان تحت فرماندهی خلیفه عمر بن خطاب یکی از ارتشهای بزرگ ایرانیان تحت فرماندهی سرلشگر رستم فرخزاد را در دشتهای قادسیه شکست داد و به سوی تیسپون پیشروی کرد، خود تیسپون پس از یک محاصره طولانیمدت سقوط کرد و به دست اعراب افتاد. #ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما همراهانِ همیشگیمهرشید(یکشنبه)، بر شما فرخنده و خجسته باد؛باشد که همراهِ بهترین و زیباترین رویدادها سپری شود.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۹در سال ۶۰۲، Maurice توسط فوکاس (۶۰۲-۶۱۰) سرنگون و کشته شد. خسرو به خونخواهی ناجی خود برخاست و قتل او را بهانه کرد و یک حمله جدید علیه بیزانس ترتیب داد. در همان دوران یک جنگ داخلی در امپراتوری بیزانس درگرفته بود که به کمک خسرو شتافت و خسرو با مقاومت اندکی روبرو شد. سرداران خسرو به شکل سامانمندی شهرهای مرزی بسیار تقویتشدهٔ بیزانسی، Mesopotamia و Armenia را مغلوب کردند، تخم یک تهاجم بیسابقه را ریختند. ایرانیها در سال ۶۱۱ سوریه را اشغال کردند و انطاکیه را گرفتند.در سال ۶۱۳، در خارج از انطاکیه، سرداران ایرانی، شهروراز و شاهین، یک ضدحمله سترگ که توسط شخص هراکلیوس، امپراتور روم رهبری میشد را شکست دادند. پس از آن، پیشروی ایرانیها بیوقفه ادامه یافت. اورشلیم در سال ۶۱۴ سقوط کرد و چلیپای مقدس به دست ایرانیها افتاد، شیئی که از نظر رومیهای مسیحی، مقدستر از آن در دنیا وجود نداشت. اسکندریه در سال ۶۱۹ سقوط کرد، و باقیمانده مصر هم در سال ۶۲۱ به دست ساسانیان افتاد. رویای ساسانیان مبنی بر بازگرداندن مرزهای ایران به دوران هخامنشیان تقریباً برآورده شده بود، در حالیکه امپراتوری بیزانس در آستانه فروپاشی بود. این اوج گسترش قلمرو ایران همراه بود با شکوفایی تمدن ایرانی در زمینه هنر ایرانی، موسیقی ایرانی و معماری ایرانی.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
صبح آمده و منتظر اعجاز استلبخند بزن که بهترین آغاز استگفتند به ما معجزه در ذات خداستاعجاز خود تویی ، بدان این راز است#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد Morning has arrived, waiting for a miracle.Smile—for that is the finest beginning.They told us that miracles dwell within the essence of God.The miracle is you yourself—know that this is the secret.#Arash_keyvan_nezhad@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما یارانکیوانشید(شنبه)، نخستین روزِ هفته، بر همهی شما نیکان فرخنده و خجسته باد.آرزو دارم نیکترین روزها را در هفتهی پیشِ رو داشته باشید.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
بیشتر ما آدمهاے دقیقه نودیم! قدر خوبیِ ڪسے ڪه عاشقمان بود را وقتے میفهمیم ڪه چمدان به دست میرود. دقیقه نود یاد ڪارهایے ڪه میتوانستیم بڪنیم و نڪردیم میافتیم. دقیقه نود یاد حرفها و ڪارهایے میافتیم ڪه حالا بخاطر گفتن و انجام دادنشان پشیمان هستیم. امّا زندگے بازے فوتبال نیست ڪه در وقتهاے اضافے از روے شانس گل بڪاریم.زندگے در همین لحظه دوست داشتن است. بخشیدن و دل ڪندن و مرهمِ روے زخم بودن را به لحظه بعد نگذاریم. دل خوش نڪنیم به دقیقه نود، دل خوش نڪنیم به وقتهاے اضافه! دلِ شڪستن،رنجاندن دیگران را ڪنار بندازیم و بے توقع محبت ڪنیم و عشق بورزیم ....@bidmajnoon_1975
کنسرت احسان خواجه امیریشیراز /۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴#یه_روزی_میاد@bidmajnoon_1975
گاهی آرزو میکنی کاش سادهتر بود، اما بدان که اگر ساده بود همه آن را انجام میدادند ...بیاد داشته باش، تو نمیخواهی مانند بقیه باشی.درودشنبه نون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
دست خودش نیستجمعه عطر نبودن داردبسان دختری با موهای بافته، که در پشت پنجره قدیمی خانهچشم به راه مسافری نشسته استکه بلیط برگشتش را گم کردهو یا فردی که فراموشی دارد و آدرس خانه را، جا گذاشته استهفته ها می آیند و میگذرندخاطراتت میمانند و هجوم می آورندکه تنهایی را بیشتر کنندجمعه مثل خیال توستعطرش در خانه میماند و قصدش دوباره رفتن است@bidmajnoon_1975
آخر هفته دلم تنگ تر از هر روز استجمعه ها پای دلم لَنگ تر از هر روز استابر چشمم پر از بغض و دلم بارانی استسوز این حنجره خوش رنگ تر از هر روز است@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما زیبااندیشانناهیدشید(آدینه)، شما، بر مدارِ عشق، آرامش و شادمانی، بایسته و شایسته باد؛باشد که روزگارتان سرشار از نیکی و روشنایی باشد.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما پاکسرشتاناورمزدشید(پنجشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که همراه با آرامش و زیبایی باشد وپایانِ هفتهای بیهمانند را برایتان رقم بزند.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
.برﺍﯼ "ﺁﺩﻣــــــــﻬﺎ"ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ "ﻋﺰﯾــــــــــﺰﺗﺮﻧﺪ"ﭼﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ "ﺩﻭﺳـــــﺘﻨﺪ" ..!!ﺧـــــﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ "ﺧــــــــــﻮﺏ" ﺑﺴﺎﺯ ..ﺁﻧﻘــــــــــﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ "ﺧﻮﺏ" ﺑﺎﺵﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ "ﮔﺬﺍﺷﺘــــــــــﯽ" ﻭ "ﺭﻓــــــــــﺘﯽ" ....!!ﺩﺭ "ﮐﻨﺞ ﻗﻠﺒﺸــــــــــﺎﻥ" ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺎﺷﺪ ..ﺗﺎ ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ: "ﮐــــــــــﺎﺵ ﺑــــــــــﻮﺩ" ..!ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﻨـــــﺪ ﻭ ﺑﺨــــــــــﻮﺍﻫﻨﺪ "ﺑـــــﺎﺷﯽ" !ﻫﺮﺯﮔﺎﻫﯽ "ﺩﻟﺘﻨـــــﮓ" ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﻮﻧﺪ ..ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ "ﺳﺨــــــــــﺖ" ﺍﺳﺖ ...ﻭﻟــــــــــﯽ ...ﺗﻮ "ﺧــــــــــﻮﺏ ﺑﺎﺵ"...@bidmajnoon_1975
دل است دیگر ...فراموش که می شودته می گیرد ... بوی تند تنهایی می دهد باید کسی باشد گاهی سراغش بیاید ..و به هم بزنداین حجم بی کسی را ...با یک حواسم به تو هست !@bidmajnoon_1975
روزت را با قلبی روشن آغاز کن، بگذار تمام نگرانیهایت گوشه ای از شب بمانند، برای لحظه ای بخند و خدا را شکر کن ، برای تمام لحظاتی که در تمام مسیرها مراقبت بوده... درودپنج شنبه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۸Justin II از شورش ارمنیها استفاده کرد و وجه پرداختی سالانه خود به خسرو انوشیروان را برای دفاع از معبرهای قفقاز متوقف کرد.ارمنیها به عنوان متحدین مورد استقبال قرار گرفتند، و ارتشی هم به قلمرو ساسانی ارسال شد که Nisibis را در سال ۵۷۳ محاصره کرد. با این حال، اختلاف و عدم توافق در بین سرداران بیزانسی نه تنها باعث ناکام ماندن محاصره شد، بلکه باعث شد خود آنها هم در شهر دارا محاصره شوند، که این شهر توسط ایرانیها گرفته شد و سپس آنها سوریه را نابود کردند، که باعث شد Justin II قبول کند که مبلغی به صورت سالانه در عوض یک آتشبس پنجساله در مرز Mesopotamian به ایران بدهد، هرچند که جنگ در نواحی دیگر همچنان ادامه یافت. در سال ۵۷۶، خسرو انوشیروان آخرین لشگرکشی خود را انجام داد، یورشی به آناتولی که باعث به تاراج بردن Sebasteia و Melitene شد، اما با مصیبت و فاجعه پایان یافت: در بیرون از Melitene شکست خورد، ایرانیها در حین عبور از Euphrates در زیر حملات بیزانسیها، تلفات سنگینی دادند. بیزانسیها با استفاده از نابسامانی تا عمق قلمروهای خسرو انوشیروان پیشروی کردند، حتی نیروهای آبخاکی را در آنسوی دریای خزر هم تدارک دیدند. خسرو به دنبال عقد قرارداد صلح افتاد، اما پس از یک پیروزی در سال ۵۷۷ در ارمنستان توسط سردارش Tamkhosrau، تصمیم گرفت تا جنگ را ادامه دهد، و به این ترتیب جنگ در Mesopotamia ادامه یافت. شورش ارمنیها با عفو عمومی پایان یافت، که باعث شد ارمنستان به امپراتوری ساسانی برگردد.در سال ۵۷۰، Ma 'd-Karib، برادرناتنی شاه یمن، درخواست پادرمیانی از خسرو کرد. خسرو یک ناوگان و یک ارتش کوچک تحت فرماندهی Vahriz به منطقهای در نزدیکی Aden امروزی فرستاد، و آنها به طرف پایتخت San'a'l راهپیمایی کردند، که به تصاحب آنها درآمد. Saif پسر Mard-Karib که در یورش هم شرکت کرده بود، در مدت زمانی میان دوره ۵۷۵ و ۵۷۷ شاه شد. در نتیجه، ساسانیان قادر بودند تا مقری را در عربستان جنوبی برپا کنند تا بتوانند تجارت دریایی با شرق را اداره کنند. بعدها، عربستان جنوبی از اطاعت از ساسانیان چشمپوشی کرد و یک لشگرکشی دیگر در سال ۵۹۸ از طرف ایران اتفاق افتاد که با موفقیت عربستان جنوبی را به عنوان یک استان جدید به شاهنشاهی ساسانی ضمیمه کرد، که تا دوران اغتشاش پس از خسروپرویز پابرجا بود.