🌐توافقنامه مکه؛ شکلگیری ناتوی اسلامی یا اقدامی فاقد اثر راهبردی؟#تحلیل_کوتاه#غرب_آسیا📝 مهدی آشنا🔹دو روز پیش، «توافقنامه دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد که بر اساس آن حمله علیه هر یک از سه کشور، حمله علیه هر سه تلقی میشود. اگرچه جزئیات دقیق توافق هنوز منتشر نشده، تحلیلها درباره ماهیت آن از پایهگذاری ناتوی اسلامی تا اقدامی نمادین و فاقد اثر راهبردی متفاوت است.💢بحران یمن🔸در نگاه نخست، توافق را میتوان محصول شرایط کنونی عربستان، بهویژه درگیری با انصارالله و تلاش ریاض برای استفاده از اهرم نفوذ پاکستان و ترکیه برای اقناع ایران به مهار انصارالله دانست. با این حال، تقلیل توافق به این هدف کافی نیست؛ زیرا منافع آن برای ترکیه و پاکستان در چنین چارچوب محدودی نمیتواند هزینهها و ریسکهای پذیرش تعهد دفاعی را توجیه کند.💢محیط متحول منطقهای🔸یکی از دلایل اصلی توافق، فروپاشی نظم پیشین منطقه پس از ۷ اکتبر و تلاش بازیگران برای شکلدهی به نظم آینده و پوشش ریسکهای امنیتی خود است. شکلگیری «گروه چهار» شامل ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر –که از ایران نیز برای مشارکت در آن دعوت شده بود- بر همین برداشت استوار بوده است.🔸برای عربستان، دشوار شدن ادامه عادیسازی و روشن شدن محدودیت اتکای کامل امنیتی به آمریکا دلیلی مهم است. برای ترکیه، گسترش محیط عملیاتی اسرائیل و همپوشانی آن با محیط عملیاتی ترکیه در سوریه، محرک مهم است. پاکستان نیز با هدف موازنهسازی در برابر هند و تقویت روابط اقتصادی با کشورهای خلیج فارس، انگیزههای مهمی برای این همکاری دارد.💢تاثیر جنگ ایران-آمریکا🔸تصور تضعیف ایران پس از ۷ اکتبر و ضرورت موازنهسازی جدید در برابر اسرائیل عامل مهم نزدیکی عربستان به پاکستان و ترکیه بود. اما جنگ رمضان تصویری دیگر از این ایران خلق کرده که براساس آن در صورت تداوم تابآوری در برابر آمریکا، تهران میتواند نقشی تعیینکننده در معادلات سیاسی در جنوب خلیج فارس پیدا کند. تلاش انصارالله برای شکستن معادله محاصره در همین چارچوب تفسیر میشود. در نتیجه، نگرانی از آسیبپذیری نظامهای سیاسی منطقه در شرایط کاهش اعتبار حمایت آمریکا، اهمیت موازنهسازی در برابر ایران را افزایش داده است.💢بخشی از ائتلافسازی آمریکا؟🔸آیا توافق مکه میتواند بخشی از تلاش آمریکا برای آغاز مرحله جدیدی از جنگ علیه ایران باشد؟ در سناریوی بدبینانه، ممکن است توافق برای مهار پاسخ منطقهای ایران، تقسیم نقشها در جریان جنگ و هماهنگی درباره حوزههای نفوذ پس از جنگ با آمریکا شکل گرفته باشد. تفاوت منافع سه کشور، نبود چشمانداز روشن پیروزی و نامشخص بودن سهم آنها، چنین سناریوی برنامهریزیشدهای را بعید میکند. با وجود این، توافق میتواند ابزاری برای پوشش ریسکهای جنگ جدید علیه ایران باشد.