تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 01:43 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
بنامِ سماع...کانال تلگرام حضرت مولانا و شمس تبریزی|عرفان و حقیقت|بشنو این نی چون شکایت می کنداز جدایی ها حکایت می کند@hosseinbayramlouآیدی ما در تلگرام و اینستاگرام :@beeshno
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 19 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
حق تعالی با بایزید گفت که: «یا بایزید! چه خواهی؟»گفت: «خواهم که نخواهم.»زیرا همه رنجها از آن میخیزد که چیزی خواهی و آن میسّر نشود. چون نخواهی، رنج نمانَد.#مولوی #فیه_مافیه@beeshno
تمام عمر برای جلب رضایت و توجه مردم و خاطر این و آن زندگی کردیم. و تلاشمان هم بیهوده و بیحاصل بود، هر چه را که چشم داشتیم از رضایت دیگران بدست آوریم ، چیزی حاصلمان نشد. تنها خود را خسته کردیم. آری اغلب مردم تنها در روزگار خوشی و سلامتی یارند و در سختی و غم کسی را #مهربانتر از خداوند نخواهی یافت: چند هنگامه نَهی بر راهِ عامگام خَستی برنیامد هیچ کاموقت صِحَت جمله یارند و حریف وقت درد و غم به جز حق، کو اَلیف؟!#مولویاَلیف: مونس، همدم@beeshno
در گذشته نزدیک عید که می شد قالی ها را روی طناب می انداختند و با چوب روی قالی ها می کوبیدند تا گرد و غبار ها بیرون بریزد و فرش ها سبک و پاک شوند.در واقع وقتی چوب بر قالی و فرش میکوبند ، نمیخواهند قالی را کُتک بزنند، بلکه میخواهند گَرد و غبار را از قالی جدا کنند؛ درواقع (چوب را بر گَرد و غبار میزنند).گاهی سختی ها و مشکلات هم مانند چوب اند که به قصد پاک کردن و تکان دادن آدمی اصابت می کنند و تنها کافی است که مانند فرش و نمد صبوری کنید تا گوارا و پاکیزه شوید.پس چوب هایی که منِ ذهنی ات میخورد ،برای جدا کردن سنگینی ها و دردهای توست تا خالص و پاک و صاف شوی. «الصبر یعقب خیرا فَاصبِرُوا تَظفَرُوا» بر نَمَد ، چوبی که آن را مَرد زدبر نَمَد آن را نزد ، بر گرد زد...#مولوی @beeshno
اگر هزار کیسه طلا و نقره بیاوری برای ما ارزشی ندارد آنچه ما از شما طلب داریم دل است ، دل بیاورید: هزار بَدرِه زرگر بَری به حضرتِ حق حَقَت بگوید دل، آر! اگر به ما آری که سیم و زر بَرِ ما لاشیست بیمقدار دلَست مطلبِ ما گر مرا طلبکاری #مولوی بدره: کیسه لاشی:…صرف شد عمر گرانمایه به جمع زر و سیمو اندرین رسته نگیرند به جز قلب سلیمصفایی جندقی@beeshno
اگر هزار کیسه طلا و نقره بیاوری برای ما ارزشی ندارد آنچه ما از شما طلب داریم دل است ، دل بیاورید:هزار بَدرِه زرگر بَری به حضرتِ حقحَقَت بگوید دل، آر! اگر به ما آریکه سیم و زر بَرِ ما لاشیست بیمقداردلَست مطلبِ ما گر مرا طلبکاری#مولویبدره: کیسهلاشی: هیچ، بی ارزش@beeshno
برخی پنداشته اند که عشق درسی ایست آموختنی؛ در حالی که عشق دانه ایست یافتنی.... و به دلیل همین عشق نشناسی بعضی ها بود که #مولوی گفت: در آنجاکه عشق درد انسان را می افزاید کاری از دست ابوحنیفه و شافعی بر نیاید و آنان نتوانستند در خصوص عشق درسی دهند. آن طرف…حلاج بر سر دار، این نکته خوش سرایداز شافعی نپرسند امثال این مسائل...#حافظ@beeshno
برخی پنداشته اند که عشق درسی ایست آموختنی؛ در حالی که عشق دانه ایست یافتنی....و به دلیل همین عشق نشناسی بعضی ها بود که #مولوی گفت:در آنجاکه عشق درد انسان را می افزاید کاری از دست ابوحنیفه و شافعی بر نیاید و آنان نتوانستند در خصوص عشق درسی دهند.آن طرف که عشق می افزود دردبوحنیفه و شافعی درسی نکرد#مولوی می گوید: عشق یافتنی است نه خواندنی. اکسیر عشق را نمی توان در لابلای کتابها و مجادلات فقهی و کلامی پیدا کرد.عشق بارقه ای ست که ناگهان بر تاریکخانه ی درون آدمی ساطع می شود و یکسره او را سودایی و شیدایی می کند.@beeshno
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش... #مولوی @beeshnoدر نگاه هستی شناسانه ی عارفان و جهان بینی اولیای حق، همه ی اشیاء به اصل خود روزی بازمی گردند.#مولوی می گوید:آن برف گوید دم به دم: «بگدازم و سیلی شومغلطان سوی دریا روم، من بحری و دریاییم»تنها شدم، راکد شدم، بُفسردم و جامد شدمتا زیر دندان بلا چون برف و یخ میخاییمبرف تا برف است، راکد و جامد است که حرکت و خاصیتی ندارد؛ ولی وقتی آفتاب می تابد به اصل خودش برمی گردد و لذا آب می شود، جاری می شود و راهی دریا می شود. در حقیقت برف روزی به حقیقت خود که آب و دریا بود بازگشت می کند. حکایت انسان ها نیز مانند برف است؛ ما منجمد، راکت و بی خاصیت هستیم مگر اینکه آفتاب حق بر ما بتابد و آن وقت است که جاری و سودمند می شویم و نهایتا به سوی دریای حق برمی گردیم.#مولوی می گوید:تخم بطی گر چه مرغ خانهاتکرد زیر پر چو دایه تربیتمادر تو بط آن دریا بدستدایهات خاکی بد و خشکیپرستشما تخم مرغابی را زیر بال و پری قرار بدهید، جوجه می شود و روزگاری روی زمین شما می چرخد ولی اقناع و راضی نمی شود و بالاخره راهی دریا می شود و به اصل خود بازمی گرددخلق چو مرغابیان زاده ز دریای جانکی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاستانسان ها مثل همان مرغابی می مانند و بالاخره بسوی دریای حق برمی گردند.پس هر چیزی لاجرم به اصل و مبدأ و ریشه ی خودش بازگشت می کند.« إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ »@beeshno