دربارهٔ رمان «مَقتَل» اثر غلامحسین ساعدیغلامحسین ساعدی (با نام مستعار گوهر مراد)، داستاننویس، نمای…
انتشار: 2026/08/02 05:46 UTCدریافت: 2026/08/12 12:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 12:58 UTC
دربارهٔ رمان «مَقتَل» اثر غلامحسین ساعدیغلامحسین ساعدی (با نام مستعار گوهر مراد)، داستاننویس، نمایشنامهنویس و روانپزشک برجستهی ایرانی، کارنامهای پربار اما پرفرازونشیب دارد. در میان آثار متعدد او نظیر «عزاداران بیل»، «ترس و لرز» و نمایشنامه «گاو»، نام یک اثر همواره با هالهای از رازآلودگی و حسرت همراه است: رمان «مقتل». اثری که هرگز به طور کامل منتشر نشد و سرنوشت نسخه اصلی آن در هالهای از ابهام باقی ماند.داستان «مقتل» رویکردی بسیار متفاوت و عمیقاً روانشناختی به واقعه عاشورا دارد. ساعدی در این رمان به جای پرداختن مستقیم به قهرمانان این واقعه، دست روی نقطه تاریک و پنهان ماجرا میگذارد: تاریکی شب عاشورا و کسانی که صحنه را ترک کردند.بر اساس قطعات و توضیحات باقیمانده از طرح داستان، «مقتل» درباره همرزمان حسینبنعلی است که در شب عاشورا، تاریکی را نقاب چهرهی ترسوی خود کردند و با رها کردن او، به دنبال زندگی روزمره خود شتافتند. ساعدی در این قصه، خواننده را به دنبال این فراریان میفرستد و زندگی آنها را پس از این واقعه روایت میکند. خواننده میبیند که چگونه عدهای از این افراد، خفتِ «زندگیِ باریبههرجهت و خنثی» را تا لحظه مرگ تحمل میکنند؛ اما در مقابل، عدهای دیگر به موقعیت بشری و خطای خود پی میبرند، هوشیار میشوند و با صفبندیهای جدید، دوباره دو جناح را تشکیل میدهند و به این ترتیب، «عاشورای دومی» رقم میخورد.بر اساس اسناد و یادداشتهای باقیمانده (از جمله توضیحات اکبر ساعدی، برادر نویسنده)، روند نگارش و مفقود شدن این اثر به شرح زیر است: این اثر در اواخر دهه چهل خورشیدی (حوالی سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹) نوشته شد. ساعدی ابتدا قصد داشت آن را در قالب نمایشنامه خلق کند، اما از آنجا که امکانات اجرایی و صحنهای برای چنین روایت عظیمی محدود بود، منصرف شد و آن را به رمان تبدیل کرد. ظاهراً متن کامل این رمان پس از اتمام، به یک ناشر یا چاپخانه سپرده میشود، اما پس از آن به دلایل نامعلومی (شاید شرایط ملتهب سیاسی آن دوران و برخوردهای ساواک با ساعدی) مفقود میشود. اکبر ساعدی در این باره نوشته است: «به کی، کجا و حالا دست کیست نمیدانیم.» از این رمان تنها دستنویسهایی پراکنده در میان یادداشتهای نویسنده باقی ماند. دو فصل از آن در زمان حیات ساعدی و در سال ۱۳۴۹ در مجله «نگین» به چاپ رسید. سالها بعد در سال ۱۳۷۲ بخشهای دیگری از آن در شمارههای ۴ و ۵ ماهنامه «تکاپو» منتشر شد و در سالهای اخیر نیز نشریاتی چون «اقالیم» بخشهایی از آن را بازنشر کردهاند.هوشنگ گلشیری، نویسنده نامدار معاصر، در زمان حیات ساعدی با اشاره به جایگاه بلند او در ادبیات داستانی، ابراز امیدواری کرده بود که او این اثر را به سرانجام برساند: «ساعدی هنوز مینویسد... ذاتاً نویسنده است، حرفهای است و نه متفنن، قدش هم از همهی دیوارها بلندتر است... هنوز هم زنده است در عالم خلق و ابداع، دستش قوی باد و چشمش بینا تا "مقتل"اش را هم بنویسد و بسیاری دیگر.»«مقتل» نشاندهنده تبحر ساعدی در پیوند دادن بنمایههای تاریخی-مذهبی با تحلیلهای عمیق روانشناختی و جامعهشناختی است. انتخاب زاویه دیدِ «فراریان»، تمرکز بر عذاب وجدان و بررسی فروپاشی روانی انسانهایی که از مسئولیت تاریخی خود شانه خالی کردهاند، این رمان را (حتی در قالب همین قطعات پراکنده و ناتمام) به یکی از خاصترین و کنجکاوکنندهترین متون داستانی ایران تبدیل کرده است.@bashgahandishe