💢کارکردهای خرد امنیتی🔸دغدغههای امنیتی اعضا متفاوت است و ظرفیتهای آنها میتواند مکمل یکدیگر باشد. با این حال، بعید است توافق در شرایط حساس کنونی برای مقابله با تهدیدات خرد یا بازیگران غیردولتی شکل گرفته باشد. تهدیدهای اصلی مورد توجه اعضا بیشتر دولتی هستند: پیامدهای جنگ ایران–آمریکا برای عربستان، هند برای پاکستان و اسرائیل برای ترکیه.💢معنا برای نظم بینالملل🔸توافق مکه نمونهای از تشدید سیالیت ائتلافها در دوره گذار نظم جهانی است. عربستان از جستجوی تضمین دفاعی آمریکا به رویکردی منطقهایتر روی آورده است. ترکیه نیز با وجود اختلافات گذشته، به عربستان نزدیکتر شده است. جنبه دیگر این توافقنامه را باید در نمایان شدن غرب آسیا به عنوان قطب جدید در معادلات نظم بینالملل این بار نه لزوماً به عنوان میدان رقابت قدرتهای بزرگ بلکه به عنوان جغرافیایی دانست که سطح بالای پویاییهای میان واحدهای آن میتواند دارای تاثیرات قابلتوجه بر نظم جهانی باشد.💢ابهامات و نقایص🔸مهمترین نقص توافق، نبود جهتگیری روشن است. مشخص نیست پیام بازدارنده آن دقیقاً متوجه چه طرفی است. ابهام در تعریف متجاوز، تشخیص مسئول آغاز درگیری، قلمرو تحت پوشش و سطح مشارکت دفاعی مورد انتظار نیز اثربخشی آن را محدود میکند. مشکل دیگر، نبود عضو محوری مانند آمریکا در ناتو برای بسیج اعضا در برابر تهدید مشخص است. همچنین معلوم نیست عملگرایی جدید سه کشور تا چه اندازه میتواند بر تفاوتهای ایدئولوژیک آنها غلبه کند.💢جمعبندی✅در مجموع، ماهیت سیاسی توافق مکه پررنگتر از جنبه نظامی و امنیتی آن است. توافق بیش از آنکه یک پیمان دفاع جمعی کلاسیک باشد، نشانه تلاش سه کشور برای بازتعریف جایگاه خود در محیط امنیتی متحول منطقه و پوشش ریسکهای ناشی از بیثباتی نظم موجود است.✅اندیشکده تهران✅👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🔵🔴 هیچ توافق خوبی با ایران ممکن نیست✍ واشنگتنپست هیئت تحریریه واشنگتنپست جنگ ترامپ علیه ایران را یک «شکست راهبردی» میداند، اما استدلال میکند که پاسخ مناسب، توافق و سازش با تهران نیست؛ بلکه بازگشت به سیاست سنتی «مهار» است. بهنوشته این روزنامه، تمایل ترامپ به معرفی هر توافق بهعنوان پیروزی، در قبال ایران او را به بنبست رسانده است. حملهای که در فوریه آغاز شد نتوانست به اهداف اصلی خود دست یابد. کشتهشدن علی خامنهای موجب فروپاشی حکومت نشد؛ موشکهای ایران همچنان تهدیدی جدی برای منطقهاند؛ گروههای نیابتی تهران فعال باقی ماندهاند و بمبارانها، با وجود واردکردن آسیب شدید به برنامه هستهای، انگیزه ایران برای دستیابی به بمب اتمی را افزایش دادهاند. تهران نیز اکنون مدعی کنترل تنگه هرمز است. محور تفاهمنامه ژوئن میان ایران و آمریکا، مبادله بازگشایی هرمز با لغو تحریمها و محاصره دریایی بود. اما متن توافق عمداً یا سهواً روشن نکرد چه کسی تنگه را اداره خواهد کرد. ایران معتقد بود میتواند مقررات عبور کشتیها را تعیین و «هزینه خدمات» دریافت کند و برای این منظور «سازمان تنگه خلیج فارس» را تشکیل داد. ترامپ این اختلاف را نادیده گرفت و توافق را امضا کرد، اما