💎👇نابینایی که زیاد میداند@bayan_dastanehonarوارد حیاط که شدم، پشت در، یک عصا و یک پای مصنوعی به…
انتشار: 2026/07/28 03:09 UTCدریافت: 2026/08/01 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:11 UTC
💎👇نابینایی که زیاد میداند@bayan_dastanehonarوارد حیاط که شدم، پشت در، یک عصا و یک پای مصنوعی به دیوار تکیه داده شده بود. چند دقیقهای که در اتاق نشستم، مردی چهار دستوپا آمد و با صدایی رسا به من و دوستانم خوشآمد گفت. وقتی کنارش نشستم، متوجه شدم که علاوه بر معلولیت، از نعمت بینایی هر دو چشم نیز محروم است.آقای حسینخانی از قدیمیهای روستای رحیمآباد، در بخش مرکزی شهرستان بوئینزهرا است. خیلی کنجکاو شدم تا قصه زندگی او را بشنوم. زبان که گشود، مرا به ۴۴ سال قبل برد و از حادثه تلخی گفت که در ۲۴ اسفند سال ۱۳۵۹ برایش رخ داده بود.او به گفته خودش از استعدادی کمنظیر برخوردار است. میگوید هرگاه به بدن گوسفند یا بار یک کامیون دست بزند، وزن دقیق آن را با اختلاف یک یا دو کیلوگرم تخمین میزند.با وجود این شرایط جسمانی، از سال ۱۳۷۰ تاکنون نماینده کشاورزان روستاست و کارهای مربوط به آن را با کمک دو پسرش انجام میدهد. وقتی با همان صدای گرم و پرقدرت، شعری محلی به زبان ترکی خواند، از روحیه بلند و امیدواریاش لذت بردم.آقای حسینخانی گفت: «از سال ۱۳۵۵ در اداره برق و در بخش خط هوایی مشغول کار بودم. حدود پنج سال از خدمتم میگذشت که روزی در پایان کار، پیمانکار از من خواست مهرهای را ببندم. گفتم این کار خطرناک است، چون محل کار خیلی به سیم برق نزدیک بود؛ اما با اصرار او بالا رفتم. در یک لحظه دستم لغزید و برق مرا گرفت. از نوک پا تا سرم دچار آسیب شدم و همین حادثه باعث شد یک پایم و بینایی هر دو چشمم را از دست بدهم.»این مرد سختکوش، با وجود نابینایی، زندگی را متوقف نکرده است. پسرانش را در کنار خود به کار کشاورزی مشغول کرده و دو دخترش نیز هر کدام مسیر زندگی خود را با موفقیت ادامه دادهاند؛ یکی مدرک دکترا دارد و دیگری در کنار خانهداری، به دامداری نیز مشغول است.#Rahimabad#همسفر_روستا✒ روایت: محمدمهدی توکل💎 بیان و دستان هنر📌 تلگرام bayan_dastanehonar |ایتاeitaa.com/bayan_dastanehonar📌 روبیکا:rubika.ir/hamsafarerosta🆔 آیدی:@Monabategereh📷 اینستاگرام:tavakkol40 | monabategereh📺 کانال منبت گره:t.me/+dtRQrZdV3zcwMDZk🌐 سایت:handicrafts365.com#استان_قزوین