شاهنشاهی خسرو انوشیروان شاهد خیزش دهقانان (اربابان روستایی) بود، اشراف زمیندار خردهپا که بعدها ستون فقرات اداری استانی ساسانیان و سیستم جمعآوری مالیات آنان را تشکیل دادند. خسرو اول، آبادگری بزرگ بود، پایتخت خود را بهسازی و آذین کرد، شهرهای جدیدی بنیان نهاد، و ساختمانهای جدیدی ساخت. او کانالها را بازسازی کرد و زمینهایی که در جنگها نابود شده بودند را مجدداً آباد کرد. دژهای مستحکمی در گردنهها و معبرها ساخت و قبایلی مطیع را در شهرهای مرزی که به دقت انتخاب شده بودند، اسکان داد تا پاسدار هجوم بیگانگان باشند. او نسبت به همه ادیان مصاحله داشت، هرچند که او آیین زرتشیتی را آیین رسمی دولت ساخته بود و وقتی هم که یکی از فرزندانش مسیحی شد، به خود نگرفت.پس از انوشیروان، هرمز چهارم (۵۷۹-۵۹۰) بر تخت نشست. جنگ با بیزانس همچنان شدیدتر میشد، اما فاقد نتیجه قطعی بود، تا اینکه هرمز، سردار خود بهرام چوبین را برکنار و تحقیر کرد، که باعث شورش او در سال ۵۸۹ شد. سال بعد، هرمز توسط یک کودتای کاخی سرنگون شد و پسرش خسرو دوم (خسروپرویز، شاهنشاهی از ۵۹۰ تا ۶۲۸) بر تخت نشست. با این حال، این تغییر در تخت شاهی بهرام چوبین را آرام نکرد، او با خسرو جنگ کرد و او را شکست داد. خسرو مجبور شد تا به قلمرو بیزانس بگریزد، و بهرام چوبین تخت شاهنشاهی ساسانی را قصب کرد. خسرو از امپراتور روم Maurice (۵۸۲-۶۰۲) درخواست کمک در برابر بهرام را کرد، به او پیشنهاد واگذار کردن قفقاز غربی به بیزانس را داد. برای تقویت کردن این وفاداری، خسرو با دختر Maurice، مریم ازدواج کرد. ارتش جدید ایرانی-بیزانسی تحت فرمان خسرو و سرداران بیزانسی، نرسه و John Mystacon، علیه بهرام شورش کرد، او را در سال ۵۹۱ در جنگ Blarathon شکست داد. وقتی که خسرو به دنبال این پیروزی مجدداً بر تخت نشست، به قول خود وفا کرد و کنترل ارمنستان غربی و Caucasian Iberia را به بیزانس داد. موافقتنامه صحل جدید به دو امپراتوری اجازه داد تا نظامیگری خود را در جایهای دیگری دنبال کنند. خسرو قلمرو امپراتوری ساسانی را در مرزهای شرقی گسترش داد و Maurice هم کنترل بیزانس بر روی بالکان را پس گرفت.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
کسی رو انتخاب کن که طوری بهت نگاه کنهکه انگار یک معجزهای !@bidmajnoon_1975
او ماه بودگاهی کامل و پرِ نورگاهی زخمی و رنگپریدهامّا این چیزی از ماه بودنش کم نمیکرد،ماه برای آسمان، همیشه ماه است.@bidmajnoon_1975
در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبازیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماندامـا آنچه خوب است همیشه زیباست@bidmajnoon_1975
به پای علف هرز هر چقدر آب و کود بریزی ...برایت میوه نمی آورد ... مراقب باش ...برای چه کسی و چه چیزی وقت میذاری ..درودچهارشنبه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما نیکسیرتانتیرشید(چهارشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که سرشار از بوی خوشِ بیتابیهای دلبرانه باشد.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۷دوره دوم شکوفایی عصر ساسانی پس از دومین پادشاهی قباد اول شروع میشود. قباد اول با پشتیبانی هپتالیان، یک لشگرکشی علیه رومیها آغاز کرد. در سال ۵۰۲، او Theodosiopolis در ارمنستان را گرفت، اما خیلی زود آن را از دست داد. در سال ۵۰۳، Amida در Tigris را گرفت. در سال ۵۰۴، هونهای غربی از طرف قفقاز به طرف ارمنستان هجوم بردند که باعث یک آتشبس موقت، آمیدا مجدداً تحت کنترل روم درآمد و معاهده صلح هم در سال ۵۰۶ درگرفت. قباد در سال ۵۲۱/۵۲۰ کنترل Lazica را از دست داد، که حکمرانان آن از آن پس با رومیها وفادار بودند؛ در سال ۵۲۴/۵۲۵ تلاش مشابهی هم از طرف Iberian درگرفت که باعث درگرفتن جنگی بین ایران و روم شد.در سال ۵۲۷، رومیها Nisibis را مورد تاخت و تاز قرار دادند که دفع شد و تلاشهای رومیها برای تقویت کردن مواضع خود در نزدیکی مرز دو کشور هم خنثی شد. در سال ۵۳۰، قباد لشکر تحت فرماندهی Firouz the Mirranes را برای حمله به دارا، شهر مرزی مهم رومی ارسال کرد. این ارتش به مصاف سردار رومی، Belisarius رفت، و هرچند از نظر تعداد بیشتر بودند، در جنگ دارا شکست خورد. در همان سال، ارتش دومی از ایران تحت کنترل Mihr-Mihroe در Satala توسط نیروهای رومی تحت کنترل Sittas و Dorotheus شکست خورد، اما در سال ۵۳۱، ارتشی از ایران که توسط دستهای از لخمیها به فرماندهی Al-Mundhir III همراهی میشد، Belisarius را در Battle of Callinicum شکست دادند، و در سال ۵۳۲، یک معاهده صلح «ابدی» منعقد شد. هر چند که قباد نمیتوانست خودش را از زیر یوغ هپتالیان خلاص کند، موفق شد نظم را در مرزهای داخلی برقرار کند و در برابر روم شرقی نیز با موفقیت کلی جنگید. چندین شهر را هم به وجود آورد که برخی از آنها نام خود را از روی نام قباد گرفتهاند، و همینطور قباد شروع به سامان دادن به مالیاتها و اداره داخلی کشور کرد.پس از قباد اول، فرزند او، خسرو اول، که به او «خسرو انوشیروان» یا «انوشهروان» (به معنی دارنده روح جاویدان) هم میگویند، بر ایران فرمان راند (۵۳۱-۵۷۹). او مشهورترین و نامدارترین شاه ساسانی است. خسرو اول برای اصلاحاتش در بدنه حکومتی قدیمی ساسانیان شهرت دارد. او یک سیستم معقول برای مالیاتگیری معرفی کرد که بر طبق بررسی مالکان زمیندار بود، که از دوره پدرش شروع شده بود. او سعی کرد از هر جهت رفاه و درآمد شاهنشاهیاش را بهبود دهد. اربابان فئودالی سابق، تجهیزات نظامی خودشان را XXX کردند، همینطور، هواخوان و پیشخدمتهای خود را. خسرو اول یک نیروی جدید از دهکانها (دهقانها) یا «ملازمها» درست کرد، که توسط دولت مرکزی و اشرافزادگان تجهیز میشد و حقوق آن پرداخت میشد، این کار باعث شد تا ارتش و اشراف بیشتر به دولت مرکزی نزدیک شوند تا به اربابان محلی.امپراتور Justinian I (۵۲۷-۵۶۵) به خسرو 440,000 قطعه طلا پرداخت کرد که بخشی از همان معاهده صلح ابدی سال ۵۳۲ بود. در سال ۵۴۰، خسرو معاهده را شکست و به سوریه حمله کرد، Antioch را تاراج کرد و مبالغ بزرگی پول از چند شهر اخاذی کرد. موفقیتهای دیگری هم برای او پدید آمد: در سال ۵۴۱ Lazica از ایران شکست خورد، و در سال ۵۴۲ یکی از یورشهای رومیها به ارمنستان در Anglon با شکست همراه شد. یک آتشبس موقت پنج ساله که در سال ۵۴۵ منعقد شده بود در سال ۵۴۷ شکسته شد، وقتی که Lazica مجدداً جانب خود را تغییر داد و در نهایت با کمک بیزانسیها گاریسون ایرانی خود را بیرون کرد؛ جنگ ادامه یافت اما محدود به Lazica ماند، در نهایت با بسته شدن معاهده صلحی در سال ۵۶۲، Lazica همچنان در دست رومیها باقی ماند.در سال ۵۶۵ Justinian I درگذشت و Justin II (۵۶۵-۵۷۸) جانشین او شد، که تصمیم گرفت تا کمکهای مالی به سردمداران عرب را متوقف کند تا آنها را از تاخت و تاز به ممالک روم در سوریه باز دارد. یک سال قبل از آن، فرماندار ساسانی ارمنستان، از خانواده سورن، یک معبد آتش در Dvin در نزدیکی ایروان امروزی بنیان نهاد، و یکی از اعضای بانفوذ خانواده Mamikonian را اعدام کرد، که این اعدام موجب یک شورش شد که در اثنای آن فرماندار ایرانی و پاسداران او در سال ۵۷۱ کشته شدند، و شورشیان هم به Iberia گریختند. #ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما گرامیانبهرامشید(سهشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که سرشار از شادی، آرامش و عشق باشید.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
صبح از نفست این دل من وام گرفتزان آتش عشقت به جهان کام گرفتآن گل که به صد جهان خریدار نداشتجمشید شد و به نام تو جام گرفت🌹💐🌺🙏🌸🌻🌷درود بر همه ی ایرانیانِ میهن پرست و پارسی گویان گیتی درود بر همهی شما گرامیانبهرام شید (سه شنبه) شما سر شار از شادی و آرامش و عشق #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد آوا مهربانو #شقایق_بافرانی@bidmajnoon_1976
تاریخ ایران باستان ۲۶در طی لشگرکشی یزدگرد دوم به غرب، به مسیحیانی که در لشکرش بودند مشکوک شد و آنها را از حکومت و ارتش اخراج کرد. او سپس مسیحیان را مورد آزار و اذیت قرار داد و تا حد کمتری هم همین کار را در مقابل یهودیان انجام داد. به منظور دوباره زرتشتیسازی ارمنستان، او شورشی از طرف مسیحیان ارمنستان در ۴۵۱ در نبردی به نام Battle of Vartanantz را سرکوب کرد. با این حال، ارمنیها، عمدتاً مسیحی باقی ماندند. در سالهای بعدی سلطنت او، او مجدداً با Kidarites وارد نزاع شد تا اینکه در سال ۴۵۷ از دنیا رفت. هرمز سوم (۴۵۷-۴۵۹) فرزند جوانتر یزدگرد دوم، به تخت شاهنشاهی نشست. در طی دوران کوتاه شاهی او، او مرتباً با برادر بزرگتر خود پیروز اول جنگید، که پیروز از حمایت اشرافزادگان هم برخوردار بود، و همینطور در باختر هم با هپتالیان جنگید. او در سال ۴۵۹ توسط برادرش پیروز کشته شد.در ابتدای قرن پنجم، هپتالیان (هونهای سفید)، به همراه دیگر گروههای بیابانگرد به ایران حمله کردند. در ابتدا، بهرام پنجم و بزدگرد بوم شکستهای قاطعانهای بر آنها وارد کردند و آنها را به سوی شرق راندند. هونها در انتهای قرن پنجم برگشتند و پیروز (۴۵۷-۴۸۴) را در سال ۴۸۳ شکست دادند. به دنبال این پیروزی، هونها به مدت دو سال به بخشهای شرقی ایران حمله میکردند و آنجا را مورد تاخت و تاز و تاراج قرار میدادند. آنها تا چند سال پس از آن، خراجهای سنگینی دریافت میکردند.