پس از حمله ایران به کشتیها در ماه ژوئیه، جنگ از سر گرفته شد. بهنوشته واشنگتنپست، ازسرگیری حملات واقعیتهای میدانی را تغییر نداد. ایران همچنان به کشتیها حمله کرد و بازداشته نشد. کمبود موشکهای رهگیر، زیرساختهای متحدان آمریکا را در معرض خطر قرار داده و رهبران کشورهای خلیج فارس نیز از ترامپ خواستهاند حملات تازهای انجام ندهد، زیرا شهرهای آنها هدف پاسخ ایران قرار خواهند گرفت. تردید ترامپ درباره بهخطرانداختن نیروهای آمریکایی نیز این پیام را به تندروهای ایران داده که او آمادگی تشدید بیشتر جنگ را ندارد. بااینحال، هیئت تحریریه معتقد است واشنگتن هنوز اهرمهای مهمی در اختیار دارد. محاصره دریایی اقتصاد ایران را بهشدت آسیب زده، ارزش پول ملی را کاهش داده و صادرات نفت را به سطحی بسیار پایین رسانده است. تحریمها همچنان برقرارند، دهها میلیارد دلار از داراییهای ایران مسدود مانده و قرارگرفتن رفع تحریمها در صدر مطالبات تهران نشان میدهد این فشارها برای حکومت اهمیت زیادی دارند. مقاله تصرف هرمز توسط ایران را نوعی «گروگانگیری» توصیف میکند، اما میگوید این گروگان عملاً پیشتر هدف قرار گرفته است: بازارها بستهماندن تنگه را در قیمتها محاسبه کردهاند و اگرچه نفت گران شده، قیمتها هنوز فاجعهآمیز نیست. در همین حال، تولیدکنندگان بهتدریج مسیرهای جایگزین را توسعه میدهند. دولت ترامپ مدعی است اکنون روزانه پنج تا هفت میلیون بشکه نفت از طریق خطوط لوله ارتقایافته و پایانههای جدید، بدون عبور از هرمز، از منطقه صادر میشود. عربستان نیز در حال تشکیل ائتلافی چندملیتی برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ در برابر نیروهای نیابتی ایران است. واشنگتنپست توصیه میکند آمریکا با ارائه اطلاعات نظارتی و پشتیبانی فرماندهی از این ائتلاف حمایت کند. از نظر هیئت تحریریه، سیاست مهار در حال نتیجهدادن است. آمریکا باید محاصره را پایدارتر کند: تعداد کشتیهای درگیر در توقیف مستقیم را کاهش دهد، اما هر کشور یا شرکتی را که نفت عبورکرده از محاصره ایران را خریداری میکند تحریم کند. داراییهای مسدودشده تهران نیز نباید آزاد شوند و نیروهای نیابتی ایران در یمن، عراق، لبنان و غزه باید بهطور مستمر تحت فشار قرار گیرند. در کنار فشار اقتصادی و منطقهای، ترامپ باید تهدید به تشدید جدی نظامی را حفظ کند، بهویژه اگر ایران کوچکترین اقدامی برای بازسازی برنامه هستهای خود انجام دهد. مقاله هشدار میدهد که لغو تحریمها و تزریق منابع مالی تازه به تهران، رفتار حکومت را پاداش میدهد و هزینه دور بعدی درگیریهای منطقهای را تأمین میکند. نتیجه مقاله این است که ترامپ باید از تلاش برای دستیابی به توافقی که شکست جنگ را رسمیت میبخشد صرفنظر کند. از نگاه هیئت تحریریه، یک معاملهگر ماهر باید بداند چه زمانی از مذاکرات کنار بکشد و بهجای سازش با ایران، سیاست مهار بلندمدت را دنبال کند.@AmericanStudiesT.me/bestdiplomacy
