🔵🔴کشور عجیبی که ایران نام داردطاغوت سوم*، عوام بودند که من در جای دیگر آنها را «گناهکارانِ بیگناه»…
انتشار: 2026/08/15 08:42 UTCدریافت: 2026/08/16 02:39 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 02:39 UTC
🔵🔴کشور عجیبی که ایران نام داردطاغوت سوم*، عوام بودند که من در جای دیگر آنها را «گناهکارانِ بیگناه» خوانده بودم.این جمع بر اثر نادانیِ خویش جز آنکه به زیانِ خود قدم بردارند و آلتِ دست و هِیمهی آتشِ دو طاغوتِ اوّل بشوند، کاری نمیکردند. به کمک و تجهیزِ عوام بود که امیران ترک و مغول میتوانستند بر کشور پهناور کهنسالی چون ایران حکومت کنند، و اگر اختلالی پیش میآمد، ایلخانان مغول برای چاره، حداکثر رو به مسلمانیِ مصلحتی میبردند. همین مردم بودند که به روایت داستان، ربودن پارهای از گوشت تن شاگرد ناصرخسرو را مجرّب میشناختند. هزاران حکایت و نقل و مثل در کتابهای فارسی هست، حاکی از آنکه «اینان با جهلِ خویش و سرِ انباشته از اوهام، تنها وسیلهی تسهیلِ تسلّطِ ظالمان بر خود بودند».برای نمونه، یک ماجرا از صد ماجرای مشابه را در این جا میآورم، و آن واقعهای است که در «راحَة الصّدور» راوندی حکایت شده است، در جریان حملهی غُزان به نیشابور.نخست از غُزان میگوید: «تيغ در نهادند و چندان خلق را در مسجد کشتند که کشتگان در خون ناپیدا شدند» و «اسیران شکنجه میکردند و خاک در دهان میآکندند، تا اگر چیزی دفین کرده بودند، مینمودند، اگر نه میمردند» آنگاه میآید بر سرِ مصیبتِ بزرگتر که پس از تخلیّهی شهر از غُزها عارض شده، مینویسد: «شهر را به سبب اختلاف مذاهب، حقاید قدیم بود. هر شب فُرقتی از محلّتی حشر میکردند و آتش در محلّتِ مخالفان میزدند، تا خرابهها که از آثار غُز مانده بود، اطلال شد، و قحط و وبا بدیشان پیوست تا هر که از تیغ و شکنجه جَسته بود به نیاز بِمُرد...». (چاپ محمّد اقبال، ص ۱۸٠_۱۸۲).خلاصهی کلام آن است که پس از رفتنِ غُز، غُزِ بزرگتر یعنی فرقهگرایی و تعصّبِ عوامانه، بازماندهی جان و مال و آبادانی را به بادِ نیستی داد: من از بیگانگان هرگز ننالمکه با من هرچه کرد، آن آشنا کرد.*اول شاهان دوم عالمان دنیادار و سوم عوام #سخنها_را_بشنویم💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشنT.me/bestdiplomacy