این حملات بیثباتی و هرج و مرج را برای شاهنشاهی به دنبال داشت. پیروز اول مجدداً سعی کرد تا هپتالیان را بیرون براند، اما در راه هرات، او و ارتشش توسط هونها در صحرا به دام افتادند. پیروز اول کشته شد و ارتش او معدوم شد. پس از این پیروزی، هپتالیان تا شهر هرات پیش رفتند، و امپراتوری را در هرج و مرج و بینظمی قرار دادند. در نهایت، یک اشرافزادی ایرانی از خاندان کهن کارن، به نام زرمهر (یا سوخرا) تا حدودی نظم را برقرار کرد. او بلاش، یکی از برادران پیروز اول را شوراند تا به تخت پادشاهی بنشیند، هرچند که تهدید هونها تا زمان سلطنت خسرو اول هم پابرجا ماند. بلاش (۴۸۴-۴۸۸) یک پادشاه ملایم و گشادهدست بود، او به مسیحیان امتیازاتی داد؛ با این حال، او کاری برای مقابله با دشمنان امپراتوری انجام نداد، خصوصاً در قبال هونهای سفید. بلاش، پس از چهار سال سلطنت، کور و معزول شد (گفته میشود بزرگان کشور این کار را با او کردند)، و برادرزاده او قباد اول بر تخت نشست.قباد اول (۴۸۸-۵۳۱) پادشاهی نیرومند و اصلاحگر بود. قباد اول از فرقهای که توسط مزدک، فرزند بامداد بنیان نهاده شده بود حمایت کرد. مزدک خواستار آن بود که ثروتمند باید ثروت و همسران خود را با فقرا تقسیم کند. نیت قباد ظاهراً این بود که با اتخاذ کردن آموزههای مزدک، نفوذ و تأثیر بزرگان و آریستوکراسی رو به رشد را در هم بشکند. این اصلاحات باعث شد تا او مخلوع و در «قلعه فراموشی» در Susa به زندان افکنده شود، و برادر کوچکتر او جاماسپ (زاماسپ) در سال ۴۹۶ به قدرت رسید. قباد اول، با این حال، در سال ۴۹۸ گریخت و پادشاه هونهای سفید به او پناه داد.جاماسپ (۴۹۶-۴۹۸) پیرو برکناری قباد اول توسط اشراف، به تخت شاهنشاهی ساسانی نشست. جاماسپ شاهی خوب و مهربان بود، او مالیاتها را به منظور کمکحال کشاورزان و فقرا کاهش داد. اهمچنین به دین زرتشتی اصلی وفادار بود، همان چیزی که قباد اول با تغییر جهت و سرپیچی از آن باعث شده بود تخت و آزادی خود را در ازای آن از دست بدهد. پادشاهی او خیلی زود به اتمام رسید؛ قباد اول، به عنوان رهبر ارتش بزرگی که پادشاه هپتالیان به او داده بود، به پایخت برگشت. جاماست از تخت سلطنت کنارهگیری کرد و تخت را به برادرش داد. پس از روی کار آمدن مجدداً قباد اول، هیچ ذکر دیگری از جاماسپ به میان نیادمده است، اما باور رایج بر این است که برادرش با او رفتار مساعدی داشته است.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
یڪ صـندلے خالــے...و پیراهنــے ڪه بوے عطـر تنشدر تار و پود آن گـِره خورده...اینها نشانه هایے ستڪه هــر شب یادآوری میڪنند ...در گذشته اے نه چندان دور ....خوشبختی در دست هـایم بــود...#شیوامیثاقی@bidmajnoon_1975
...بی نیازِ بوسهای پرشورکز فریبی تازه میرقصد در آن لبخندبی نیاز از خندهای دلبندکز فسونی تازه میجوشد در آن آوازمیچکد اشک نگاهم باز ...بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من!وینک از خاکستر اندوه پوشیدهستدر میان این خموش آبادِ بیحاصلدر سکوت چیرهی این شام بیفرجاممیچکد اشک نگاهم بر مزار دلمیسراید قصّه درد مرا با سنگ چشم اوبا غمی کاندر دلم زد چنگوز پلاس هستیام بگسیخت تار و پودمیرود میگویمش بدرود ...#هوشنگ_ابتهاج@bidmajnoon_1975
🌱آدمی به مرور آرام میگیرد بزرگ میشود،🌿 بالغ میشود و پای اشتباهاتش میایستد آنها را به گردن دیگران نمیاندازد و دنبال مقصر نمیگردد🍀گذشتهاش را قبول میکند، نادیدهاش نمیگیرد و اجازه میدهد هر چیزی که بوده در همان گذشته بماند. 🌿آدمی از یک جایی به بعد می فهمد که از حالا باید آیندهاش را از نو بسازد اما به نوعی دیگر میفهمد که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است، یک نعمت است و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد! ☘اصلاً از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب میشود..@bidmajnoon_1975
بعضی وقتا واقعا احتیاج دارم که بشینم تو ماشینو یکی رانندگی کنه و موزیک پلی بشهو هیچوقت نرسیم به مقصد..✨@bidmajnoon_1975
#تلنگر چقدر برای خودتان ارزش قائل هستید؟اگر به جای آموختن، فقط روزهایتان را می گذرانید و هرساله فقط تولد می گیرید و سن تان را زیاد می کنید، بازنده محسوب می شوید.اگر فقط برای داشتن آسایش، اتومبیل و خانه، زندگی می کنید، بازنده هستید.اگر طولانی ترین مسافرت های شما، تا منزل خواهر و مادرتان است.اگر هر روز و هرشب، سریال های بیشتری می بینید. اگر هنوز نمیتوانید روزی ده صفحه کتاب بخوانید.و اگر نمیتوانید روش زندگی تان را مثل همان هایی کنید که مدام از آنها مثال می زنید، بازنده محسوب می شوید.اگر آموختن و ارتقای شخصیت خودتان را متوقف کرده اید. اگر تمام عمر، فقط یک الگو را زندگی می کنید، جز بازنده ها محسوب می شوید.اگر خوشحال بودن و شاد کردن دیگران را نیاموخته اید. اگر نمیتوانید خود و دیگران را ببخشید. اگر بازی و تفریح در برنامه ی شما نیست. اگر شنا نمی کنید.اگر نمی توانید یک روز از وقت تان را برای دیدن دریاچه ای در ۵۰ کیلومتری شهرتان آزاد کنید.یا غروب آفتاب را در دشت و کویر ۲۰ کیلو متری تان تماشا کنید.اگر خانواده، مهمانان و همه باید حتی در روزهای تعطیل، تا دیروقت منتظر شما بمانند تا با شما شام میل کنند، شما بازنده واقعی هستید. اگر تاکنون آدم برفی نساخته اید. اگر تاکنون به سالن تئاتر نرفته اید.اگر گالری هنری یا مسابقه فوتبال یا والیبال را به صورت زنده ندیده اید.شما بازنده اید. اگر بعد از خواندن این متن می گویید: "ای بابا دلتان خوش است" شما زندگی را باخته اید.برای خودتان احترام قایل شوید. شما یک بار زندگی میکنید.شادی و خوشبختی ذخیره کردنی نیستند! قابل بازیافت هم نیستند.@bidmajnoon_1975
هیچ دقت کرده اید؟ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ.ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺁﺏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺼﺮﻑ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ.ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﻣﯿﻮﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ.ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ.ﮔﻞ، ﻋﻄﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ.ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﺳﺖ. پس گذشت و فداکاری قانون طبیعت است بی قانونی کنی از انرژی مثبت اطرافت محروم خواهي شد.@bidmajnoon_1975
زندگی مثل کتابه...بعضی فصلاش غمگینه ... بعضیهاش شادِ ... بعضیهاش هیجانانگیزه ... اما اگه تو هیچوقت اونها رو ورق نزنیهرگز نمیفهمی که فصل بعدی چه چیزی داره، پس نترس از فصلهای جدید زندگیت ...دروددوشنبه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما همراهانِ همیشگیمهرشید(یکشنبه)، بر شما فرخنده و خجسته باد؛باشد که همراهِ بهترین و زیباترین رویدادها سپری شود.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۵از مرگ شاپور دوم تا تاجگذاری قباد اول، بیشتر هنگام همراه با صلح و آرامش بین ایران و روم برقرار بود (که در این هنگام به دو بخش روم شرقی و امپراتوری بیزانس تقسیم شده بود). تنها دو جنگ کوچک بین آنها در گرفت که اولی طی سالهای ۴۲۱ تا ۴۲۲ و دومی هم در سال ۴۴۰ بود. در تمام این دوره، سیاست دینی ساسانیان از یک پادشاه به پادشاه دیگر به طور قابل توجهی تغییر میکرد. باوجود یک سری حاکمان ضعیف، سیستم اداری که در دوران شاپور دوم مقرر شده بود، پابرجا باقی ماند و امپراتوری به شکل رضایتبخشی عمل میکرد.پس از اینکه شاپور دوم در سال ۳۷۹ از دنیا رفت، او یک امپراتوری قدرمتند را برای نابرادری خود اردشیر دوم (۳۷۹-۳۸۳ پسر بهران کوشانی) و همینطور پسر خود شاپور سوم (۳۸۳-۳۸۸) برجا گذاشت، که هیچکدام از آنها استعداد نیای خود را نشان ندادند. اردشیر دوم که به عنوان نابرادری پادشاه رشد کرده بود، نتوانست جانشین برادر خود شود و شاپور سوم نیز یک شخصیت اندوهگین بود و نتوانست به چیزی برسد. بهرام چهارم (۳۸۸-۳۹۹) هرچند که مثل پدرش ناتوان نبود، هنوز در بدست آوردن یک افتخار بزرگ برای امپراتوری ناتوان بود. در طی این دوره، ارمنستان طی یک موافقتنامهای بین ایران و روم تقسیم شد. ساسانیها حکمرانی خود بر ارمنستان بزرگ را بازیافتند و امپراتوری بیزانس یک بخش کوچک از ارمنستان غربی را در دست داشت.یزدگرد اول (۳۹۹-۴۲۱)، پسر بهرام چهارم، اغلب با کنستانتین اول، امپراتور روم مقایسه میشود. همانند او، هم به صورت فیزیکی و هم از نظر دیپلماسی قدرتمند بود. یزدگر اول همانند همتای رومی خود، فرصتطلب بود. او مانند کنستانتین بزرگ، سیاست مصالحه دینی را در پیش گرفت آزادی برای رشد اقلیتهای مذهبی را فراهم کرد. آزار و اذیت مسیحیان را متوقف کرد و حتی اشراف و موبدان که به آزار آنها میپرداختند را مجازات کرد. پادشاهی او یک دوره نسبتاً صلحآمیز بود. او صلحی پابرجا با رومیها برقرار کرد و حتی Theodosius II (۴۰۸-۴۵۰) را هم به عنوان مباشر خود قبول کرد. او همچنین با یک شاهزاده یهودی ازدواج کرد که برای او پسری به نام نرسی به دنیا آورد.