🔵🔴 جنگ مغلوبه🌘چرا نسخه قدیمی مبارزه با فساد دیگر جواب نمیدهد؟✍🏻 آزاده خرمیمقدم/ نویسنده نشریه🔹سالهاست که دولتها و نهادهای بینالمللی، نبردی تمامعیار را علیه «فساد» آغاز کردهاند. میلیاردها دلار هزینه شده، قوانین سختگیرانهتری وضع شده و نهادهای نظارتی متعددی تاسیس شدهاند. اما با این همه، چرا هنوز هم در بسیاری از نقاط جهان، فساد نهتنها عقبنشینی نکرده، بلکه گویی در برابر این حملات، پوستاندازی کرده و مقاومتر شده است؟ گزارش اخیر بانک جهانی با عنوان «استفاده از بینشهای رفتاری در مبارزه با فساد»، پاسخی ساده اما تکاندهنده به این پرسش میدهد: شاید ما سالها با فساد اشتباه مبارزه کردهایم. ما تاکنون فقط با «معلولها» جنگیدهایم و از «انسان» پشت میزها غافل ماندهایم. 🔹فساد، پیش از آنکه محصول قوانین بد باشد، محصول «رفتار انسانی» است؛ رفتاری که در شبکهای پیچیده از سوگیریهای ذهنی، فشارهای اجتماعی و ساختارهای نهادی گرفتار شده است. برای سالها، نسخه رایج مبارزه با فساد تقریباً در همه کشورها یکسان بوده است: قوانین سختگیرانهتر بنویس، نهادهای نظارتی را تقویت و مجازاتها را سنگینتر کن. منطق این رویکرد ساده بهنظر میرسید؛ اگر هزینه ارتکاب فساد از منفعت آن بیشتر باشد، یک انسان عقلانی هرگز رشوه نمیگیرد یا از قدرت سوءاستفاده نمیکند. این همان تصویری است که اقتصاد کلاسیک از انسان ارائه میکند؛ موجودی که پیش از هر تصمیم، سود و زیان را با دقت محاسبه میکند.🔹انسانها دوست دارند خود را افرادی اخلاقمدار بدانند. بههمین دلیل، حتی هنگام انجام رفتارهای نادرست نیز برای خود توجیه میتراشند. عباراتی مانند «این فقط یک هدیه کوچک است»، «حقوقم کفاف زندگی را نمیدهد» یا «اگر من نگیرم، نفر بعدی میگیرد»، نمونههایی از همین خودفریبی اخلاقیاند. این توجیهها باعث میشوند فرد، بدون آنکه احساس گناه کند، همچنان تصویری مثبت از خود در ذهنش حفظ کند و مرز میان رفتار سالم و فاسد، بهتدریج محو شود.🔹شاید بزرگترین اشتباه ما در مبارزه با فساد این بوده که سالها تصور کردهایم با نوشتن قانونهای بیشتر و تعیین مجازاتهای سنگینتر، میتوان رفتاری را تغییر داد که ریشههایش در ذهن، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی تنیده شده است. اما تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد فساد بیش از آنکه یک مسئله صرفاً حقوقی باشد، مسئلهای رفتاری است؛ پدیدهای که از تعامل انسان با محیط پیرامونش زاده میشود. بههمین دلیل، مبارزه با فساد نه یک عملیات ضربتی، بلکه یک دو استقامت است؛ مسیری طولانی که در آن، تغییر ذهنیتها و بازطراحی نهادها، به همان اندازه اهمیت دارد که اجرای قانون. انسانها ماشینهای محاسبهگر نیستند.متن کامل گزارش را اینجا بخوانید.@bestdiplomacy
