معمولا "اضطرار " موجب این میشود که به انتهای نشخوار فکری و قضاوت مان نسبت به زندگی برسیم"اضطرار " موجب این خواهد شد که متوجه شويم دانستگی ما هیچ کاربردی نداردخاطرات ما و باید و نبایدها دستاورد محسوب نمیشود اینجاست که زیستن آغاز میشودو اگر از ورطه ی آن " اضطرار "جان سالم به در ببریم آن ادراک برای ما باقی خواهد ماندکه دانستگی هیچ اصالتی نداردتصور کن که در حال صخره نوردی هستی و به جایی رسیدیکه عبور دشوار استنه راه پس داری و نه راه پیشآنجاست که حضور میابیاضطرار یعنی جایی که عجزت را ملاقات میکنیجایی که دانایی و توانایی هیچ کاربردی نداردجایی که ادعا به نقطه ی صفر میرسد جایی که عظمتش باعث میشوداراده ی شخصی را واگذار کنی@beeerah