جانشین یزدگرد اول، پسر او، بهرام پنجم (۴۲۱-۴۳۸) بود، یکی از شناختهشدهترین شاهان ساسانی که قهرمان بسیاری از افسانهها در ادبیات فارسی است. این افسانهها حتی پس از نابودی شاهنشاهی ساسانی توسط اعراب هم پایدار ماندند. بهرام پنجم، که عمدتاً با نام بهرام گور شناخته میشود، پس از مرگ ناگهانی یزدگرد اول (یا ترور او)، به رغم مخالفتهای اشراف و با کمک al-Mundhir، سلطان اعرابی al-Hirah تاج پادشاهی را تصاحب کرد. مادر بهرام پنجم Sosandukht بود، دختر Exilarch یهودی. در ۴۲۷، او در شرق با قبایل بیابانگرد هپتالیان مبارزه کرد و آنها را درهم شکست و نفوذ خود را تا آسیای میانه گسترش داد که در آنجا تصویر او برای قرنها بر روی سکهّای بخارا (در ازبکستان امروزی) نقش بسته بود. بهرام پنجم شاه دستنشانده ایران در ارمنستان را برکنار کرد و آنجا را به یکی از استانهای ایران تبدیل کرد.بهرام پنجم در سنت و فرهنگ ایرانی یک سوگلی تمامعیار است، که داستانهای زیادی از دلاوری و زیبایی او روایت میشود، از پیروزیهای او بر رومیها، مردمان ترک، هندیها و آفریقاییها و ماجراهایی او در شکار و عشق. او همچنین بهرام گور هم خوانده میشود. واژه گور به معنای گور خر است که به دلیل علاقه او به شکار و به خصوص به شکار گور خر بر او نهاده شده است. او نماد شاهی در اوج دوران شکوفایی است. او تاج شاهی را در رقابت با برادرش تصاحب کرد و با دشمنان خارجی هم مبارزه کرد، اما عمدتاً خودش را با شکار و عشقبازی با همسران مشهورش سرگرم نگه میداشت. او رونق و رفاه شاهانه را مجسم کرد. در این دوران، بهترین آثار از ادبیات ساسانی نوشته شدند، قطعات سرشناسی از موسیقی ساسانی تنظیم و ساخته شدند و ورزشهای همانند چوگان تبدیل به سرگرمی شاهانه شدند، سنتی که تا به امروز هم در بسیاری از نظامهای پادشاهی حفظ شده است.یزدگرد دوم (۴۳۸-۴۵۷) پسر بهرام گور، تنها یک پادشاه متعادل بود، اما برخلاف یزدگرد اول، یک سیاست ظالمانه در برابر اقلیتهای مذهبی در پیش گرفت، بویژه برای مسیحیان.در ابتدای سلطنت او، یزدگرد دوم ارتشی متشکل از ملیتهای گوناگون را جمعآوری کرد، که شامل متحدان هندی هم میشد، و در سال ۴۴۱ به امپراتوری روم شرقی حمله کرد، اما خیلی زود پس از یک جنگ کوتاه، مجدداً صلح و آرامش برقرار شد. او سپس در سال ۴۴۳ نیروهای خود را در نیشاپور جمع کرد و یک لشگرکشی طولانی علیه Kidarites را ترتیب داد. در نهایت، پس از تعدادی جنگ، او Kidarites را شکست داد و در سال ۴۵۰ آنها را به آنسوی رود آمودریا راند.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید
تاریخ ایران باستان ۲۵از مرگ شاپور دوم تا تاجگذاری قباد اول، بیشتر هنگام همراه با صلح و آرامش بین ایران و روم برقرار بود (که در این هنگام به دو بخش روم شرقی و امپراتوری بیزانس تقسیم شده بود). تنها دو جنگ کوچک بین آنها در گرفت که اولی طی سالهای ۴۲۱ تا ۴۲۲ و دومی هم در سال ۴۴۰ بود. در تمام این دوره، سیاست دینی ساسانیان از یک پادشاه به پادشاه دیگر به طور قابل توجهی تغییر میکرد. باوجود یک سری حاکمان ضعیف، سیستم اداری که در دوران شاپور دوم مقرر شده بود، پابرجا باقی ماند و امپراتوری به شکل رضایتبخشی عمل میکرد.پس از اینکه شاپور دوم در سال ۳۷۹ از دنیا رفت، او یک امپراتوری قدرمتند را برای نابرادری خود اردشیر دوم (۳۷۹-۳۸۳ پسر بهران کوشانی) و همینطور پسر خود شاپور سوم (۳۸۳-۳۸۸) برجا گذاشت، که هیچکدام از آنها استعداد نیای خود را نشان ندادند. اردشیر دوم که به عنوان نابرادری پادشاه رشد کرده بود، نتوانست جانشین برادر خود شود و شاپور سوم نیز یک شخصیت اندوهگین بود و نتوانست به چیزی برسد. بهرام چهارم (۳۸۸-۳۹۹) هرچند که مثل پدرش ناتوان نبود، هنوز در بدست آوردن یک افتخار بزرگ برای امپراتوری ناتوان بود. در طی این دوره، ارمنستان طی یک موافقتنامهای بین ایران و روم تقسیم شد. ساسانیها حکمرانی خود بر ارمنستان بزرگ را بازیافتند و امپراتوری بیزانس یک بخش کوچک از ارمنستان غربی را در دست داشت.یزدگرد اول (۳۹۹-۴۲۱)، پسر بهرام چهارم، اغلب با کنستانتین اول، امپراتور روم مقایسه میشود. همانند او، هم به صورت فیزیکی و هم از نظر دیپلماسی قدرتمند بود. یزدگر اول همانند همتای رومی خود، فرصتطلب بود. او مانند کنستانتین بزرگ، سیاست مصالحه دینی را در پیش گرفت آزادی برای رشد اقلیتهای مذهبی را فراهم کرد. آزار و اذیت مسیحیان را متوقف کرد و حتی اشراف و موبدان که به آزار آنها میپرداختند را مجازات کرد. پادشاهی او یک دوره نسبتاً صلحآمیز بود. او صلحی پابرجا با رومیها برقرار کرد و حتی Theodosius II (۴۰۸-۴۵۰) را هم به عنوان مباشر خود قبول کرد. او همچنین با یک شاهزاده یهودی ازدواج کرد که برای او پسری به نام نرسی به دنیا آورد.جانشین یزدگرد اول، پسر او، بهرام پنجم (۴۲۱-۴۳۸) بود، یکی از شناختهشدهترین شاهان ساسانی که قهرمان بسیاری از افسانهها در ادبیات فارسی است. این افسانهها حتی پس از نابودی شاهنشاهی ساسانی توسط اعراب هم پایدار ماندند. بهرام پنجم، که عمدتاً با نام بهرام گور شناخته میشود، پس از مرگ ناگهانی یزدگرد اول (یا ترور او)، به رغم مخالفتهای اشراف و با کمک al-Mundhir، سلطان اعرابی al-Hirah تاج پادشاهی را تصاحب کرد. مادر بهرام پنجم Sosandukht بود، دختر Exilarch یهودی. در ۴۲۷، او در شرق با قبایل بیابانگرد هپتالیان مبارزه کرد و آنها را درهم شکست و نفوذ خود را تا آسیای میانه گسترش داد که در آنجا تصویر او برای قرنها بر روی سکهّای بخارا (در ازبکستان امروزی) نقش بسته بود. بهرام پنجم شاه دستنشانده ایران در ارمنستان را برکنار کرد و آنجا را به یکی از استانهای ایران تبدیل کرد.بهرام پنجم در سنت و فرهنگ ایرانی یک سوگلی تمامعیار است، که داستانهای زیادی از دلاوری و زیبایی او روایت میشود، از پیروزیهای او بر رومیها، مردمان ترک، هندیها و آفریقاییها و ماجراهایی او در شکار و عشق. او همچنین بهرام گور هم خوانده میشود. واژه گور به معنای گور خر است که به دلیل علاقه او به شکار و به خصوص به شکار گور خر بر او نهاده شده است. او نماد شاهی در اوج دوران شکوفایی است. او تاج شاهی را در رقابت با برادرش تصاحب کرد و با دشمنان خارجی هم مبارزه کرد، اما عمدتاً خودش را با شکار و عشقبازی با همسران مشهورش سرگرم نگه میداشت. او رونق و رفاه شاهانه را مجسم کرد. در این دوران، بهترین آثار از ادبیات ساسانی نوشته شدند، قطعات سرشناسی از موسیقی ساسانی تنظیم و ساخته شدند و ورزشهای همانند چوگان تبدیل به سرگرمی شاهانه شدند، سنتی که تا به امروز هم در بسیاری از نظامهای پادشاهی حفظ شده است.یزدگرد دوم (۴۳۸-۴۵۷) پسر بهرام گور، تنها یک پادشاه متعادل بود، اما برخلاف یزدگرد اول، یک سیاست ظالمانه در برابر اقلیتهای مذهبی در پیش گرفت، بویژه برای مسیحیان.در آغاز سلطنت او، یزدگرد دوم ارتشی متشکل از ملیتهای گوناگون را جمعآوری کرد، که شامل متحدان هندی هم میشد، و در سال ۴۴۱ به امپراتوری روم شرقی حمله کرد، اما خیلی زود پس از یک جنگ کوتاه، مجدداً صلح و آرامش برقرار شد، سپس در سال ۴۴۳ نیروهای خود را در نیشاپور جمع کرد و یک لشگرکشی طولانی علیه Kidarites را ترتیب داد. در نهایت، پس از تعدادی جنگ، او Kidarites را شکست داد و در سال ۴۵۰ آنها را به آنسوی رود آمودریا راند.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما همراهانِ همیشگیمهرشید(یکشنبه)، بر شما فرخنده و خجسته باد؛باشد که همراهِ بهترین و زیباترین رویدادها سپری شود.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۴پس از مرگ هرمز، عربها از سوی شمال آغاز به ویرانگری و به تاراج بردن شهرهای شرقی امپراتوری کردند، حتی به استان فارس هم حمله کردند که زادگاه شاهان ساسانی بود. در همین اوقات، اشرافیان ایرانی فرزند ارشد هرمز دوم را کشتند، دومین فرزند او را کور کردند و سومین را به زندان افکندند (که بعدها به قلمرو رومیها پناهنده شد). تخت پادشاهی برای شاپور دوم رزرو شد. شاپور دوم فرزند هنوز-زاده۰نشدهٔ یکی از زنهای هرمز دوم بود که «در رحم» مادر خود تاجگذاری کرد: تاج پادشاهی بر روی شکم مادرش گذارده شد. در حین جوانی او، مادرش و اشرافزادگان کشور را اداره میکردند. پیرو پا به سن گذاشتن شاپور دوم، او قدرت را به طور ظاهری در دست گرفت و خیلی زود ثابت کرد که یک حاکم فعال و کارا است.شاپور دوم در ابتدا ارتش کوچک اما منظم و کارآزمودهٔ خود را به طرف جنوب برای مبارزه با اعراب برد، که آنها را شکست داد، امنیت را در نواحی جنوبی امپراتوری برقرار کرد. او سپس شروع به اولین لشگرکشی خود علیه روم در غرب کرد، که در آنجا نیروهای ایرانی یک سری جنگها را بردند، اما در تصاحب قلمرو ناتوان بودند، چرا که محاصرههای مکرر شهر حساس و مرزی Nisibis با شکست مواجه میشد و روم در بازپسگیری شهرهای Singara و Amida که به دست ایرانیها افتاده بودند هم موفق بود.این لشگرکشیها با حملات ناگهانی قبایل بیابانگرد در مرزهای شرقی امپراتوری متوقف شدند، که Transoxiana را تهدید میکرد، ناحیهای بسیار حیاتی از نظر استراتژیکی برای کنترل کردن جاده سیلک. از این رو شاپور در شرق به طرف Transoxiana رفت تا با قبایل بیابانگرد شرقی روبرو شود، که فرماندهان محلی او اجازه یافتند تا یورشهای گرفتارکنندهای را بر رومیها وارد کنند. او قبایل آسیای مرکزی را در هم شکست، و آن ناحیه را به عنوان یک استان جدید به کشور ضمیمه کرد. او سپس سرزمینی را تصاحب کرد که امروزه به نام افغانستان شناخته میشود.