
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 12 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 12 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
ز شب خستگان یاد کنشبی آرمیدی اگرسلامی هم از ما رسانبه صبحی رسیدی اگربه حجّت در این داوریز دوزخ نشان می دهمبه دعوی، ز خوش باوریبهشت آفریدی اگرکجا میکند چارهایشبی بر ورق پارهایز خورشید انگارهایچو طفلان کشیدی اگر؟به پرواز رای آمدتافق زیر پای آمدتدو انگشت در این قفسبه سویی پریدی اگربنوش و بشو دست و روکریمانه پر کن سبوسخن آنگه از آب گوسرابی ندیدی اگربدین خالییِ آسمانمیفروز خورشیدسانبه پندار و وهم و گمانچراغی خریدی اگرز مرکوبِ دجّالهابه گوش من آید صداز گردونهی میتراصلایی شنیدی اگربدان خُردِ ابریشمینگمان بردی ای نازنینکه خود حجم دنیاست اینلعابی تنیدی اگر؟مرا تار تارِ عصبگدازد به دردی عجبتو زان کوکناری نسبغباری کشیدی اگرمنم چنگِ ناساز تونه یک دم همآوازِ توسراپای نومیدیامسراسر امیدی اگرسیمین بهبهانی
نهایت فرومایگی است اگر رفتار آدمی منحصر به ترس از تنبیه یا امید به پاداش باشد.آلبرت اینشتین
ساربان! آهسته ران کآرام جان در محملستچارپایان بار بر پشتند و ما را بر دلست...سعدی
موفقیت، پایان راه نیست و شکست هم پایان جهان نیست؛ چیزی که واقعاً اهمیت دارد، اراده برای ادامه دادن است.وینستون چرچیل
آن کیست کز رویِ کَرَم، با ما وفاداری کند؟بر جایِ بدکاری چو من، یک دَم نکوکاری کند؟اول به بانگِ نای و نی، آرد به دل پیغامِ ویوآن گه به یک پیمانه مِی، با من وفاداری کنددلبر که جان فرسود از او، کامِ دلم نَگْشود از اونومید نتْوان بود از او، باشد که دلداری کندگفتم «گره نَگْشودهام، زآن طُرِّه تا من بودهام»گفتا «مَنَش فرمودهام، تا با تو طَرّاری کند»پشمینهپوشِ تندخو، از عشق نشنیده است بواز مَستیَش رمزی بگو، تا تَرکِ هشیاری کندچون من گدایِ بینشان، مشکل بوَد یاری چنانسلطان کجا عیشِ نهان، با رندِ بازاری کند؟زآن طُرِّهٔ پُر پیچ و خَم، سهل است اگر بینم ستماز بند و زنجیرش چه غم، هر کس که عیّاری کند؟شد لشکرِ غم بی عدد، از بخت میخواهم مددتا فخرِ دین عَبدُالصَّمَد، باشد که غمخواری کندبا چشمِ پُر نیرنگِ او، حافظ! مکن آهنگِ اوکآن طُرِّهٔ شبرنگِ او، بسیار طَرّاری کند.حافظ