عقاب عزيز،با گردن سفيد افراشته پرانپران قهوهاىچونان توتم سرخپوستىبراى خراش آسمان اينباربراى بار…
انتشار: 2026/08/04 07:26 UTCدریافت: 2026/08/15 03:28 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:28 UTC
عقاب عزيز،با گردن سفيد افراشته پرانپران قهوهاىچونان توتم سرخپوستىبراى خراش آسمان اينباربراى بارانو ديدن لذتبخش اسبان جنگندهى آزادسرازير به اتاق مننشسته روى پيشانى صندلىتاريکى مرا لمس کردو تو دخترانه نگاهش کردى **راحتترى بپرى بروىدوست دارم بمانى اماهمانطور که روزى مرا فرورفته بودىاز ابرهاى يکسره ى بافتهشده که انداخته بودىاش پايينبالا را رفته بودمهمان روز که درختان تنومند چنار راپوشيده درزهاش را گرفته بوديمدستانت روىتمام چرخدندههاى من بودوقتى زنگ زدىکه نيستى ديگر من فرسوده شدمروى فرود زمينبا نواى غماندود قرهنىپاشيده روى رشکهاى خاکسترىگندمهايى که بيمارى قارچى گرفته بودندروى حصار خانگى خاکهاى فقيرو کسى که مبهوت شلوغى خيابانهاست مبهوت ضرباهنگ کوبيدن دستهابراى بازپسگيرى حقىدر آن روزهاى بهارىکه هنوز محقق نشدهپايههاى موريانهوار تريبونهاسستزدهتر از دمل چرکين از سرهاى بزرگ براى ترکيدنمبهوت مردمى که رختهاشان را بىگيره مى آويزند در بادعقاب جان،پروانه هم نيستم که بپرمو اين دردناکترين قسمت من استتراژدى اين روزهاى منمیبينىراحتترى بپرى بروىدوست دارم بمانى اماهمانطور که روزى روييده بودىام از آستينهامايستاده بودىام از قلبکه رگهاش تپانچهوار خونهاى نابسامان را دود مىکندجريان وحشى هيچکه خوانده بودیام براى ماجراى از اول ايستادن از قلباز نقطهى معتقد به اعتقاداز ايستادن وسط رعدوبرقمخلوطى از اعتقاد سرخپوستى به بارندگىو دارندگى عقابى چنين آزادپس از آنپس از توفانپس از دود کردن خونهاى نابسامانکه علامتىست براى بازآمدنتو ماندنتو روييدنت در من#نجمه_مظفریبیداد موریانهها (ویژهی شعر زن):@bidaademooriyanehaa