به دنبال این پیروزی، گسترش فرهنگی هم نائل شد و هنر ساسانی در ترکستان نفوذ کرد، تا به چین هم رسید. شاپور در کنار پادشاه بیابانگردها، Grumbates، شروع ه دومین لشگرکشی خود بر ضد رومیها در ۳۵۹ کرد و خیلی زود موفق شد Singara و Amida را دوباره تصاحب کند. امپراتور روم Julian، در پاسخ، تا عمق قلمروهای ایران پیش رفت و نیروهای شاپور را در تیسفون شکست داد. با این حال او در گرفتن پایتخت ایران ناتوان بود، و وقتی که سعی میکرد تا به قلمروهای روم عقبنشینی کند، به قتل رسید. جانشین او Jovian، در ساخل کنار Tigris به دام افتاد، و مجبور شد تمام استانهایی که ایرانیها در ۲۹۸ به روم واگذار کرده بودند را پس دهد، همینطور Nisibis و Singara هم به ایران واگذار کرد، تا در مقابل بتواند ارتشش را از ایران بیرون ببرد.شاپور دوم هم سیاست دینی بیرحمانه را پی گرفت. در طی دوران پادشاهی او، جمعآوری اوستا، متون مقدس زرتشتی، به اتمام رسید، مرتدها و از دین برگشتهها مجازات شدند و مسیحیان هم مورد آزاد و اذیت قرار گرفتند. آزار و اذیت مسیحیان واکنشی بود به مسیحیسازی امپراتور روم توسط کنستانتین بزرگ. شاپور دوم، همانند شاپور اول، با یهودیها با دوستی رفتار کرد، که در دوره او در آزادی نسبی زندگی میکردند و از امتیازات فراوانی هم برخوردار بودند (Raba را هم ببینید). در هنگام مرگ شاپور، امپراتوری ایران از همیشه قویتر بود، با دشمنان شرقی در صلح و آرامش بود و ارمنستان هم تحت کنترل ایران قرار داشت.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شویو اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزدو اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشدو پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی...آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمدبدانی چگونه به دور از نا امیدی، زندگی کنی...!@bidmajnoon_1975
تا زمانی که «من» زندگیتان را اداره میکند، بسیاری از افکار، احساسات،و اعمالتان از آرزو و ترس برمیخیزد.سپس در ارتباطاتتان هم یا از کسی چیزی میخواهید یا از او میترسید.آنچه از آنها میخواهید، شاید لذت،سود مادی، درک، ستایش، توجه، و یا تقویت حسِ "من" از طریق مقایسه،یا از طریق به نمایش گذاشتنِ آنچه که هستید، یا دارید، یا بیشتر دانستنِ از آنها میباشد.آنچه میترسید شاید مخالف این موارد باشد. و اینها ممکن است حتی حس "منِ" شما را به نوعی کاهش دهند.هنگامی که لحظهٔ حال را مرکز کانون توجه قرار دهید - به جای استفاده از آنبه عنوان روشی برای کامل کردن نفس -به ورایِ «من»، به ورایِ ناآگاهیاضطراری برای استفاده از مردم به منظور کامل کردنِ من و نفس، خواهید رفت.هنگامی که توجه کاملتان را به فعل و انفعالهای درونیتان میدهید، گذشته و آینده را از روابط خود بیرون میکشید؛مگر برای چیزهای کاربردی.@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما یارانکیوانشید(شنبه)، نخستین روزِ هفته، بر همهی شما نیکان فرخنده و خجسته باد.آرزو دارم نیکترین روزها را در هفتهی پیشِ رو داشته باشید.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
صبح آمده و منتظر اعجاز استلبخند بزن که بهترین آغاز استگفتند به ما معجزه در ذات خداستاعجاز خود تویی ، بدان این راز است#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد Morning has arrived, waiting for a miracle.Smile—for that is the finest beginning.They told us that miracles dwell within the essence of God.The miracle is you yourself—know that this is the secret.#Arash_keyvan_nezhad@bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۳یزدگرد سوم با سرنوشتی ناآشکار گریخت و اثری از او نماند؛ به گمان برخی از تاریخ نگاران، آسیابانی از مرو او را بهخاطر جامه زربافتش کشت. با مرگ یزدگرد به سال ۶۵۱ میلادی، شاهنشاهی ساسانی پایان یافت.هرچند که بازماندگان خاندان شاهی در ایران، یا گریختگان به چین، از جمله پیروز پسر یزدگرد؛ برای استقلال دوباره ایرانشهر از خلافت عمر بسیار کوشیدند.قلعه دختر - ساخته شده به دست اردشیر بابکان بنیانگذار امپراطوری ساسانیان - فیروزآباد فارساین باور و این دید ایرانشهری یا منش ایرانشهری یا ایرانی از دوره ساسانی سرچشمه گرفتهاست... ساسانیان اولین سلسلهای در ایران هستند که ایده ایرانشهر را به عنوان یک ایده سیاسی و هویت فرهنگی ایرانیان برپا میکنند. مهمترین میراث ساسانیان این است که ما اکنون ۱۸۰۰ سال است با این ایده زندگی میکنیم. ما پیدایش این ایده را مدیون ساسانیان هستیم.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما زیبااندیشانناهیدشید(آدینه)، شما، بر مدارِ عشق، آرامش و شادمانی، بایسته و شایسته باد؛باشد که روزگارتان سرشار از نیکی و روشنایی باشد.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975
اگه واقعاً کسی رو دوست داشته باشی، باید بلد باشی صبر کنی.عشق یعنی عجله نکردن. یعنی مدام توقع نداشتن و زور نزدن که همهچیز دقیقاً همونجوری که تو میخوای پیش بره.گاهی آدمی که دوستش داری، به زمان احتیاج داره؛ زمان برای خوب شدن، برای رشد کردن، یا حتی برای اینکه دوباره خودش رو پیدا کنه.و اگه عشقت واقعی باشه، این فضا رو بهش میدی؛ بدون اینکه با عذاب وجدان یا فشار، مجبورش کنی زودتر برگرده.صبر کردن هم به این معنی نیست که زندگیت رو متوقف کنی و فقط منتظر بمونی. یعنی با وجود همه فاصلهها، سکوتها و گذر زمان، هنوز به اون ارتباط ایمان داشته باشی.عشقی که واقعاً قسمت تو باشه، گم نمیشه. وقتی هر دو قلب آماده باشن، دوباره راهش رو به سمتت پیدا میکنه. ❤@bidmajnoon_1975
یک روز به خودت میآیی که دیگر زمانی برای کارهایی که همیشه میخواستی انجام بدهی نداری.همین حالا انجامش بده...درودآدینه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
زندگی موسيقی است. و ذهن سر و صدايی گوش خراشبدليل سر و صداي ذهن،ما نمي توانيم موسيقي زندگي را بشنويم. تا زمانيكه ذهن و سر و صداي آنرا خاموش نكنيم، هرگز نخواهيم توانست از موسيقي زيباي زندگي آگاه شويم. وقتي ذهن غير فعال است، شادماني هست. وقتي ذهن فعال است، شادماني نيست. اين راز اساسي عرفان است. اگر از اين راز آگاه شوي،از همه رازهاي زندگي آگاه خواهي شد. كليد اين راز، شاه كليد تمام رازهاست.@bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۲نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیر از نوادگان اوست و داریوش سوم هخامنشی (دارایِ دارایان) را از نیاکان او دانستهاند. نخست کارنامه اردشیر بابکان به این نسبت گواهی داده و بازهم به نوشته شاهنامه، ساسان پدر اردشیر، از موبدان پارسی بود که ریاست معبد آناهیتای شهر استخر پارس را بر عهده داشت، از بازماندگان دارا که در فارس میزیست. اردشیر در دستگاه بابک که موبد آتشکده آناهیتا، همچنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت، ولی درباره نسبت او با بابک اختلاف وجود دارد. او به گواهی بسیاری از تاریخی نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجم اشکانی در دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر سرزمینی که خود به آن ایران میگفت را آغاز کرد در آغاز قرن سوم ساسانی تسلط خاندان اشکانی بر نواحی پارس کاهش یافته بود و هر شهر قابل اعتنایی برای خود شاه مستقلی داشت. مهمترین شهر پارس در این زمان شهر استخر بود و ساسان که از دودمان نجبا بود ریاست معبد اناهیتای شهر را بر عهده داشت. پس از وی پسرش بابک جانشینش شد. بابک از طریق روابط خوبی که با خاندان حاکم بر استخر یعنی بازرنگیها داشت پسرش اردشیر را به مقام ارگبدی دارابگرد رساند. اندکی بعد اردشیر برخی از حاکمان محلی پارس را مغلوب کرد و مقام آنها را بدست اورد سپس بر گوچهر شورید و وی را مغلوب کرده و خود حاکم شهر شد. اردشیر قصد داشت تمام ایالت پارس را بدست آورد اما پدرش سعی داشت این کار با رضایت شاه اشکانی باشد. شاه اشکانی - اردوان پنجم - وی و پسرش را به عنوان یاغی یاد کرد و از تایید حکومت پارس برای شاپور برادر اردشیر خود داری کرد. مدتی بعد بابک در گذشت و شاپور جانشینش شد. بین اردشیر و شاپور در گیری ایجاد شد که به با مرگ ناگهانی شاپور به نفع اردشیر به پایان آمد. اردشیر برادران باقیمانده اش را کشت و ایالت کرمان را نیز تسخیر کرد. در نهایت اردوان پنجم به حاکم اهواز دستور داد تا اردشیر را سرکوب کند اما اردشیر اصفهان را تسخیر کرده و سپس به جنگ حاکم اهواز شتافت. حاکم اهواز مغلوب شد و اردوان پنجم خود به نبرد با وی برخاست. در واپسین جنگ در جلگه هرمزدگان اردوان از اردشیر شکست خورده و کشته شد. اردشیر با دختر اردوان یا برادر زاده اش ازدواج کرد و در سال ۲۲۶ میلادی تاج گذاری نمود.