🔵🔴کشور عجیبی که ایران نام داردطاغوت سوم*، عوام بودند که من در جای دیگر آنها را «گناهکارانِ بیگناه» خوانده بودم.این جمع بر اثر نادانیِ خویش جز آنکه به زیانِ خود قدم بردارند و آلتِ دست و هِیمهی آتشِ دو طاغوتِ اوّل بشوند، کاری نمیکردند. به کمک و تجهیزِ عوام بود که امیران ترک و مغول میتوانستند بر کشور پهناور کهنسالی چون ایران حکومت کنند، و اگر اختلالی پیش میآمد، ایلخانان مغول برای چاره، حداکثر رو به مسلمانیِ مصلحتی میبردند. همین مردم بودند که به روایت داستان، ربودن پارهای از گوشت تن شاگرد ناصرخسرو را مجرّب میشناختند. هزاران حکایت و نقل و مثل در کتابهای فارسی هست، حاکی از آنکه «اینان با جهلِ خویش و سرِ انباشته از اوهام، تنها وسیلهی تسهیلِ تسلّطِ ظالمان بر خود بودند».برای نمونه، یک ماجرا از صد ماجرای مشابه را در این جا میآورم، و آن واقعهای است که در «راحَة الصّدور» راوندی حکایت شده است، در جریان حملهی غُزان به نیشابور.نخست از غُزان میگوید: «تيغ در نهادند و چندان خلق را در مسجد کشتند که کشتگان در خون ناپیدا شدند» و «اسیران شکنجه میکردند و خاک در دهان میآکندند، تا اگر چیزی دفین کرده بودند، مینمودند، اگر نه میمردند» آنگاه میآید بر سرِ مصیبتِ بزرگتر که پس از تخلیّهی شهر از غُزها عارض شده، مینویسد: «شهر را به سبب اختلاف مذاهب، حقاید قدیم بود. هر شب فُرقتی از محلّتی حشر میکردند و آتش در محلّتِ مخالفان میزدند، تا خرابهها که از آثار غُز مانده بود، اطلال شد، و قحط و وبا بدیشان پیوست تا هر که از تیغ و شکنجه جَسته بود به نیاز بِمُرد...». (چاپ محمّد اقبال، ص ۱۸٠_۱۸۲).خلاصهی کلام آن است که پس از رفتنِ غُز، غُزِ بزرگتر یعنی فرقهگرایی و تعصّبِ عوامانه، بازماندهی جان و مال و آبادانی را به بادِ نیستی داد: من از بیگانگان هرگز ننالمکه با من هرچه کرد، آن آشنا کرد.*اول شاهان دوم عالمان دنیادار و سوم عوام #سخنها_را_بشنویم💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشنT.me/bestdiplomacy
🔵🔴 #مسعود_نیلی اقتصاددان:رفع تنش خارجی و بازسازی سرمایه اجتماعی بر حل ناترازی در حوزه انرژی در شرایط فعلی اولویت مهم تری دارداول بودجه نهادهای سربار و فاقد بازدهی را قطع کنید....@bestdiplomacy
🔵🔴ایران فرزندانش را فراموش نمیکندخطر اعدام بعد انقلاب منو تهدید میکرد!دکتر #شهریار_عدل (۱۳۹۴-۱۳۲۲) از برجستهترین باستانشناسان و ایرانشناسان معاصر بود. او نقش مؤثر در پروندههای ثبت جهانی آثار ایران در یونسکو داشت؛ از جمله در نخستین ماههای پس از انقـلاب، هنگامی که جماعتی تصمیم داشتند تختجمشید را ویران کنند شهریار عدل در اقدامی هشیارانه و ستودنی توانست با هزینه شخصی خویش تختجمشید، چغازنبیل و میدان نقش جهان اصفهان را در فهرست میراث فرهنگی جهان یونسکو به ثبت رساند. همچنین به دنبال میراث به تاراج رفته ایران رفت و برخی را با ارائه سند و مدارک کافی به ایران برگرداند.T.me/bestdiplomacy