ساسانیان رفتهرفته توانمندتر شده، هویت فرهنگی، نظامی و مذهبی ایرانشهر را نزدیک به چهارصد سال گسترش داده و مرزها را تا سالهای پایانی برپاییشان، به گستره امپراتوری هخامنشی نزدیکتر کردند، هرچند که با گذشت زمان، دستگاه مذهبی در کار کشورداری و دربار نفوذ بسیار نمود و نبردهای چندین ساله با رومیان نیز، کشور را فرسودند. پرده پایانی شاهنشاهیِ ایرانشهرِ ساسانی، در پایان دوره خسرو پرویز (به پهلوی: ابرویز) با پیروزی سپاه ایران در نبرد اورشلیم (در شاهنامه: گنگ دژ هودخ فرو افتاد. پیروزی در این نبرد ۲۱ روزه به فرماندهی شهروراز سردار خسرو، و با یاری جنگافزارهای سنگین و دژکوب و منجنیق، همراه شد با فرستادن چلیپای ترسایان (صلیب اصلی مسیح) از اورشلیم به پایتخت ایران. اما این رویداد خشم رومیان مسیحی را به دلیل بیاحترامی به چلیپای مسیح برانگیخت؛ نبردهایی به شکست و پَس نشینی سپاه ایران انجامید و سرانجام خسروپرویز، شاه نیرومند و با ارادهای که با وجود اشتباهها و معایبش، در دوران پادشاهی خود جلوی زیادهخواهی بزرگان را گرفته بود، با خشم بزرگان بخاطر شکستها، به ظاهر با نیرنگ و دسیسه از سوی برخی سپاهیان، و با همکاری پسرش شیرویه (قباد دوم) کشته شد.با مرگ خسرو، و در پی آن مرگ گمانبرانگیز قباد (که بسیاری از برادران خود را کشت)، در زمانی کمتر از شش ماه، چرخهای مرگبار از کینهتوزی، جاه طلبی و خونخواهی آغاز شد و به فروپاشی دستگاه ساسانی انجامید. بسیاری از بزرگان و ارتشیان کشته شدند تا آنجا که در نبود مردان خاندان شاهی، پوران دختر خسرو پرویز و پس از او، آزرمیدخت، خواهر پوراندخت را به شاهی برگزیدند. با گزینشهای پیدرپی و برگزیدن بیش از ده شاهنشاه در مدت چهار سال، یزدگرد سوم از سوی بزرگان استخر برگزیده شد ولی چون نسبتی نزدیک با شاه نداشت محبوبیتی نیافت. سرانجام لشکر خلیفه عمرابن الخطاب آگاه از ناتوانی مرزبانان، رفته رفته به کشور نفوذ کرد. بازمانده سپاه ایران در نبرد جسر (یا نبرد پل) پیروز شده، ولی دو نبرد سرنوشت سازِ قادسیه و جنگ نهاوند با پیروزی اعراب پایان یافتند و پس از سقوط نهاوند ایران دیگر نتوانست یکپارچگی خود را بار دیگر بدست آورد و همهٔ شهرهای ایران یکی پس از دیگری بهدست اعراب افتاد.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
اندر دل من درون و بيرون همه او استاندر تن من جان و رگ و خون همه اوستاينجاي چگونه کفر و ايمان گنجدبي چون باشد و جود من چون همه اوست@bidmajnoon_1975
فقط یک #اشتباه مادرزادی وجود دارد، و آن این است که می پنداریم زندگی میکنیم تا #خوشبخت باشیم...تا زمانی که بر این اشتباه مادرزادی پافشاری کنیم، جهان پر از تناقض به نظرمان میرسد؛زیرا در هر قدمی، در مسائل کوچک و بزرگ، مجبوریم این امر را تجربه کنیم که جهان و زندگی قطعا به منظور حفظ زندگی سرشار از خوشبختی آرایش نیافته اند.به همین دلیل سیمای تقریبا همه افراد سالخورده حاکی از احساسی است که ناامیدی خوانده میشود.@bidmajnoon_1975
ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﮔﻔﺖﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺪﻩ ﮔﺮﮒ ﮔﻔﺖ ﺍﺯﺑﺎﻻﯼ ﺗﭙﻪ ﺑﭙﺮﺭﻭﺑﺎﻩ ﮔﻔﺖ ﭘﺎﯾﻢ ﻣﯿﺸﮑﻨﺪﮔﻔﺖ ﺑﭙﺮ ﻣﯿﮕﺮﻣﺖ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﭘﺮﯾﺪ ﮔﺮﮒﻧﮕﺮﻓﺘﺶ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﺮﺍ.. ؟گرگ گفت درس اول :اعتماد یعنی مرگ@bidmajnoon_1975
شمابه اندازهٔ کافی،مهم هستید.نیازی نیستبه دیگران اثباتش کنید.هر چه کمترنیازمند تحسینِ دیگران باشیدبیشتر تحسین میشوید.درودپنج شنبه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
به خوابم آمدی با روی خندانگرفتم از دوچشمان تو من جاندر این صبح دل انگیز و مفرحچه قندی برتر از عشقت به دندان#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما پاکسرشتاناورمزدشید(پنجشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که همراه با آرامش و زیبایی باشد وپایانِ هفتهای بیهمانند را برایتان رقم بزند.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۲شاهنشاهی ساسانی و یا ساسانیان نام دودمانی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی (۴۲۷ سال) بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر (یا ارتخشتره؛ از ارت: مقدس، و خشتره: شهریار) بنا کرد. دودمان ساسانی آخرین دودمان پیش از دوره اسلامی در ایران بودند. شاهنشاهان ساسانی که ریشهشان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبهای a y r a n sh t r y ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند. پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود.جامعه ساسانی به گونه طبقاتی اداره میشد. جامعه به چهار طبقه موبدان - جنگاوران - دبیران و پیشه وران تقسیم میشد.دین رسمی نیز زرتشتی بود و اوستا و زند منابع اصلی حقوقی و دینی حکومت ساسانی محسوب میشدند.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
وطن ایران من جانم فدایتهزاران بار میمیرم برایتنگین تاج دنیا ، نامت ایرانبه گیتی شهره باشی بی نهایتبه کین دشمنان آماج دردینباشد مرهمی بر زخم هایت تو را من دوست دارم برتر از جانبه شهنامه تو ما را کن هدایتهر آنکس مهر ایران بر سرش نیستبتازم بر سرش اندر هوایتشدم آرش نژادم بوده کیوانکنم جان را فدای خون بهایت#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
دلبرمتو همانصبح سراپا عشقیکه به احساس توزنجیر شدهاین دل من#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما نیکسیرتانتیرشید(چهارشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که سرشار از بوی خوشِ بیتابیهای دلبرانه باشد.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
باز کن پنجره ی چشم هایت رابگذار ضجه بزند تند باد حوادث در گلوی شکسته ی استبدادزخم هایم را تماشا کنهرچند که این زخمها هرگز نخواهند توانست استیلای جلای روحم را که در جستجوی آزادیست کوچکترین خراشی وارد کندباز کن پنجره ی چشم هایت راتا ببینی خنجر سرد بی تفاوتی عقابها را در هنگامه ی رجز خوانی کرکس های سیاه#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۱امپراتوری اشکانی از فرهنگها، مذاهب و باورهای گوناگونی، بخصوص بطور عمده از آیینهای ایرانی و یونانی تشکیل میشد.گذشته از اقلیت یهودیان و تازه مسیحیان، بیشتر پارتها ( استانها ) چند خدا باور بودند. در اغلب موارد خدایان ایرانی و یونانی شبیه به هم یا مخلوطی از هم بودند. بطور مثال اهورا مزدا با زئوس، اهریمن با هادس، آفرودیت و هرا با آناهیتا، آپولو با میترا و شمش با هرمس شبیه به یکدیگرند. گذشته از خدایان و الهههای اصلی، هر شهر و گروه برای خود خدایی انتخاب میکرد. از سوی دیگر مانند حاکمان سلوکی، پادشاهان اشکانی نیز در آثار هنری خود را خدا نشان میدادند. احتمالاً این رسم شایعترین رسم مشترک پادشاهان بوده است.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما گرامیانبهرامشید(سهشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که سرشار از شادی، آرامش و عشق باشید.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
سراب، تنها امیدکویر استبرایسیراب شدن#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۲۰وجود امپراتوری کوشان در شمال هندوستان امنیت مرزهای شرقی امپراتوری اشکانی را تضمین میکرد. بنابراین از اواسط قرن ۱ میلادی به بعد، دربار اشکانی برروی تامین امنیت مرزهای غربی در برابر حمله رومیان متمرکز شد. یکسال پس از به زیر سلطه در آوردن ارمنیها توسط مهرداد دوم، لوسیوس کورنیلوس سولا، حاکم کیلیکیه با اوروبازوس سفیر اشکانی در کنار رود فرات جلسهای تشکیل دادند و در آن بر سر استفاده از رود فرات به عنوان مرز میان اشکانی و روم به توافق رسیدند.با وجود این توافق، در ۹۲ یا ۹۳ سال پیش از میلاد، پارت در برابر رهبر قبیلهای سلوکی به نام لائودیس و هم پیمانش آنتیوخوس جنگید و به پیروزی رسید. یکی از آخرین پادشاهان سلوکی به نام دمیتریوس سوم اکاروس، اقدام به محاصرهٔ بروئا کرد و با کمکهای نظامی همسایگان پارت، از اشکانی شکست خورد.اگرچه امپراتوری اشکانی نیروی نظامی دائمی نداشت، در عین حال توان جذب سریع نیرو برای مقابله با بحرانهای محلی را دارا بود. از سوی دیگر اگرچه کم تعداد اما محافظینی دائمی متشکل از اشراف، رعیا و مزدوران برای شخص شاه وجود داشت. همچنین پادگانهایی دائمی در دژهای مرزی جهت نگهبانی وجود داشتند که در کتیبههای اشکانی به اهدا درجات نظامی به فرماندهان این دژها اشاره شده است. علاوه بر این نیروهای نظامی برای اهداف دیپلماتیک نیز استفاده میشدند، بطور مثال زمانی که فرستاده چین در قرن ۲ پ. م از امپراتوری اشکانی بازدید میکرد، شیجی مدعیست که ۲۰٬۰۰۰ اسب سوار برای نگهبانی از وی به شرق فرستاده شدند. هرچند احتمالاً در رابطه با تعداد این نیروها اغراق شده است.جنس سکهها معمولاً از نقره بوده است. این سکهها شامل درهم و تترادرهم بوده و پول رایج در سرتاسر امپراتوری اشکانی بوده است.پادشاهان اشکانی در شهرهای صددروازه، سلوکیه و هگمتانه سکههای سلطنتی را ضرب میکردند. به احتمال زیاد این کار در مهردادکرت نیز صورت میگرفته است. در تمام دوره اشکانی از پیدایش تا فروپاشی، وزن سکهها به ندرت کمتر از ۳٫۵ گرم یا بیشتر از ۴٫۲ گرم میشده،[ همچنین وزرن تترادرهمها در حدود ۱۶ گرم بوده است. به نظر میرسد با فتح میانرودان توسط مهرداد اول، سکهها منحصراً در سلوکیه ضرب میشده است.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
یه صبح دیگهیه صدایی توی گوشم میگهثانیه های تو داره میرهامروز و زندگی کنفردا دیگه دیرنم نم بارونمیزنه به کوچه و خیابونیکی می خنده یکی غمگینهزندگی اینههمه ی قشنگیش همینهخورشید و نور و ابرای دور وهرچی که تو زمین و آسمونهبهم انگیزه میدهرها کن دیروز و زندگی کن امروز وهر روز یه زندگی دوباره استیه شروع جدیدهدوست دارم زندگی رواگه آسون یا سخت نا امید نمیشمچون دوست دارم زندگی رودوست دارم زندگی روچشمات و وا کن یه نگاه به خودت و دنیا کناگه یه هدف تو دلت باشهمیتونه کل دنیا تو دستای تو جاشهجاده ی دنیا میسازه واستکابوس و رویایکی بیدار و یکی خوابهراهت و مشخص کناین یه انتخابهاگه ابرای سیاه و دیدیاگه از آینده ترسیدیپاشو و پرواز کنتو افقای پیش رواگه به سرنوشت می بازیتو بخوای فردا رو می سازیکف دستات و ببر بالا و بگودوست دارم زندگی زو💜@bidmajnoon_1975
واژهها جهت میدن…همونی میشه که مدام به زبون میاریاز خوبی بگو تا راهش باز بشهاز امید بگو تا دنبالت بیاد...حتی شوخیهامون رو همبا کلمات روشن انتخاب کنیم.دروددوشنبه تون مبارک 💜امروزتون سرشار از فکرهای خوب و اتفاقها ی ناب@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما خوبانمهشید(دوشنبه)، بر شما خجسته و فرخنده باد؛باشد که سرشار از رویدادهای بهیادماندنی و شادیهای بیپایان باشد.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
صبح از نفست این دل من وام گرفتزان آتش عشقت به جهان کام گرفتآن گل که به صد جهان خریدار نداشتجمشید شد و به نام تو جام گرفت#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975
دلبرمتو همانصبح سراپا عشقیکه به احساس توزنجیر شدهاین دل من#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
شب باشد و رویای دو چشمان قشنگتدلتنگی و تنهایی من با دل سنگتبیمار و خمار دل شیدای تو باشمافسون تو و بغض منو آن دل تنگت#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975
پیله ام تنهایی استبرای قاب دلتنگی هایمتار گیسوی تو را بافته امپیله ام را نشکاف#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۱۹تاریخنگار رومی، ژوستین نقل میکند، اردوان دوم جانشین فرهاد شد و نبردهای مختلفی با چادرنشینان در شرق داشت. اردوان در نهایت توسط تخارها (که به عنوان یوئهژی شناخته میشدند) کشته شد. اگرچه بیور بر این باورست که ژوستین آنها را با سکاها اشتباه گرفته است. بعدها مهرداد دوم مناطق تصرف شده توسط سکاها را در سیستانپس گرفت.پس از عقب نشینی سلوکی از میانرودان، دربار اشکانی به حاکم بابل، هیمروس، دستور حمله به پادشاهی میشان را داد که در آن زمان هیسپائوسینس در چاراکس سپاسینو بر آن حکمرانی میکرد. زمانیکه این حمله شکست خورد، در ۱۲۷ پ. م هیسپائوسینس به بابل حمله کرد و سلوکیه را اشغال نمود. در ۱۲۲ پ. م مهرداد دوم، هیسپائوسینس را وادار به عقب نشینی از بابل کرد و از پادشاهی میشان حکومتی دست نشانده ساخت.پس از آنکه مهرداد دوم، کنترل دولت اشکانی را در غرب گسترش داد، دورا اروپوس را در ۱۱۳ پ. م اشغال کرد سپس با پادشاهی ارمنستان وارد جنگ شد. در ۹۷ پ. م، نیروهای ارمنی از سپاه اشکانی شکست خوردند، آرتاواز یکم سرنگون و فرزندش تیگرانس به گروگان گرفته شد.در ۱ پ. م پادشاهی پارتیان هند که شامل هند، و پاکستان امروزی بوده است با امپراتوری اشکانی هم پیمان میشود. در ۴۲ میلادی پس از بازید آپولونیوس، فیلسوف یونانی از دربار وردان پادشاه وقت اشکانی، وردان امنیت کاروان وی را برای سفر به پارتیان هند تامین کرد. زمانی که آپولونیوس به تکسیلا، پایتخت پارتیان هند میرسد، رهبر کاروان نامهای رسمی را که احتمالاً به زبان پارتی بوده است از طرف وردان برای مقامی هندی میخواند و آن شخص به گرمی از آپولونیوس مهمان نوازی میکند. بدنبال گسترش روابط دیپلماتیک توسط ژانگ کیان در آسیای مرکزی در دوره حکومت امپراتوری وو، نمایندگانی از طرف امپراتوری هان از چین در ۱۲۱ پ. م به دربار مهرداد دوم فرستاده شدند. این نمایندگان چینی اسباب برقراری روابط تجاری با حکومت اشکانی را از طریق جاده ابریشم فراهم کردند، اما از سوی دیگر نتوانستند اتحاد نظامی علیه کوچنشینان هیونگنو را بدست آوردند. امپراتوری اشکانی به واسطه دریافت مالیات از کاروانهای اوراسیایی و بخصوص کالاهای لوکس وارداتی توسط رومیان، وضعیت اقتصادی بسیاری خوبی را بدست آورده بود. همچنین مروارید که کالایی بسیار ارزشمند بود از چین به امپراتوری اشکانی صادر میشد و آنها نیز از اشکانی کالاهایی چون ادویه، عطر و میوه خریداری میکردند. در این بین هدایایی چون حیوانات از طرف پادشاه اشکانی به دربار امپراتوری هان نیز فرستاده میشد، بطور مثال در ۸۷ میلادی پاکور دوم یک شیر و یک غزال برای پادشاه ژانگ فرستاده بود.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
همه باکستر را به سختکوشی میشناختند؛اما تراژدی او تنبلی نبود، اعتماد بیچونوچرا بود.او بیشتر کار کرد، بیشتر فداکاری کرد، بیشتر باور کرد... و درست در همان زمان، خوکها مشغول نوشتن تاریخ به نفع خود و چپاول مزرعه بودند.گاهی استثمار، با شلاق آغاز نمیشود؛ با شعار، اعتماد و سکوت آغاز میشود.#باکستر #مزرعه_حیوانات #جورج_اورول #قدرت#آگاهی#باکسترنباشیم#باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما همراهانِ همیشگیمهرشید(یکشنبه)، بر شما فرخنده و خجسته باد؛باشد که همراهِ بهترین و زیباترین رویدادها سپری شود.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
ارزان شده محبت افسوس یار نیستاین جام شکسته با پینه سازگار نیستدر شهر چشم تو گم گشته ام هزار باراین طالع بد از آن چشم خمار نیستروزی به چشم سیاهت من اولین بودمحالا که آخر راهم وقت شعار نیستمضمون هر نوشته و شعر و سخن شدیاین شیوه باطل، درمان دل زار نیستدل خسته از این همه بی مهری شماپاداش عاشقی اما چوبه ی دار نیستما را نه حسرت عشق و نه برزخ شماستراحت بگویمت ای جان، فصل شکار نیست#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۱۸نام فرهاد یکم به عنوان توسعه دهنده کنترل حکومت اشکانی تا دروازه اسکندر و اشغال کننده آپمیا راجیانا ثبت شده است. با این وجود، بیشترین گستره قلمرو اشکانی و پرقدرتترین دوران حکومت اشکانی به مهرداد اول، برادر و جانشین وی تعلق دارد،(کسی که کاتوزیان او را با کوروش کبیر، بنیانگذار حکومت هخامنشیان مقایسه میکند.؟پس از مرگ دیودوتس دوم، روابط اشکانی و دولت یونانی باختر نیز رو به زوال گذاشت، بخصوص زمانیکه مهرداد یکم به آنجا حمله کرد و دو استان را در زمان حکومت اوکراتید یکم از آنان ستاند توجه مهرداد یکم به قلمرو سلوکیان و هرج و مرج در ماد به دلیل سرکوب شورشیان توسط تیمارخوس، اسباب حمله به ماد و تصرف هگمتانه را در ۱۴۸ یا ۱۴۷ پ. م فراهم کرد.این پیروزی فتح بابل و سلوکیه را در میانرودان به دنبال داشت، مهرداد یکم در ۱۴۱ پ. م در سلوکیه سکهای ضرب کرد و در مراسمی رسمی با عنوان شاهنشاه تاجگذاری نمود.[۲۸] زمانیکه مهرداد یکم در راه بازگشت به هیرکانی بود، سپاهش امپراتوری الیمائیس و پادشاهی میشان را تحت کنترل و شوش را تصرف کرد. در این زمان قلمرو حکومت اشکانی در شرق تا رود سند گسترش یافته بود.در حالیکه شهر صددروازه به عنوان اولین پایتخت اشکانی انتخاب شد، مهرداد یکم در سلوکیه، هگمتانه، تیسفون و شهر تازه تاسیس خود مهردادکرت اقامتگاههای شاهی نیز بنا کرد، علاوه بر این مهردادکرت محلی بود که در آن مقبرهای برای پادشاهان اشکانی ساخته شده بود و از آن نگهداری میشد.از سوی دیگر هگمتانه به اقامتگاه تابستانی خانواده سلطنتی اشکانی بدل گشت. شهر تیسفون نیز تا پیش از به حکومت رسیدن گودرز یکم به عنوان پایتخت انتخاب نشد، اما به نقل از بروسیوس به عنوان محلی برای تاجگذاریها مورد استفاده قرار میگرفت و شهری نمادین از حکومت اشکانی بود.دولت سلوکی که ناتوان از سرکوب بلافاصله شورش تروفون در ۱۴۲ پ. م بود،به هرشکل در ۱۴۰ پ. م توانست به رهبری دیمتریوس دوم در میانرودان به اشکانی حمله کند و علیرغم موفقیتهای اولیه، سلوکیان در نهایت شکست خوردند. در نهایت دیمتریوس دوم به دست سربازان اشکانی دستگیر و به هیرکانی برده شد. مهرداد یکم وی را تحت درمان و پذیرایی گرم خود قرار داد و حتی دختر خود، روزگون را به عقد او در آوردآنتیوخوس هفتم، برادر کوچکتر دیمتریوس دوم، در نبود برادرش حکومت سلوکی را به عهده گرفت و با همسر برادرش، کلوپاترا تیا نیز ازدواج کرد. آنتیوخوس پس از شکست تروفون در سال ۱۳۰ پ. م به سوی میانرودان برای بازپسگیری مناطق از دست رفته که در آن زمان زیر سلطه فرهاد دوم اشکانی بود، لشکرکشی کرد. او توانست بابل را فتح و شوش را تصرف کند و در آنجا سکهای ضرب نمود.