🔵🔴صلح باشکوه تر از جنگ است!✍جواد رنجبر درخشیلرعکس های جنگنده ها باشکوه است؟ عکس ناوهای هواپیمابر؟ عکس فرماندهان نظامی با درجه ها و کلاه؟ خود جنگیدن هم باشکوه است؟ سلاح ها و شلیک ها و انفجارها! منفجر شدن دشمن! لحظه ای که قدرت بشر نمایان می شود. می دانیم که قدرت همواره جذاب و شیرین است.در شاهنامه بیت هایی است که شکوه جنگ و جنگاوران را نشان می دهد. در داستان گشتاسب با ارجاسب درباره زریر یکی از بزرگترین پهلوانان آمده است: بیاید پس آن نره شیر دلیرنبرده سوار آنکه نامش زریر به پیش اندرآید گرفته کمندنشسته بر اسپندیاری سمندابا جوشن زر درخشان چو ماهبدوی اندرون خیره گشته سپاههمگان از شکوه زریر مات و مبهوت مانده اند.صورت بندی معانی و مفاهیم اصلی زندگی در طول تاریخ بشر چنان است که جنگ را در پیوند با قدرت باشکوه می پندارد. بخشی بزرگ از ادبیات جهان و تاریخ نگاری و نظریه ها مربوط به جنگ است.چرا در نظر بشر صلح چنین شکوه و عظمت ندارد؟صلح در مقابل جنگ، کاری است که معمولا پنهان داشته می شود. شاید دلیل اصلی آن است که صلح با قدرت پیوند ندارد. صلح گذشتن و عقب نشستن و سکوت و تحمل و شکیبایی است. در نزد عامه، این پنج کار، نه تنها شکوهی ندارد که گاه کنش هم تلقی نمی شود. انفعال است.بین مردی که فریاد می کشد و زنی که شکیبایی می کند طبیعی است که توجه ها به مرد جلب می شود. آیا صلح هیچ شکوهی ندارد و هیچ نوع جذبه و جاذبه ای هم؟برای دیدن شکوه صلح، شکوه صبر و تحمل و سکوت، مردسالاری اعمال کننده قدرت مانع اصلی است. کسانی که شکوه گذشتن و بخشیدن را نمی بینند و آن را در برابر کشتن و نابودکردن سستی تلقی می کنند در لایه های عمیق ذهنی و اندیشه ای خود جایی برای زندگی صلح آمیز باقی نگذاشته اند. آن ها زندگی را در پیچ و خم قدرت می جویند و همانند کسی که از نقاشی پابلو پیکاسو جز خطوط درهم چیزی نمی بیند از رفتار مبتنی بر صلح چیزی در نمی یابند. یکی از مهم ترین مخالفت ها با رفتار صلح آمیز از هراس از دست دادن است. مخالفان صلح تصور می کنند که با رفتار صلح آمیز نفع مادی یا آبرو یا قدرت سیاسی یا اعتبار اجتماعی خود را از دست خواهند داد. در این باور جنگیدن حفظ ارزش هاست. بنابراین فعل جنگیدن را همه جا و برای همه چیز به صورتی بی رویه استفاده می کنند. حتی گاه برای عشق و عاطفه و ازدواج هم از فعل جنگیدن استفاده می شود که سخت نامتناسب است.تجربه بشر ثابت می کند که جنگیدن راه رسیدن به هدف ها است، اما راهی گران و سخت و ناهموار است. گاه آنچه به دست می آید از آنچه از دست می رود کم تر است. راه صلح آمیز سود کم مستمر است و زندگی را به مصداق «قطره قطره جمع شود…» می سازد. صلح همانند پیاده روی کردن مستمر روزانه است. انسان را تندرست نگاه می دارد، بی آنکه بتوان به آن افتخار کرد.رفتار صلح آمیز نشانه پیچیدگی فرهنگی فرد و بلوغ اندیشه ای اوست. دفاع نیز از مقوله صلح است و مبتنی بر سطحی بالا از تعلق فرهنگی. جنگ به معنای تجاوز، برعکس صلح، نشانه سطحی بسیار پایین از بلوغ فکری است. جنگاوران با همه جنگنده ها و ناوهایشان در اوج تکنولوژی ضعف اندیشه ای و فرهنگی هراسناکی را نمایش می دهند؛ شکوه ظاهر و پلیدی باطن.T.me/bestdiplomacy