پس از پیشروی سپاه آنتیوخوس به سوی ماد، دولت اشکانی سعی بر ایجاد صلح نمود، اما آنتیوخوس صلح را نپذیرفت مگر به شرط آنکه دولت اشکانی تمام سرزمینهای تصرف کرده بجز پارت را به دولت سلوکی باز گرداند، مالیات سنگینی بپردازد و دیمتریوس را آزاد کند. فرهاد دوم دیمتریوس را آزاد کرد و وی را به سوریه فرستاد، اما دیگر شرایط آنتیوخوس را نپذیرفت. در زمستان ۱۲۹ پ. م، قیامی علنی علیه آنتیوخوس در ماد شکل گرفته بود، چرا که ارتش او در طول زمستان از منابع روستاییان استفاده میکرد. آنتیوخوس در حالی که سعی بر سرکوب قیام ماد داشت، با هجوم نیروی اصلی سپاه اشکانی غافلگیر شده و در جنگ کشته شد. بدن او در تابوتی نقره به سوریه فرستاده شد، پسرش سلوکوس با خاندان اشکانی وصلت کرد و دخترش به حرمسرای فرهاد پیوست.سکه نقره با تصویر مهرداد دومدر حالی که دولت اشکانی مشغول بازپسگیری سرزمینهای از دست رفته خود در غرب بود، تهدید تازهای در شرق شکل میگرفت. در ۱۷۷-۱۷۶ پ. م اتحاد کوچنشینان هیونگنو، عشایر یوئهژی را از سرزمین خود که استان گانسو امروزی در شمالغربی چین باشد،بیرون راندن. یوئهژیها به سمت غرب در باختر مهاجرت کردند و جایگزین سکاها شدند. سکاها ناگزیر به سوی غرب حرکت کردند و به مرزهای شمال شرقی اشکانی یورش بردند. از این رو مهرداد اول پس از فتح میانرودان مجبور به بازگشت به هیرکانی شد برخی از سکاها علیه آنتیوخوس به سپاه اشکانی پیوستند. با این وجود بسیار دیر وارد نبرد شدند و فرهاد از پرداخت دستمزد آنان سرباز زد. در نتیجه سکاها علیه او شوریدند، فرهاد نیز سعی برسرکوب آنان با استفاده از سربازان سابق سلوکی نمود، اما آنها فرهاد را تنها گذاشته و به جمع سکاها پیوستند. در نهایت فرهاد به سوی این نیروی متحد لشکرکشی کرد، اما در جنگ کشته شد. #ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد#باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
.هر یک نفر که بتونه حسش را مثبت نگه داره ، ذهنیتش را مثبت نگه داره، حالشو خوب نگه دارهبه خودش،به دیگرانبه جهان پیرامونو تمامیت هستی داره لطف میکنه ...@bidmajnoon_1975
شمابه اندازهٔ کافی،مهم هستید.نیازی نیستبه دیگران اثباتش کنید.هر چه کمترنیازمند تحسینِ دیگران باشیدبیشتر تحسین میشوید.درودشنبه تون مبارک 💜@bidmajnoon_1975
وطن ایران من جانم فدایتهزاران بار میمیرم برایتنگین تاج دنیا ، نامت ایرانبه گیتی شهره باشی بی نهایت#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
صبح آمده و منتظر اعجاز استلبخند بزن که بهترین آغاز استگفتند به ما معجزه در ذات خداستاعجاز خود تویی ، بدان این راز است#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد Morning has arrived, waiting for a miracle.Smile—for that is the finest beginning.They told us that miracles dwell within the essence of God.The miracle is you yourself—know that this is the secret.#Arash_keyvan_nezhad@bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما یارانکیوانشید(شنبه)، نخستین روزِ هفته، بر همهی شما نیکان فرخنده و خجسته باد.آرزو دارم نیکترین روزها را در هفتهی پیشِ رو داشته باشید.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
آمدم تا روی ماهت را ببینم نیمه شبآسمان ابری شد از چشمان من پنهان شدی#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
باز هم نیمه شب و شرح پریشانی من باز هم حسرت یک بوسه به پیشانی منباز هم شعر و غزل منجی تنهایی منباز هم نیمه شَب و غُصه ی پنهانی من#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
#چگونه_دیکتاتور_درونمان_را_بشناسیمدیکتاتور کیست؟دیکتاتور چگونه است؟دیکتاتور چه رفتاری دارد؟با درود به همه ی دوستان و هم میهنان گرانمایههمه ی ما انسانها در پنهان خود دارای دیکتاتوری های پنهان و سرکوب شده ای هستیممنتهی زمانی که نمیتوانیم دیکتاتوری خود را بروز دهیم چهره ای حق به جانب و شرافتمندانه از خود به نمایش می گذاریم اما هنگامی که کمترین پیش نیازهای دیکتاتوری برای ما محیا گردید چهره ی پنهان و راستین دیکتاتور گونه ی خود را برای همگان به نمایش میگذاریم. دیکتاتور کسی است که برای دیگران تعین تکلیف میکند.دیکتاتورها همواره رفتار دیکتاتور گونه ی خود را در قالب قوانین پیاده سازی و اجرا مینمایند تا هرگز شناخته نشوند.براستی شما تا چه اندازه دیکتاتور هستید؟دیدگاه های خود را پیرامون این نوشتار به آی دی های@bidmajnoon1975 @keyvannezhadبفرستید.با سپاس #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
خواهم بیایی تا وجودم جان بگیردبر این کویر تشنه لب باران بگیردبنگر نگاهم را فراوان غصه داردباید بیایی اشک من پایان بگیردهر شب براهت می نشینم تا بیاییاین روح سرگردان کمی سامان بگیردهر جا ببینم چهره ی نورا نی ات رااز من رها باشی تنم هرمان بگیردشاید تو هم مانند من بیمار عشقیمشتاق عشقت درد بی درمان بگیرد#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
تاریخ ایران باستان ۱۷شاهنشاهی اشکانی (۲۴۷ پ. م. ۲۲۴ م) که با نام امپراتوری پارتها نیز شناخته میشود، یکی از قدرتهای سیاسی و فرهنگی ایرانی در ایرانزمین بود که ۴۷۱ سال بر قسمت اعظم غرب آسیا حکومت کرد.[ موسس و بنیانگذار این دودمان، اشک نامیده شد.این امپراتوری در قرن ۳ پیش از میلاد توسط اشک رهبر قبیله پرنی پس از فتح ساتراپ پارت در شمال شرقی ایران تاسیس گردید. وی سپس علیه سلوکیان قیام کرد. مهرداد یکم (۱۷۱–۱۳۸ پ. م) با تصرف مناطق ماد و میانرودان، قلمرو اشکانی را تا حد زیادی گسترش داد. پهناوری دولت اشکانی در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوههای قفقاز تا خلیج فارس را شامل میشد. به دلیل قرار گرفتن جاده ابریشم در گستره حکومت اشکانی و قرار گرفتن در مسیر بازرگانی بین امپراتوری روم و حوزه مدیترانه و امپراتوری هان در چین، این امپراتوری به مرکزی برای تجارت تبدیل شد.اصلیت اشکانیها از تیره ایرانی پرنی و شاخهای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای محدوده شرق دریای خزر بودند، آنان از ایالت پارت که مشتمل بر Greater Khorasan فعلی بود، برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبههای داریوش پَرثَوَه آمدهاست که به زبان پارتی، پهلوی میشود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز میتوان خواند. ایالت پارتیها از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقی دریای خزر و از شمال به ترکستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به کویر نمک و سیستان محدود میشد. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای خزر، آمل میزیستند، در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده، در ناحیه خراسان مسکن گزیدند. آمل در آن زمان پایتخت اقلیمی اشکانی بود.در عهد اشکانی جنگهای ایران و روم آغاز شد. حاصل عمده فرمانروایی اشکانی، رهایی کشورایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی که هدف نابودی ایران گرائی را در سر میپروراند و حفظ تمدن ایران از تهاجمات ویرانگر طوایف مرزهای شرقی و نیز، حفظ تمامیت ایران در مقابل تجاوز خزنده روم به جانب شرق بود. در هر سه مورد، مساعی آنان اهمیت قابل ملاحظهای برای تاریخ ایران داشت. جنگهای فرساینده با روم عامل عمدهای در ایجاد ناخرسندیهایی شد که بین طبقات جامعه حاصل میشد.نظام ملوکالطوایفی (استانمداری) که اسباب فقدان تمرکز در قدرت بود، اختلافات خانوادگی که همین عدم تمرکز آن را مخاطره آمیزتر میکرد و نفرت و مخالفت موبدان زرتشتی که سیاست تسامح و اغماض دینی (یا به عبارت صحیح تر نفرت و مخالفت مغان با سیاست آزادی دینی اشکانی که متضاد با انحصارطلبی ایشان بود) اشکانی را به نظر مخالفت مینگریستند، از عوامل انحطاط دولت اشکانی شد.حکومت اشکانی در اثر اختلافات داخلی و جنگهای خارجی در مدت حدود پنج قرن در شرق و غرب به تدریج ضعیف شدند و سرانجام به دست اردشیر مغ اردشیر اول ساسانی منقرض گردید.اشکانیها به یاری و پشتیبانی بزرگانی که مانند خود آنها از تیرهٔ ایرانی شمالی داهه بودند، با سربازگیری و لشکرکشی، نخست بر بخش پارت چیره شدند و پس از آن به گشودن سراسر ایران پرداختند و دولت ایرانی تازهای به وجود آوردند و باز هم آداب و آیین هخامنشی و ایرانی را رواج دادند. قدرت نخست از غرب و جنوبغربی به سوی شمال کشور، جابجا شد و مردم آنجا (شمالشرق) صفات ایرانی را پاکتر نگه داشته بودند. بنابر این دولت اشکانی با وجود رنگ یونانی اندکی که داشت، از دیدگاه ایرانی بودن حتی پاکتر از دولت هخامنشی بود. آنچنان که از زنجیره رویدادها و حرکت اشکانی (به ویژه مهرداد یکم) برمی آید، سیاست آنان زنده نمودن شکوه گذشته شاهنشاهی هخامنشی بودهاست.∗در سال ۲۴۷ پیش از میلاد سلسله اشکانیان (پارتیان) توسط ارشک یکم بنیان نهاده میشود.#ادامه_دارد #آرش_ڪــیــوان_نــڑاد #باما_شایسته_ی_یهترین_هائید @bidmajnoon_1975
آدینه را با عشق باید زندگی کرد با بوسه بر دستان دلبر بندگی کرد#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد @bidmajnoon_1975
درود بر همهی ایرانیانِ میهنپرست و پارسیگویانِ گیتیدرود بر همهی شما زیبااندیشانناهیدشید(آدینه)، شما، بر مدارِ عشق، آرامش و شادمانی، بایسته و شایسته باد؛باشد که روزگارتان سرشار از نیکی و روشنایی باشد.#آرش_ڪــیــوان_نــڑاد@bidmajnoon_1975